<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پاتریس آنلاین</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 03 Nov 2009 11:50:47 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شباهت های شب 13 آبان و شب کنکور</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-327.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;مطمئنا اکثر دوستانی که این مطلب بنده را می خوانند ، حداقل یکبار کنکور سراسری یا کنکورهای دیگر را تجربه کرده اند . حالا چرا کنکور ؟ &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;فردا 13 آبان است . امشب ، شب 13 آبان است . استرس موجود برای حضور در مراسم سالروز 13 آبان بخوبی احساس می شود . آیا می توانم سر موقع به مراسم برسم یا نه ؟ آیا همه چیز طبق روال پیش می رود ؟ آیا در حین مراسم شاهد تشنج و دلهره خواهم شد ؟ آیا خوشحال به خانه بر میگردم ؟ و هزار آیای دیگر ...&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;تمام سوال های بالا ، مشابه سوال هایی است که در شب کنکور به سراغ ذهن و خیالمان می آید و نمی گذارد درست و حسابی بخوابیم . معمولا شب های کنکور هر آدمی ، جزء بدخواب ترین شب های آن شخص بحساب می آید . علت آن بدخوابی هم آن است که افکار آدم ، دچار ترافیک روحیه بخشی از پیروزی و ترس از ناامیدی است . که مطئنا در نهایت یکی از آن دو اتفاق خواهد افتاد . حالا آن شب شب حساس را با شرایط این روزها مقایسه می کنیم . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;این روزها شاهد انواع و اقسام بیانات و دعوت ها از تمام گروه ها برای حضور در این مراسم دریافت کردیم . مطمئنا اهداف همه آنها هم در نشر بیانات یکی است . اما آن چیزی که تفاوت دارد ، برداشت ها از این بیانات و روایات است . عده ای سعی در بیان و ابراز خواسته های خود در فرصت ایجاد شده دارند و عده ای دیگر سعی در کنترل جریان دارند تا این مراسم مهم ( که ظاهرا امسال اهمیتش چندچندان شده است ) مانند سال های قبل تبلیغاتی باشد و بس . آن چیزی که باعث التهاب در فکر دولت مردان است ، ترس حضور گسترده از مردمی که در این روزها هم عصبانی اند ... هم تحریک شده اند ... و هم خواسته هایشان روز به روز و با توجه به شرایط روز افزایش پیدا می کند و آن تحرکات هم ، معلول قانع نشدن وجدان عمومی است . وجدانی که روزی سرانجام باید به قانع کردنش تن دهند . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 11:50:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=327</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-327.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به یاد آن روزهای اتحاد</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-326.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;بدون شرح !&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://mhsplus.persiangig.com/image/dy1wrt.jpg&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://mhsplus.persiangig.com/image/etehaad.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;بری بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 10:28:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=326</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-326.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>13 آبان; سبزترین روز سال ؟!؟</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-324.aspx</link>
<description>چرا مهندس موسوی 13 آبان را می گوید &quot; سبز ترین روز سال &quot; ؟ چرا واقعا ؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آیا او از چیزی خبر دارد که ما نمی دونیم ؟ ها ؟&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 17:59:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=324</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-324.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آزادی آقامحمدمان مبارک !</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-325.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;آخی !!!!! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;دیروز - صبح جمعه - که در خواب  نازنین بودم و تقریبا آخرای خواب رو می گذروندم و تقریبا متوجه صداهای دنیای واقعی می شدم ، بابام وارد اتاق شد و گفت : &quot; محمد آزاد شد  &quot;.