تبليغاتX
پاتریس آنلاین
آرشیو عناوین
در مورد جنبش سبز می نویسم !

کوتاه می نویسم !

در تمام شعارهایی که مردم می دادند ، شعار " استقلال آزادی ، جمهوری ایرانی " منحرف ترین شعاری بود که شنیده شد !

کاش عده ای " استقلال آزادی ، جمهوری اسلامی " واقعی را می جستند !

اگر مایلید ، ادامه مطلب را ببینید ( حتما ببینید )

V  -


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت توسط پارسا |

دانلود فایل صوتی سخنرانی آیت الله العظمی صانعی در گرگان با حجم کم - در حمایت  از رئیس جمهور منتخب ، مهندس میرحسین موسوی 

دانلود سخنرانی

حجم: 3.09 Mb - زمان : 46:04 - فرمت : MP3



+ نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت توسط پارسا |

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره

و اعوانه و شیعته و المستشهدین بین یدیه


میلاد حضرت مهدی موعود ، قائم آل محمد بر همه دوستاران و منتظرانش مبارک باد

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت توسط پارسا |

تکه ای از یادگاری های مهندس بازرگان

اگر اعتراف کردم…

مهندس مهدی بازرگان

«… تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که این‌جانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان می‌رسد. از پس‌فردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشته‌اند می‌خواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرف‌هایی غیر از سخنان دیروز و امروز می‌زند و مثل طوطی مطالبی را تکرار می‌کند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست.»

مهندس مهدی بازرگان در آخرین جلسه‌ی دوره‌ی اوّل مجلس شورای اسلامی

روزنامه جمهوری اسلامی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۳

+ نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت توسط پارسا |

این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای جنگی که بود  برای تن های تکیده در لباسهای خاکستری برای آرامش مادرانم در آوار بمب  برای هیجان پدرانم در آشوب مرگ . این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای آفتابی که بی نیاز از دلیل بود .

از جنگ که برگشتم پیراهن خاکستریم را آویختم به دیوار خاطرات و به زندگی با مردمی سلام گفتم که عطر شناسنامه هایشان در مشام جانم بود و اسمم در میان اسمهایشان بالید و کم کم بزرگ شد .با گریه هایشان گریستم و با خنده هایشان خندیدم .

و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود مقابل چشم حیرت زده ی من سیلی خوردی در بی پناهی و ناچاری وخدایی که تنها دوستت بود دید که بی گناه سیلی خوردی از حشره ای که در لباس من خزیده بود همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم.

و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلایی چنین نمی شد.

پسرم

 به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن  به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن  فقط  به حشره ای شک کن که در لباس من خزیده بود .

منبع : وبلاگ شخصی عبدالجبار کاکایی

+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت توسط پارسا |

روزنامه اعتماد ملی امروز ۴شنبه ۱۰ تیر به دلیل اینکه نامه مهدی کروبی به مردم ایران را در خود داشت مجوز چاپ نگرفت . لذا نسخه اصلی روزنامه را با فرمت PDF برای دانلود قرار می دهم . یادآور می شوم برای اجرای آن به برنامه Acrobat Reader نیاز دارید . گفتنیست این صفحات فقط شامل صفحه های سیاسی روزنامه می باشد .

دانلود روزنامه اعتماد ملی ۱۰/۴/۸۸ - صفحه ۱ تا ۷ - قسمت اول

دانلود روزنامه اعتماد ملی ۱۰/۴/۸۸ - صفحه ۸ تا ۲۴ - قسمت دوم

صفحه اول روزنامه اعتماد ملی 10/4/88

--------------

برای مشاهده سایت رسمی روزنامه اعتمادملی و دانلود شماره های روز آن

کلیک کنید !

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 تیر1388ساعت توسط پارسا |

اصل 27 قانون اساسی: تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
+ نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت توسط پارسا |

ستاد انتخابات مهدی کروبی در اطلاعیه ای اعلام کرد:برنامه تجمع اعتراض آمیز روز جمعه به شنبه ساعت ١٦ در میدان انقلاب موکول شد.

