تبليغاتX
پاتریس آنلاین
آرشیو عناوین
بدون شرح !


اگر احیانا نمی توانید ویدئو را ببینید 2 دلیل دارد . یا فلش پلیر را روی دستگاهتان نصب نکرده اید ، یا از فیلترشکن استفاده نکرده اید ویدئو از سایت Youtube می باشد .

+ نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388ساعت توسط پارسا |

با سلام . فیلم مستند آقای کروبی که از تلویزیون پخش شد . شامل چندین قسمت جداگانه بود که یکی از این بخش ها مباحثه آقای کرباسچی و آقای کروبی بود که یکی از زیباترین بخش های این فیلم دیدنی بود . این فیلمی که اینجا براتون گذاشتم فقط مربوط به همین بخش می باشد که البته به صورت کامل می باشد . صحبت های جالبی توش هست که پیشنهاد می کنم حتما ببینیدش !  

برای دانلود فیلم اینجا کلیک کنید !

-------------------------------------------------------------------------------------------
همچنین برای دانلود فیلمی که از تلویزیون پخش شد بر روی لینک های زیر کلیک کنید

فرمت : FLV
برای دیدن فیلم به برنامه Real Player نیازمندید

+ نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت توسط پارسا |

گفته بودم که روزای بد داره تموم میشه و جاشو به روزای س ک س ی میده . همه شرایط به حالت فرم درومده . غم از دست دادن رفیق هرکسی رو داغون میکنه که بنده هم ازین احوالات مستثنا نبودم . خداروشکر تلویزیون ما هم دیشب از قٌرٌق ننه جوون باباجوون دراومد . حدود دو هفته ای بود که شب تا صبح داشتن این جومونگ لعنتی رو می دیدن . اتفاقا خوش موقع هم تموم شد . دیشب توی عادت ماهیانه بودم و شدید نیاز داشتم به یه پایه اساسی . چون حالا حالاها از تشک بازی خبری نیست معمولا اینجور وقتا فیلم دیدن رو انتخاب می کنم . البته نه از اون فیلمایی که اتفاقا همین چند وقت پیش هم اماکن دلاورمون لطف کردن و عوامل پخششون رو به خاک سیاه نشوندن . خداشاهده که که اگه ازون فیلما هم جلوم بزارن ، با همین چنگولای خودم ، محکم محکم میزارمش توی پلیر و حالشو می برم . اما ازون جایی که ما جنبه دیدن این فیلمها رو نداریم به همون فیلمای چندین بار بازبینی شده قانعیم . توی فیلمایی که جدیدا خریدم انیمیشن ماداگاسکار ۲ هم هست که قراره جمعی ببینیمش . فقط جومونگ نباشه که اصلا فرق قیافه هاشونو نمی تونم بفهمم . مخ من فقط مدل ریش و سیبیلاشونو accept می کنه . یکی از حماقتای زندگیم هم این بود که لای فیلمایی که خریده بودم مجموعه کامل جومونگ زبان اصلی و بازیرنویس هم بود که اینا دیگه منو به تنگ اورده بودن از بس دیدنش .

دیشب بعد از مدت ها نشستم یک فیلم درست و حسابی دیدم . " s-e-x & death 101 " یک فیلم هنری و کمدی خوش ساخت هست که داستانش شما رو تا آخر فیلم جذب می کنه . پایه فیلم روی س.ک.س طرح ریزی شده بود . شخص خوش چهره ای که از قبل می دونه قراره باید با چه کسانی باشه و از روی لیست جلو میره . از قضا نفر ۱۰۱ که آخرین نفر اوناست ، دختریست که مشهور به " نل مرگبار " هست و هرکس با اون بوده بعدش جام مرگ رو نوشیده و کله پا شده . داستان به زیبایی هرچه تموم تر طریقه برخورد این مرد با شرایط رو نشون میده . سکانس محشر فیلم هم قسمتی بود که شخص می خواست لیست رو نادیده بگیره و با شخصی که عاشقش بود و اتفاقا توی لیست هم نبود باشه که اینطور نشد و از اونجا به بعد تسلیم لیست شد . اگه دنبال یک فیلم هنری و جذاب هستین ، این فیلم رو از دستش ندین .