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;منم که توی خواب و بیداری بودم گفتم : &quot; خوب آزاد شده ، خدارو شکر &quot;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;یهویی به خودم اومدم . انگار که برق گرفه باشم یهو از جام بلند شدم . یهویی داد زدم : &quot; قوچانی ؟؟؟؟ &quot; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;محمد قوچانی عزیز ، ستاره پرهیاهوی خانواده ما بعد از تحمل حدود 131 روز اسارت بالاخره از بند آزاد شد . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;دیروز و دیشب رو تماما با محمد عزیز سپری کردیم . از خاطره های تور اوین برایمان می گفت . طوری تعریف می کرد که عاشق اوین می شدیم و دوست داشتیم حداقل چند روزی رو در این مکان متبرک بگذرونیم . به قول پدر خانم ایشان - عمادالدین باقی - ; &quot; انشاالله آزادی محمد ، طلیعه ای باشد برای آزادی بقیه اسرای در بند &quot; و همچنین به نقل از خود محمد قوچانی دوست داشتنی ; &quot; امیدوارم روزی برسد که پس از آزادی تمام اسرا ، یک عکس دست جمعی بیندازیم &quot; . محمد قوچانی همان محمد چند ماه پیشمان بود !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;به امید آزادی ...&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 16:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=325</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-325.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>13بدر امسال ، متفاوت تر از 13بدر هر سال </title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-323.aspx</link>
<description>می گویند عدد 13 عدد نحسیست . اما به نظر من بیشتر از اینکه عدد نحسی باشد عدد تیزیست ( تیز به معنای  نحوه قرارگیری زبان هنگام تلفظ )&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امسال ظاهرا ، آنطور که بویش می آید قرار است حکایت این روز با سالهای پیش آن فرق داشته باشد . تقریبا چند سالی می شود که بزرگداشت این روز تاریخی آنچنان هم بزرگ نبوده . و بیشتر شبیه به یک تجمع تفریحی و پیک نیک شبیه بوده . یا به عبارت دیگر بیشتر شبیه به همون 13بدر معروف خودمون بوده . اما ظاهرا 13بدر امسال یه خورده فرق داره . کاری ندارم که چی باعث شده یه ذره فرق داشته باشه . اما در این حد می دونم که خیلی ها به تکاپو افتادن تا این روز رو از روی تقویم بردارند . با استناد به همین تکاپوی دوستان ، می توان دریافت که انگار قرار است یک 13بدر تمام عیار ، با دسرهای خوش طعم داشته باشیم !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;13 آبان امسال ، ببخشید ، 13بدر امسال ، یک نکته دیگر هم داره . در تمام 13بدر های روزها و ماه های پس از خرداد ماه ، این اولین 13بدری است که دانش آموزان و بچه مدرسه ای ها هم نقش پر رنگی دارن . پس خوش بحالشون که فرصت ابراز وجود دارند . والا زمان دانش آموزی ما ، در این روز تکلیف اضافه هم بهمون می دادن تا هیچ وقت فرصت ادای تکلیف اصلی رو نداشته باشیم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;13بدر امسال ، احتمالا مث هرسال ، توش گل و شیرینی و شکولات نباشه که این 13بدر ، با باطوم و چوب و چماق خوش طعم تر است . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;منتظرش می مانیم !&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 11:08:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=323</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-323.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیری در زایشگاه مطبوعات</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-320.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;امروز رو با اجازه شما در 16امین نمایشگاه بین المللی مطبوعات سیر کردم . از همون ابتدای ورود ، روح و روانم به گند کشیده شد . چون اون بلواری که اون سمت خیابونش پارکینگ اختصاصی نمایشگاه بود و من اون یکی سمت بلوار بودم و هرچی بلوار رو جلوتر رفتم تا به یه دوربرگردون برسم تا برم اونور بلوار و برم تو پارکینگ ... ; زهی خیال باطل . تمام دوربرگردون هارو به لطف بلوک های خرکی شهرداری بسته بودن و مجبور شدم بیفتم توی بزرگراه رسالت و یه مسیر الکی برم و دوباره برگردم به اونور بلوار و برم توی پارکینگ و در آن ظهر داغ مسخره ، فی الواقع دهان مبارکم حسابی آچارکشی شد .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;رسیدم به نمایشگاه . آخه من نمی دونم این مسئولین نمایشگاه عقل ناقابلشان را - البته درصورت وجود - از چه کسی به ارث برده اند ؟ یه مسیر فرمالیته و خیلی خوشکل جلوی درب ورودی درست کرده بودند که هرکسی با دیدنش به وجد میومد ، وارد آن مسیر خوشکل شدم . تا اینجا درست ؟ به درب ورودی که رسیدم ... ای دل غافل شونصد و نود و هشت تا پله جلوی روی مبارکم ظاهر شد . عرق کردن و لعنت و نفرین را به جان خریدم و رفتم بالا . هی رفتم . هی رفتم . اما دیگه نرفتم ! چرا ؟ اینجا اصلا نمایشگاه نیست ، البته نمایشگاه از توش معلوم بود که در طبقه پایین بود . اینجا که من اومده بودم بخش اداریش بود . یه لحظه فکر کردم احتمالا من بسیار آدم کودنی هستم که تابلوی &quot; بخش اداری &quot; رو ندیدم . که البته بعدش که اومدم پایین ، دیدم اصلا تابلویی در کار نبود . خلاصه دوان دوان و عرق ریزون رفتم و رسیدم به نمایشگاه . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;نکته ماجرا اینجاست که در بدو ورود به دنیای مطبوعات ، با روزنامه هایی چون کیهان ، ایران ، وطن امروز ، اطلاعات و خبرگزاری هایی چون فارس ، رجانیوز و ... مواجه شدم . لامصب نمی دونم چه سری بود که همشون هم بر اصلی نمایشگاه بودن . چشمتان روز بد نبیند که احساس زایشی فوری بهم دست داد . حسی مثل حس ویار . یا هر اصطلاح دیگه ای که به ذهنتان میرسه . می دونید ؟ به هر حال باید تخلیه میشدم . حس بسیار مزخرفی بود . درمانش هم یک خودکار سبز و یا شاید هم آبی بود . از غرفه دار مهربان خبرگزاری فارس یک خودکار به یادگار گرفتم . ( بزنم به تخته غرفه ای زده بودن در حد کره مریخ . ظاهرا مهر دولت مهرورز حسابی بهشان ورزیده بود ) از بحث دور نشویم . حس تخلیه را با نوشتن نمادهایی چون &quot; یاحسین،میرحسین - یامهدی،شیخ مهدی - به امید ایران آزاد - به امید ایران در راه سبز امید - وعده ما 13 آبان و ... &quot; هضم کردم . هنگام ورق زدن دفتر یادبودشان این نکته را درک کردم که ظاهرا اکثر افراد حاضر در نمایشگاه هم مانند من حس زایشی داشته اند و البته بشدت بیشتری تخلیه کرده بودند . به گونه ای که احتمالا موقع تخلیه شدن ، باد معده را نیز آزاد کرده بودند .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;درکل نمایشگاه بسیار ساکت و سوت و کوری بود . یعنی راستش انتظار بیشتری هم نداشتم . حداقل اینکه خوراک رسانه ای بنده چند وقتیست توقیف شده ( اعتمادملی ) و رسانه های اینوری ( هم فکر خودمون ) هم اونقدر آزاد نیستند و خلاصه اینکه حسابی همه چیز توی سانسور خبری بایکوت شده . سعی می کنم روزای بعدی هم که احتمالا یه ذره رونق بگیره یه سری بزنم ، شاید برای انجام زایش بعدی !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 21:05:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=320</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-320.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نحسی جناب محمودخان گریبان حامد کرزای را هم گرفت</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-319.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;حامد کرزای که در انتخابات افغانستان به عنوان نفر اول معرفی شده بود ، سرانجام نتوانست بر صندلی ریاست جمهوری کشورش تکیه بزند و با ابطال بخشی از آراء انتخابات ، آراء وی افت شدیدی کرد و لذا انتخابات افغانستان به دور دوم کشیده شد . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;گمانه زنی ها حاکی از آن است ، حامد کرزای که بابت پیروزی اش در روزهای اولیه ، از خود شادی بسیاری نشان میداد بلافاصله پس از شنیدن پیام تبریک جناب محمود احمدی نژاد ، ناگهان کپ کرد و در ماتحتش سوزش شدیدی را تا ریشه احساس کرد . به گزارش نزدیکان حامد ، در شب تبریک محمود خان ، حامد کرزای چندین بار سرش را به دیوار کوبید و مرگش را از خدا خواست و با صدای بلند فریاد زد : &quot; خدایا ، این چه مصیبتی بود که انداختی تو پاچه ما ؟ آخه آدم قحطی بود ؟ ما که این همه دوست و رفیق در منطقه داشتیم ، پس چرا ما را گرفتار محمود کردی ؟&quot; . او صبح فردای آن شب نحس ، به دکتر قلب مراجعه کرد و گزارش های پزشکی نشان می دهد که وی در آن شب ، چندین بار بدلیل دیدن کابوس در خواب سکته های خفیف کرده و تا مرز جنون پیش رفته .  او دائم  در خواب حرف میزد  و هی پشت سر هم تکرار می کرد : &quot; آی محمود جز جیگر بگیری ، آی محمود الهی تیک عصبی بگیری &quot; و هزاران جمله انتقادی دیگر که بدلیل استفاده از الفاظ زشت و غیر قابل تشخص بودن فحش های زبان افغانی ، از انتشار آن معذوریم . حامد کرزای که امروز به ناچار رای کمیسیون انتخابات ، در مرحله دوم را پذیرفت ، در هفته های اخیر تلاش فراوانی کرد تا با محمود تماس بگیرد تا به او بگوید : &quot; جون مادرت پیام تبریکت رو پس بگیر تا اوضاع کشور آروم بشه &quot; اما هیچ وقت موفق به این کار نشد که نشد .