متن اطلاعیه به شرح زیر می باشد

به دنبال در خواست مجوز تجمع در میدان انقلاب به منظور اعتراض به نتایج مخدوش اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ضمن تقدیر از حساسیت مهم مردم شریف ایران به اطلاع می رساند برنامه قبلی اعلام شده در خصوص حضور در نماز جمعه با لباس مشکی لغو گردید.
لذا از هموطنان عزیز می خواهیم روز شنبه با حضور پر شور خود در راهپیمایی بزرگ میدان انقلاب تا آزادی اعتراض خود را به نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمایند .

منبع : حزب اعتماد ملی

+ نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت توسط پارسا |

صفحه اول روزنامه اعتماد ملی امروز 5شنبه 28 خرداد که یک عکس بسیار زیبا از راهپیمایی دیروز هفت تیر در تهران است . حتما ببینید .

دانلود - با کیفیت عالی - فرمت PDF


--------------

برای مشاهده سایت رسمی روزنامه اعتمادملی و دانلود شماره های روز آن

کلیک کنید !

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت توسط پارسا |

بدليل ترافيك بالا و فيلتريگ گسترده اي كه در اين روزها بسيار معني دار مي باشد ، اطلاع رساني در سطح كشور بسيار ضعيف مي باشد . همچنين شايعه هايي مبني بر توقيف روزنامه اعتمادملي به گوش مي رسد كه البته صحت ندارد . و همينك اين روزنامه در سطح كشور كمياب و تقريبا ناياب است .

براي همين ، تصميم گرفتم صفحه اول روزنامه اعتماد ملي را به همراه كليه صفحات سياسي آن با كيفيت عالي و با فرمت PDF بر روي وبلاگ قرار دهم . براي بازكردن آن بايد از برنامه Acrobat Reader استفاده كنيد .

سرور 1 :  دانلود روزنامه اعتماد ملي شماره 943 - يكشنبه 24 خرداد

سرور 2 :  دانلود روزنامه اعتماد ملي شماره 943 - يكشنبه 24 خرداد

همچنین روزنامه كلمه سبز امروز هم موجود است كه البته در روزنامه فروشي ها موجود نيست . حتما دانلود كنيد !

سرور 1 :   دانلود روزنامه كلمه سبز شماره 22 - يكشنبه 24 خرداد 88

سرور 2 :   دانلود روزنامه كلمه سبز شماره 22 - يكشنبه 24 خرداد 88

+ نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388ساعت توسط پارسا |

مطلب جالبی رو که یکی از دوستان وبلاگ نویس نوشته بود رو براتون در اینجا قرار میدم . خیلی زیبا در مورد فیلم احساسی احمدی نژاد نوشته که صرفا برای افراد زاغه نشین و اونایی که در هیاهوی جریانات سیاسی و روابط داغون بین المللی نیستن و گم شدن هزاران میلیارد دلار از پول نفت رو درک نمی کنن ، ساخته شده که البته روش خوبی برای فرار کردن از مطرح کردن برنامه های آینده و گند هایی که به بار آورده می باشد . حتما بخونیدش !

امشب اولین مستند احمدی نژاد  پخش شد، احتمالا از همین الان دوستان زیادی در فکر رسوا کردن احمدی نژاد و فاش کردن دروغها و بزرگنماییهایی هستن که در این فیلم به نمایش در اومد. خیلی عجله نکنید چون مخاطب شما کسی نیست که از این فیلم تاثیر بگیره. هر چقدر دوست داریم میتونیم از این نقطه ضعفها بنویسیم ولی کسی این نوشته ها رو میخونه که قبلا 1000 مورد از این قبیل رو شنیده!

چه بخوایم و چه نخوایم فیلمش خیلی تاثیر گذار بود. دوستان لطفا از دید خودشون به قضیه نگاه نکنن. از دید یه آدم معمولی که تنها منبع اطلاع رسانی اش تلویزیونی هست قضیه رو ببینین. این فیلم تمام معیارهای لازم برای تاثیر گذاری بر مخاطب ناآگاه رو داشت و در این بین میبینیم که ما هیچ دسترسی به این افراد نداریم پس تنها راه باقیمونده خواهش از دوستان تحریمی برای تجدید نظر در تصمیمشون هست.