فردا جمعست و مراسم عقد علیرضای خودمون . داش علیرضا داره مارو تنها میزاره و خودش رو محکم به دامان خانواده می کوبه . البته اینجور که پیداست ما هم کوبیده شدیم و خود نمی دانیم . اما اینجور وقتا کوبیده شدن یا نشدن مهم نیست ، اتفاقا بودن یا نبودن هم مهم نیست . فقط مدت زمان مقاومت در برابر لهیدگی مهمه . البته از شناختی که از همسر علیرضا دارم اهل له کردن و اینجور برنامه ها نیست . مگر اینکه چهرش غلط انداز بوده باشه و بعد از مراسم عقد یه جور دیگه بشه و علیرضا و مارو همه رو به آتیش بکشه . بالاخره هرچی باشه از اهل نسوان اگر یه مثقال هم به ارث برده باشه اینجور حرکات طبیعی به حساب میاد . بگذریم از غیبت های روزمره و به خود رسیم . تصمیم دارم برای فردا یه تیپ نوستالوژیک بزنم . تیپی که دلتنگی و غریبی رو به همگان معرفی کنه و با نگاهی بشه فهمید که اینجانب غم بی علیرضایی رو بخوبی درک می کنم . یک شلوار کتون قهوه ای سوخته . کفش سبز مایل به نارنجی . پیرهن قهوه ای مشکی با یک پاپیون سفید و کت مشکی . کلاه سرمه ای شاپو هم که همیشه میهمان کله مبارک بندست . می پوشم همگان را تا ببینیم دنیا دست کیه . با اجازتون مرخص میشم و میرم امام زاده و چندتا شمع روشن می کنم . دعا کنید تا از فرط خستگی از روزگار امام زاده رو به آتیش نکشم . فعلا ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت توسط پارسا |

گزارش خبری من از مراسم افتتاحیه - چاپ شده در روزنامه وطن امروز
-------------------------------------------------------------------------------

مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر پایان یافت .

این مراسم که در تالار حافظ برج میلاد انجام شد راس ساعت نوزده با استقبال شدید و جمعیتی بالغ بر 1500 نفر با مجری گری محمدرضا فروتن و با حضور هنرمندانی از جمله رسول صدرعاملی ، ابراهیم حاتمی کیا ، مصطفی رزاق کریمی ، مسعود ده نمکی و ... آغاز شد . محمدرضا فروتن ابتدا شعری را خواند که استعاره از انقلاب و سی سال عمر آن داشت . و همچنین قسمت های دیگری از این شعر را در حین برگزاری مراسم و بین برنامه اجرا کرد . این جشن بزرگ حوادثی را نیز دربر داشت . پرده نمایشی که برای نمایش صحنه هایی از آنونس ها و فیلم های مخصوص بزرگداشت ها تعبیه شده بود در حین پایین آمدن در اثر بی احتیاطی عوامل تدارکات دچار نقص فنی شد و اجرای برنامه را دچار مشکل کرد و محمدرضا فروتن که تا آن لحظه ساکت و آرام برنامه را اداره کرده بود ، با توجه به شرایط و جو موجود ، مجبور به تغییر خود شد تا عیوب فنی را بپوشاند هرچند که وی با تسلط کامل مراسم را ادامه داد و از حاضرین عذرخواهی کرد . بعد از این اتفاق اجرای زنده حسام الدین سراج و گروهش را داشتیم و پس از آن آنتراک 10 دقیقه ای اعلام شد .

بعد از استراحت اجباری چند دقیقه ای مراسم با بزرگداشت مرحوم خسرو شکیبایی آغاز شد و این اجرا با حضور همسر مرحوم شکیبایی و نمایش کلیپی از آثار و گزیده ای از زندگی و صداهای برجای مانده از مرحوم ادامه یافت . همچنین در ادامه بزرگداشت هایی از محمدرضا شرف الدین (جلوه های ویژه) ، محمد کلاری (فیلم بردار ) رسول صدرعاملی (کارگردان) و ابراهیم حاتمی کیا (کارگردان) دنبال شد . از حاشیه های این بزرگداشت ها می توان به گلگی ابراهیم حاتمی کیا از وضعیت فیلمش اشاره کرد . حاتمی کیا مجموعه این سی سال سینمای ایران را قصه ای پر از فراز و نشیب ، تلخی و شیرینی و لحظه های قشنگ تعبیر کرد . همچنین وی از رئیس جمهور محترم خواستند تا از فیلمش دفاع کند . در ادامه مراسمی از مرحوم بدیع موسس و بنیانگذار استدیو بدیع تقدیر شد . در ادامه صفار هرندی وزیر ارشاد پیام دکتر احمدی نژاد را قرائت کردند و پس از آن برای دومین بار گروه موسیقی سراج رو صحنه آمدند و این اجرا حسن ختامی برای این مراسم با شکوه و پرحاشیه بود .