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;به گزارش محمود نیوز ، محمود خان که سابقه بسیار طویلی در ارسال پیام تبریک و تسلیت و تولد و عروسی دارد ، تابحال بدلیل فرستادن این پیام ها ، باعث مرگ 8 نفر ، طلاق 124 عروس و داماد ، خودکشی 25 نفر در روز تولد ، انقراض 16 نوع حیوان دریایی و سقوط 46 هواپیما شده است . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;پیش بینی می شود با توجه به علاقه شدید جناب احمدی نژاد  به مدیریت جهانی ، در سال جاری شاهد از بین رفتن بیش از نیمی از کره زمین و خشک شدن بیش در 70% دریاها و اقیانوس های زمین هستیم . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;همچنین خبرهایی که از پیام های ارسالی از ماهواه امید می رسد ، این ماهواره بشدت در حال تکثیر نسخه های جدیدتری از محمود در سیاره های دیگر است . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;و بنده به عنوان یک ایرانی ، بابت داشتن همچنین رئیس جمهور ملوسی ، بشدت افتخار می کنم و در حال حاضر پشیمانم که به غیر او در انتخابات رای دادم . او باعث افتخار و اقتدار ملی ما در این سال ها شده است . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;خبرهای رسیده از آن حکایت دارد که در حال حاضر سر محمودخان بشدت شلوغ شده و برای دیدنش باید زمانی را رزرو کرد که احتمالا تا 50 سال دیگر زمان آن نرسد . زیرا وی در حال قرارداد با صاحبان سیرک است. همچنین کودکان زیادی خواستار حضور وی در برنامه عموپورگ و خاله نرگس شده اند .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می گردد !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 16:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=319</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-319.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>منحرف ترین شعاری که به گوشم خورد</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-318.aspx</link>
<description>
در مورد جنبش سبز می نویسم !&lt;p&gt;کوتاه می نویسم !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در تمام شعارهایی که مردم می دادند ، شعار &quot;&lt;strong&gt; &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;استقلال آزادی ، جمهوری &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;ایرانی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &quot; &lt;u&gt;&lt;a href=&quot;http://mhsplus.blogfa.com/post-264.aspx&quot; target=&quot;_blank&quot; title=&quot;استقلال آزادی ، جمهوری اسلامی&quot; style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;منحرف ترین&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/u&gt; شعاری بود که شنیده شد !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کاش عده ای &quot;&lt;strong&gt; استقلال آزادی ، جمهوری اسلامی&lt;/strong&gt; &quot; واقعی را می جستند !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; style=&quot;color: rgb(153, 204, 102);&quot;&gt;اگر مایلید ، ادامه مطلب را ببینید ( حتما ببینید )&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;-  &lt;/span&gt;&lt;font size=&quot;5&quot; face=&quot;verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot; style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;V&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;  -&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 08:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=318</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-318.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روی ماه مهر</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-317.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;به به . سلام عرض شد . چند وقتی بود با این صفحه بیگانه شده بودم و کلی روش خاک گرفته بود که امشبو تصمیم گرفتم یه حال اساسی بهش بدم و لذت بروز بودن رو بهش تقدیم کنم . شب جمعست و احساس خارش شدیدی روی بدنم حس می کنم . از اون خارش هایی که حالاحالاها مهمون تن خستمه . خسته از یک تابستون بی فروغ و زهرماری . انگار نه انگار که روی ماه مهری خانوم رو چند هفته ای هست که می بینیم . دلمم که حسابی تنگ هم کلاسی های دانشگاه و بقیه رفقا شده بود که البته این روزا حسابی جا باز کرده و می ترسم زیاد از حد گشاد بشه و دوباره کار دستم بده و بیفتم تو وادی بی حالی و خماری .