دوست تحریمی من همین یک بار بیخیال تحریم انتخابات شو. وقت برای تحریم کردن بسیار است.
4 سال پیش من به واسطه موقعیت کاریم در چنین ایامی مدام در ارتباط با چند شهرستان کوچک بودم، هر چی به دوستان میگفتم آقا این احمدی نژاد داره رای میاره. اکثرا بهم میخندیدن. و البته اکثرشون بعد از انتخابات هم دائم گفتن تقلب شده ولی این سرانجام قابل پیش بینی بود و با رای فقط و فقط مردم تهران قابل رفع بود.

یک افشاگری ناب : دو جوان موتور سوار فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد از کارکنان صدا و سیمای بندر عباس هستند

فیلم رو میتونید از اینجا ببینید: http://forum.iranproud.com/download-interview-entekhabat-riyasat-jomhoori-1388-c204

+ نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت توسط پارسا |

زماني که نايب کنسول شدم با خوشحالي پيش زنم آمدم و اين خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم...
اما وي با بي‌اعتنايي تمام سري جنباند و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلاني کنسول است؛ تو نايب کنسولي؟!»

گذشت و چندي بعد کنسول شديم و رفتيم پيش خانم؛ آن هم با قيافه‌ايي حق به جانب...

باز خانم ما را تحويل نگرفت و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلاني معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولي؟!»

شديم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت «خاک بر سرت؛ فلاني وزير امور خارجه است و تو...؟!»

شديم وزير امور خارجه گفت «فلاني نخست وزير است... خاک بر سرت کنند!!!»
القصه آنکه شديم نخست وزير و اين بار با گام‌هاي مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابي يکه بخورد و به عذر‌خواهي بيفتد.

تا اين خبر را دادم به من نگاهي کرد؛ سري جنباند و آهي کشيد و گفت:
«خاک بر سر ملتي که تو نخست‌وزيرش باشي!!!»

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت توسط پارسا |

۱-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست!

۲-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید!

۳-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه!

۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید!

۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است!

۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه!

۷-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید!

۸-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

۹-لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد!

۱۰- فقط شما میتونید برید استادیوم!

۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید!

۱۲-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید!

۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید!

۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید!

۱۵- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید!

۱۶- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره!

۱۷- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید!

۱۸- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با cg رو تجربه کنید!

۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از ۱۲۰۰۰ اثر هنری خلق کنید!

۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید!

۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه؟

۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…

۲۳- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید!

۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید!

۲۵- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید!

۲۶- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید!

۲۷- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید!

۲۸- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید!

۲۹- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید!

۳۰- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه!

۳۱- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های brtاین قضیه رو خرابش کرد)!

۳۲- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید!

۳۳- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید!

۳۴- لباسهاتون ظرف ۴۸ ساعت دلتون رو نمیزنه!

۳۵- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون!

۳۶- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت ۶ بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید!

۳۷- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در ۳/۰ ثانیه بگذرانید!

۳۸- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک lcd لنز چشم داشته باشید(رنگهای lcd معمولا بالای ۱۶ میلیون میباشد)!

۳۹- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره!

۴۰- فقط شما میفهمید که یک ۲۰۶ اسپرت خفن چقدر زیباست!

۴۱- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید!

۴۲- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند!

۴۳- فرق cd رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید!

۴۴- با یک سرماخوردگی سه ماه در ccu بیمارستان بستری نخواهید شد!

۴۵- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید!

۴۶- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)!

۴۷- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد!

۴۸- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید!

۴۹- بیش از ۶۰ درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)!

۵۰- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت توسط پارسا |

روزها مي گذرند و جنگ در يكطرف دنيا و هيئت هاي مذهبي به مناسبت محرم در اينجا و جنگ در اينجا هم ... همه اينا اتفاقاتي هستند كه اين روزا فكر خيلي ها رو به خودش مشغول كرده .