مراسم افتتاحیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر ساعت 23 به کار خود پایان داد .

+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

الان داخل سینما فلسطین هستم . طبقه سوم . اینجا چندتا لپ تاپ هست . از صبح اینترنت قطع بوده . تازه همین حالا وصل شده . فیلم " هر شب تنهایی "رسول صدرعاملی رو دیدم . با بازی فوق العاده زیبای حامد بهداد و لیلا حاتمی . فیلم از لحاظ محتوایی خیلی عمیق و عاشقانه بود . مسیر فیلم بیشتر متمرکز بود روی رابطه زوج جوانی که بسیار علاقمند یکدیگر هستند . این فیلم ، داستان زوجی رو تعریف می کرد که به شهر مشهد سفر کرده بودند تا از آستان قدس طلب کمک جهت رفع بیماری عطیه همسر حمید را انجام دهند ( لیلا حاتمی و حامد بهداد ) .

اغلب صحنه های فیلم داخل صحن حرم امام رضا فیلم برداری شده بود و طبق گفته های رسول صدرعاملی در نشست مطبوعاتی تصویربرداری مشکلی را پیش رو داشتند . تصویر برداری در فیلم بسیار فکر شده انجام شده بود . تمام صحنه ها زیبا بود . یک فیلم حسی که ارتباط خیلی خوبی با بیننده برقرار می کنه . دیدنش رو بهتون توصیه می کنم .

از جمله مواردی رو که میشد بهش توجه داشت رابطه عاطفی بسیار نزدیک عطیه و حمید بود و انواع ابراز احساسات رو نسبت به هم داشتند . به طوری که نمونه این چنین دیالوگ هایی رو در فیلم های مشابه خیلی کمتر می دیدیم .

ببخشید الان وضع اینجا اصلا مناسب نیست . مشکل اینترنت دارم . سر این کامپیوترهایی که اینجا گذاشتن دعواست . مجبورم بلند شم و برم .

فعلا با اجازه

دوباره برمیگردم !

+ نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

داشتم توی اینترنت گشت و گذار می کردم که به یه کلیپ جالب برخورد کردم که توسط شخصی در بین جمعیت فیلم برداری شده . در تمرین پیش از بازی تیم استقلال وحید طالب لو حرکتی رو انجام میده که مارو یاد چیلاورت دروازبان معروف پاراگوئه میندازه . دیدن این کلیپ خالی از لطف نیست .

 [ دانلود کلیپ هنرنمایی وحید طالب لو ]
فرمت 3GP - حجم ۴۳۰ کیلوبایت

+ نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

گزارشی از فضای اینترنت، گفتگویی با مدیر گروه ورزش شبکه سه درباره سرنوشت این برنامه، دو یادداشت و مقاله‌ای از امیر قادری؛