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;سرمای عجیبی خوردم و با دستمال کاغذی و آب نمک و توالت خونمون هم حسابی رفیق شدم و روزی چند بار از خجالتش در میام و یه تگری حسابی مهمونش می کنم . حس و حال دکتر مکتر رفتن هم که ندارم . گمونم جدیدا آنفولانزای خوکی داره بهم دست تکون میده و احتمالا رفتم توی تیم آنفولانزایی ها . دیگه ما با کلاسیم دیگه . مریضیهامون هم از این درد و مرض های خارجی و خفنه . نه از این مرض سوسولی ها که این جوونا میگیرن .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;تا یادم نرفته بگم ، یه چیزی هست که خیلی وقته ذهن و دماغم رو به خودش مشغول کرده . یه بوی عجیب و خیلی گندی هست که چند وقته توی اتاقم بوضوح استشمام میشه . نمی دونم کدوم ناجوانمردی چند وقته که میاد و چوب پنبه رو اینجا خلاص می کنه و فرار می کنه . مخصوصا صبح ها که از خواب بیدار میشم مث هاله نور دور و اطرافم رو پر می کنه و هیچ کسی جرات نمی کنه وارد اتاق بشه . مطمئنم کار خودم نیست . چون معمولا سر شب تلمبه معده رو آزاد می کنم و نمی گذارم به موقع خواب و صبح برسه . جالب اینکه هیچ بوگیری هم جواب نمیده . خودم یه احتمالی میدم . به مناسبت روز تولدم یکی از بستگان گرامی لطف کردن و یه شلوار پارچه ای برام آوردن که ظاهرا این شلوار جادویی با مواد نفتی غصبی ساخته شده . جوری که تاحالا 4 بار شستمش ولی هنوز بو میده . ا... اعلم !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بیشتر سر شما عزیزان که تخم سرتون روی چشمم جا داره رو نمی گیرم . فقط می خوام یه آهنگ خیلی جیگر و ناز و آروم ترکی براتون بگذارم . آهنگ خیلی قشنگیه و روی روح و روانتون پیاده روی می کنه . انصافا خوانندش هم بسیار خوب روی و توپ جثه هست ! پیشنهاد می کنم اگر دنبال آرامش هستین این آهنگ رو گوش کنید ، اما اگر به همان اندازه به آرامش نیاز دارید به خواننده اثر هیچ توجهی نکنید . با اجازه . مخلص برادر !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.4shared.com/file/141169720/efceac95/Bundan_Ibaret.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;آهنگ Bundan Ibaret اثر زیبای Burcu Gunes&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 18:25:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=317</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-317.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشاور میرحسین موسوی شماره حساب کمک به آسیب دیدگان پس از انتخابات را اعلام کرد</title>
<link>http://mhsplus.blogfa.com/post-304.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: x-large; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;پست ویژه&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;عليرضا حسينی بهشتی با اعلام اين خبر گفت:در پی تماس‌های مكرر شهروندان با كميته پيگيری امور بازداشت‌شدگان و آسيب‌ديدگان حوادث بعد از انتخابات جهت كمك به آسيب‌ديدگان، اين كميته مبادرت به افتتاح حسابی به همين منظور كرده است. وی خاطر نشان كرد افرادی كه خواهان كمك به آسيب‌ديدگان حوادث بعد از انتخابات هستند می‏توانند كمك‌های نقدی خود را به شماره حساب 8007967 بانك ملی شعبه چيذر، به نام &quot;مجتمع نيكوكاری شهيدان رحمانی&quot; واريز نمايند.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#009900&quot; size=&quot;4&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;کمک به آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#000066&quot;&gt;شماره حساب    8007967 &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#000066&quot;&gt;بانك ملی ایران شعبه چيذر&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#000066&quot;&gt;به نام &quot;مجتمع نيكوكاری شهيدان رحمانی&quot;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 13:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mhsplus&amp;postid=304</comments>
<dc:creator>mhsplus</dc:creator>
<guid>http://mhsplus.blogfa.com/post-304.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