بسته خبری «سینمای ما» درباره برنامه 90 پرجنجال این روزها

عادل فردوسی پور و نود

یادداشت امیر قادری درباره برنامه 90

فرصت دیگری برای جنگیدن و عشق‌ورزیدن نداریم

این نمایش بزرگ را از دست ندهید

- جسارتا اجازه دهید این برنامه 90 برای ما بماند. چند سال است درباره‌اش می‌نویسم و راست‌اش هنوز پشیمان نشده‌ام. به نظرم ارزش‌اش را دارد. تقریبا تنها پنجره‌ای است که از طرف صدا و سیمای ما به سمت جامعه باز می‌شود. این دیگر فقط فوتبال نیست. این تنها برنامه‌ای است که با کمترین فیلتر، هم‌میهن‌های خودم را در شکل و شمایلی نسبتا واقعی می‌بینم. همان طور که داد می‌زنند، همان طور که می‌خواهند منطقی باشند، بعضی وقت‌ها که به همدیگر لگد می‌زنند یا موهای همدیگر را می‌کشند، جایی که می‌خواهند بانمک باشند، یا زور می‌زنند که به نتیجه برسند، وقتی پیش می‌آید به هم دروغ بگویند و از این بساط. پیش می‌آید که موقع تماشای 90 حسرت بخورم که چرا دیگر از این جور برنامه‌ها نداریم، چرا باید تماس‌مان با سطح واقعی اجتماع روزمره این قدر ناچیز باشد، این که چرا سیاست و فرهنگ اجازه ندارد در صدا و سیمای مملکت از این جور برنامه‌ها داشته باشد. اما همین که هست خیلی هم خوب است. این سه ساعت دلپذیر را در طول هفته اجازه دهید برای‌مان باقی بماند.
- اگر در تلویزیون ما سرگرمی هست، به همین 90 مربوط می‌شود. اگر کش مکش دراماتیکی وجود دارد، باز مال همین برنامه است. اگر دنبال لحظه‌ای طنز ناب می‌گردید، به سراغ 90 بروید. قهرمان‌های این نمایش، آدم‌هایی هستند که هر چند نخواهند این باشد، باز به شکلی ناخودآگاه و در یکی از لحظات این برنامه در طول سال، مجبورند خودشان را همان گونه که هستند نشان بدهند. اتفاقی که در جامعه ما کمتر می‌افتد. این‌ مربی‌ها و بازیکن‌ها و سرپرست‌های تیم‌ها، واقعی‌ترین کاراکترهای جهان نمایش ما، از سینما گرفته تا تلویزیون و تئاتر، در طول هفته هستند. همه آن چیزهای بدی که هستیم و کتمان می‌کنیم، و همه آن چیزهای خوبی که می‌توانیم باشیم و به خاطر محافظه‌کاری و ترس و دروغ، از دست‌شان می‌دهیم. همگی‌شان خوب و بد این جا و در برنامه 90 حضور دارند. اکبر میثاقیان را ببینید. کدام شخصیت و کاراکتر از این بهتر پیدا می‌شود؟ و 90 این فرصت را به میثاقیان می‌دهد که اگر بخواهد خودش باشد، بتواند. مثل هر نمایش دیگری هر هفته آدم بد هم البته در 90 داریم. آن‌هایی که دست‌شان رو می‌شود، کسانی که سوادش را ندارند، یا زیادی تعارف می‌کنند یا حاشیه می‌روند. درست این جاست که ارزش آقای عادل فردوسی‌پور مشخص می‌شود. این که بداند تا کجا پیش برود. چه قدر جدی بگیرد و کجا بکشد کنار. و راست‌اش همیشه فکر کرده‌ام فردوسی‌پور اگر تکلیف‌اش با خودش روشن نباشد، اگر کمتر بداند، اگر مشق شب‌اش را ننوشته باشد، اگر سوتی داشته باشد، او و برنامه‌اش نمی‌توانند مثل یک آیینه عمل کنند. او تیزهوش است. پس زندگی خصوصی‌اش را با محافظه‌کاری و بی‌حاشیگی می‌گذراند، بلکه بتواند برندگی و حاشیه را به داخل برنامه منتقل کند. تا داخل استودیو دست‌اش باز باشد. چند هفته‌ای نگران‌اش بودم که زیادی دارد جنجال‌ها را دنبال می‌کند و تعادل و تمرکزش را از دست داده. اما حالا چند هفته‌ای است که دوباره همه چیز رو به راه شده. به خصوص حالا که عادل بر مشکل همیشگی‌اش غلبه کرده. این که زیاد بامزه نبود و حالا بامزه هم که هست. حس طنزش پیشرفت کرده، و کیست که نداند این چه خصوصیت مهم و تعیین کننده‌ای برای هر آدمیزادی است. او از فوتبال و کارش آگاهانه لذت می‌برد. که اگر این با صداقت ترکیب شود، آن وقت همه چیز خود به خود درست از آب درمی‌آید.

- این وسط برنامه‌های ورزشی دیگری هم روی آنتن می‌روند که به تاثیر 90، اغلب زمان زنده برنامه را به فوتبال و ماجراهای مربوط به لیگ برتر اختصاص می‌دهند. اما صداقت و هوش‌اش را ندارند. و این درک ویژه مردان بزرگ را که حاشیه‌ها خیلی موارد از متن مهم‌ترند. و شاید متوجه نیستند که «آینه زمانه خود بودن»، با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش چه مرتبه والایی است. که چه فهم و رو راستی برای قرار گرفتن در چنین جایگاهی لازم است. پس از 90 عقب افتاده‌اند و این عقب افتادگی را با همان شعارهای قدیمی و ابزارهای از کار افتاده پر می‌کنند. و ادعا می‌کنند عوض پرداختن به حاشیه‌ها، برنامه‌شان «علمی» و «پربار» است و می‌کوشد به شکل «عمیق»‌ای درباره ورزش صحبت کند. نتیجه‌اش می‌شود این که برنامه 90‌ به نشاط‌‌مان می‌آورد، سرگرم‌مان می‌کند، چیز یادمان می‌دهد، ما را با تصویر خودمان رو به رو می‌کند، لحظه واقعیت را در مواردی از دل جامعه بیرون می‌کشد؛ پس خون دارد و تاثیر می‌گذارد. باقی برنامه‌ها اما حرف می‌زنند، بحث می‌کنند، و کم تاثیر می‌آیند و می‌روند، در عوض دل‌شان خوش است که به مسائل «بنیادی» فوتبال می‌پردازند و می‌کوشند جامعه ورزش را در مسیر درستی هدایت کنند.
- پس عجیب نیست که هر از چندگاهی، با آن لحظه نمایشی ناب در این برنامه مواجه می‌شویم. وقتی اکبر میثاقیان ناگهان می‌زند پشت آقای خبرنگار که: «فهمیدی؟» یا لحظه‌ای که خداداد عزیزی می‌ایستد و رو به دوربین می‌گوید: «آره کتک خورد. فحش داد و کتک خورد. اونایی که زدن‌اش همین جان. جایی نرفتن. اسم‌شون هم هست. این جا واستادن. من‌ام برم شیراز فحش بدم کتک می‌خورم. این یه قانونه.» 90 اولین و آخرین جایی است که هنوز با چنین جلوه‌هایی از نمایش رو به رو می‌شوید و شخصیت‌هایی که دیگر روی پرده سینما و تلویزیون ما خلق نمی‌شوند. دیگر داستانی وجود ندارد. تا دوشنبه شب از راه برسد و یک بار دیگر آرم برنامه 90 ظاهر شود.

- و اتفاقا درست نیمه شب موقع تمام شدن برنامه 90 است که بعد از شنیدن همه آن داد و فریادها، همه آن دروغ‌ها و اندکی راست‌ها، بعد شوخی‌ها و عصبانیت‌ها، بعد دیدن و شنیدن لاپوشانی‌ها و وعده‌های عمل شده و نشده، ناگهان با تصویر تمام نمایی از کشورم و مردم‌اش رو به رو می‌شوم و احساس می‌کنم حالا که دیگر مانعی وجود ندارد، حالا که دست‌مان برای خودمان رو شده، حالا که دیگر چیزی برای پنهان کردن نداریم، همه ما آدم‌های ناکامل، می‌توانیم همدیگر را خیلی خیلی دوست داشته باشیم. و آن گاه لحظه‌ موعود فرا می‌رسد. وقتی همدیگر را با همه خوبی‌ها و بدی‌ها محکم در آغوش بکشیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 24 دی1387ساعت توسط پارسا |

منبع : روزنامه اعتماد ملی

هزینه بلیط سینما را (۱۰۰۰ یا ۱۵۰۰ تومان ) به این شماره حساب واریز نمائید .

0116407795   (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد032 )

به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی

توجه : شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سي‌دي يا بينندگان آن به حساب تهيه‌كننده و كارگردان آن واريز مي‌شود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سي‌دي را نخريده‌اند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربه‌اي كه به اين سينما خورده را جبران مي‌كند. تاكيد مي‌شود همان‌طور كه كارگردان و تهيه‌كننده «سنتوري» متذكر شده‌اند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.

برای مشاهده متن کامل خبر به ادامه مطلب بروید !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت توسط پارسا |

دانلود یادداشت ها ، نقدها و اخبار                    نسخه PDF        نسخه Word 2003

دانلود یادداشت در نشریه شهروند امروز           نسخه PDF        نسخه Word 2003

برای مشاهده آخرین یادداشت جشنواره فیلم فجر و خاطرات آن روزها به ادامه مطلب بروید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت توسط پارسا |

دیروز داشتم فیلم زندگی دیگران (The Lives of Others) رو می دیدم ، یه سوپر فیلم ، پر از سکانس های عاشقانه و معناگرا ، پر از رازهای نگفته از نویسنده ای که مردمی فکر می کنه ، سونامی از مردان بزرگ ، مردی که عشق و زندگیش رو گذاشت واسه نمایش نامه ای که به خاطرش انسانیت رو زنده کنه ، وقتی افسر پلیس به مامور امنیتی "ایکس ایکس ۷" می گفت ، اینجا مث مدرسه نیست که بعد از هر مرحله درجه ات بره بالاتر ، اینجا کار می کنی ، چون برای مردم هستی !

می دونم انتظار نداشتین بعد از یه مدتی نسبتا طولانی ، پست جدیدم رو اینطوری شروع کنم ، بعضی وقتا گفته نمیشه حرف هایی که باید ...! بعضی وقتا واسه ایستادن دیره ولی هیچ وقت واسه گفتن دیر نیست ، هرچند هزینه بالاست ولی باید گفت تا شنیده بشه آنچه که باید ...! اون وقته که یک سونامی ساخته میشه از مرد های بزرگ ، مردهایی که معمولا کهنه نمیشن ، چون همیشه دست اول فکر می کنند ، واسه امنیت خودشون و شاید هم محکوم کردن دست اندازها برای آیندگان ...! خیلی ها حاضرن واسه امنیت عشقشون حتی از جسم و روح خودشون هم بگذرن ، اما واقعا این معامله منصفانست ؟
چند گرم از امنیت خانوادت رو حاضری با یه کیلو آزادی توی جامعه عوض کنی ؟ هرچقدر بتونی دقیق تر روی این ترازو مانور بدی ، وجدانت راحت تر نفس می کشه ، اون وقته که بهت میگن بزرگ مرد ، و شاید هم یه کتاب بهت هدیه بدن با نام " سونامی از مردان بزرگ "

واقعا دیدن این فیلم برای هر ایرانی واجبه ، ولی قول بدین نسخه سانسور شده رو ببینید ، خیالتون راحت باشه ، اصلا اصلش گیر نمیاد ، چون توی این مملکت اینقد آدم ماهر و استاد در زمینه سانسور کردن داریم که اصلا نیازی به گفتن من نیست ! فقط یه راه واسه دیدن نسخه اصلی دارین ، اینکه مث یه بچه زرنگ شلوار و پیرهن خوشکلتون رو تنتون کنین (شاید هم مانتو و روسری گل گلی آبی ) یه سری به نزدیک ترین میدون دم خونتون بزنید ، همیشه یه آقایی وایساده ، فکر کنم بیچاره حوصلش هم سر رفته اینقد که پول شمرده ! دقیقا یه متری اون آقا ، سیلی از جمعیت وایسادن ، تعجب نکنین که چرا دارن زمین رو نگاه می کنن ، نه شلوارشون گشاده و نه پول ، نه طلا و جواهری از رو زمین پیدا کردن ، اینجور موقع ها مطمئن باشید دارن به عکس های خوشکل روی فیلم های DVD زبون اصلی ، با کیفیت عالی ، زیر نویس فارسی نگاه می کنن ، و همچین خمار عکس های روی این فیلم ها شدن که انگار پری با اسب سفید دیدن ... شما اینجور مواقع دستتون رو باز کنید تا اگه یهو کسی غش کرد آماده باشین تا ازشون در آغوش گرمتون پذیرایی کنین ، این بهترین هدیه برای غش کنندگان در اون لحظه است ، ولی غول بدین فقط بقل کنین ها ...! فقط توی خرید به چند نکته توجه کنید ! عمرا برای هر فیلم از هزار تومن بیشتر ندین ، واسه خودشون دونه ای پونصد تومن هم تموم نمیشه ، فقط در دو حالت تسلیم بشید و بیشتر پول بدید ، اولا زمانیکه او آقاهه سیبیل های چنگیزی داشت ، دوما وقتی اون آقاهه یه کمی شبیه من بود (کافیه به عکسم بالای وبلاگم توجه کنین تا چهره من در ذهن پر از فسفرتون جا بگیره ) آخه منم دارم میرم توی کار فیلم ، درس و دانشگاه رو بیخیال ، الان نون تو دست فروشی فیلم دی وی دی سانسور نشده است ، آخه خودتون که می دونید ، این چیزا واسه مردم ما دیگه عادیه ...! درضمن چه فرقی می کنه ، وقتی لیسانسم رو هم بگیرم باید بیام همین کارو بکنم ، چه بهتر از الان شروع کنم ، هم تجربم بیشتر میشه و هم واسه خودم بادیگارد ردیف می کنم ! ببخشید من دوباره جوّی شدم ، برسیم به بقیه نکته های خرید ، عکس فیلم حتما باید رنگی باشه ، کاغذ گلاسه ۱۲۰ گرمی ! بیشتر از ۳ تا هم نخرین ، چون معمولا از هر ۵ تا یکیش خرابه ، حالا این حرفا با همدیگه چه ربطی دارن دیگه بماند ...! درضمن از اورجینال بودن فیلم مطمئن بشین ، آخه می دونم هم وطن های عزیز این چیزا واسشون خیلی مهمه ...!
تا یادم نرفته اینم بگم اگه یه وقت رفتین فیلم بخرین ، دوتا فیلم رو خیلی دنبالش هستم ولی متاسفانه پیدا نمی کنم ، حتما واسم بگیرین ، بعدا با هم حساب می کنیم ( اینو جدی گفتما ...! ) یکی فیلم The Perfect Man و اون یکی هم Cheaper By the Dozen 2 ، توی هردوتاش هم Hillary Duff عزیز دل داداش بازی کرده ( این داداش خیلی مهمه ، یه وقت فکر بدی نکنین ) !
اینم عکس های فیلم :
                                       

مطلب ایندفعه خیلی یکدست تموم شد ، همش مربوط میشد به فیلم و دست فروش فیلم و ... ولی یادتون نره ، این فیلم هایی که اینقدر طرفدار داره از سینمای هالیوود میاد ، هالیوود یعنی یه دنیا شور و هیجان ، بعضی وقتا با خودم میگم ای کاش توی آمریکا به دنیا اومده بودم ، می تونستم هر روز برم سینما ، اینجا هم همیشه میرم سینما ،  فقط یه فرق کوچیک داره ، اینجا بعد از ظهر میرم سینما فرهنگ ، فیلم کلاغ پر رو می بینم ، توی هالیوود فیلم Ocean's 13 ، Shooter ، The Good Shepherd رو میبینم ، اینجاست فرق ایران زمین و هالیوود ، این تفاوت یه کلمه ۵ حرفیه ولی در عمل یه کهکشان فرقه ...!
وااای ، بعضی وقتا آدم خسته میشه اینقد که گلایه می کنه ، همیشه که نباید از بدی ها گفت ، خوبی های زیادی هم هست ، اینجا ما آزادی بیان داریم ، هرجوری که دلمون بخواد حرف می زنیم و لباس می پوشیم و کسی هم بهمون گیر نمیده ، می تونیم اعتراض کنیم و مطمئنا رسیدگی هم میشه ، اتفاقا تشویقت هم می کنن ، یا از تحصیل محروم میشی یا اینکه تا آخر عمرت باید به یه گوشه بی گوشه بری ! تا شما به حرفایی که زدم فکر کنین ، من چندتا آهنگ قشنگ واستون می گذارم تا در تنهایی گوش بدین ، من امروز شیطون شدم ، می خوام گولتون بزنم ، چندتا آهنگ غربی واستون می گذارم تا دیگه کاملا منحرف بشین ! من خودم عاشق این آهنگا هستم ! یدونه از آهنگای جدید و فوق العاده زیبای معین رو هم واستون می گذارم ، دیروز تازه این آلبوم اومد ، تاحالا بیشتر از ۳۰ بار گوش دادم ، شما هم گوش بدین ، حتما خوشتون میاد ، می دونم اینقد توی زندگیتون بی دقدقه و بی غم و شاد هستین که با آرامش تمام می شنوید ! فقط اینکه تمام حرف های منو بگذارید رو حساب نادانی و بی تجربگی ، چون اگه غیر از این باشه ، هزینم خیلی سنگیه ...! پس به امید ارزونی قیمت ها خدانگهدار ... تا بعد !


دانلود معین

آهنگ ملاقات

به ملاقات آمدم ، ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم را ، عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من جویبار عشق در تو جاری
من از پروانه بودن ها ، من دیوانه بودن ها
از بی کسی و خلوت انسان ها می ترسم


Ka. Mcphee
Over It


H. Paparizou
Heroes


JoJo
Too Little


outlandish
callinu

----------------------------------------------------
چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۸۶
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت توسط پارسا |