و اما مسئله اي كه امروز منو خيلي به فكر و كف كردن برد ، كشف كردن مرورگر جديد شركت گوگل بود . خيلي وقت بود كه از اينترنت دانلود كرده بودمش و افتاده بود يه گوشه اي و هيچ نگاهي هم بهش نمي كردم . تا اينكه امروز متوجه شدم شركت گوگل نسخه اصلي اين مرورگر رو انتشار داد . سعي كردم از سايت اصلي خود گوگل اين نرم افزار رايگان را دانلود كنم كه به اين پيغام برخورد كردم .

This product is not available in your country
Thanks for your interest, but the product that you're trying to download is not
available in your country

بعد يهو يادم افتاد كه دارم توي ايران زندگي مي كنم و خيلي از امكانات شركت آمريكايي گوگل براي ما مسدوده (البته اين مورد ارتباطي به مسائل سياسي نداره و صرفا به دليل رعايت نكردن قانون كپي رايت مي باشد ) . خلاصه فضوليم بيشتر گل كرد و با برخورد به اين پيغام بازم بيخيال نشدم و افتادم تو خط Search سوژه . خلاصه به يك سايت خوشكل برخوردم كه نسخه جديد گوگل كروم رو انداخته توش . خلاصه با عنايت به اينترنت پرسرعتم ، سر سه سوت دانلودش كردم و از حالا به بعد دارم حالش رو مي برم ...

چقدر حال مي كنم با اين شركت و سايت جست و جو گرش و نرم افزاراش كه در عين سادگي ، محشره . ديوانس . از وقتي كه شروع به كار كردنِ باهاش شدم ، هيچ چيزي باعث نشد اعصابم خورد شه . ساده و ساده . بدون جنگولك بازي . بهتون پيشنهادش مي كنم . البته كار كردن با اين نرم افزار يه مسئله اي رو بهم يادآوري كرد كه حسابي حالم رو گرفت . اينكه قالب وبلاگ من با هيچ مرورگري غير از اينترنت اكسپلورر هم خوني نداره و به هم ريخته نمايان مي كنه . به هرحال حتي اين مسئله هم باعث نشد تا از محبوبيت اين مرورگر دوست داشتني در قلبم كاسته بشه . شما رو به گوگل كروم دعوت مي كنم . فوق العادست . از دستش ندهيد ...!

گوگل كروم

 [ دانلود نرم افزار Google Chrome 1.0.154.39 Final ]
فرمت ZIP  - حجم ۸،۳۵ مگابايت

+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط پارسا |

پادشاه دهکده ای تصمیم می گیره برای روز تولد همسرش ، ۱۰ کیسه شمش طلا ، هر کیسه ۱۰۰ گرمی را به او هدیه بدهد . به طوری که در هر کیسه ۱۰ عدد شمش ۱۰ گرمی باشه . خلاصه یکی از خدمت گزاران قصر را مامور می کند تا از ۱۰ طلا فروش بزرگ دهکده این کیسه های شمش را جمع آوری کند . خلاصه این خدمتگزار به مغازه هر کدام از این طلا فروشان می رود تا کیسه های طلا را نزد پادشاه بیاورد .

هر طلافروش کیسه خود را کامل گره می زند و به خدمتگزار پادشاه می دهد و خدمتگزار پس از اینکه تمام کیسه ها را جمع آوری کرد تصمیم گرفت قبل از اینکه آنها را نزد پادشاه ببرد از مقدار آنها مطمئن شود . وقتی کیسه ها را با هم مقایسه می کرد ، احساس می کند یکی از کیسه ها کمی سبک تر از بقیه به نظر می رسد و گمان می کند که یکی از طلا فروشان قصد کم فروشی داشته است . خلاصه نزد پادشاه می رود و موضوع را با او درمیان می گذارد . پادشاه هم وقتی از موضوع مطلع می شود تمام ۱۰ طلافروش را فرامی خواند . طلا فروشان نزد پادشاه می آیند . پادشاه حاکم مخصوص خود را صدا می زند تا کیسه های این طلا فروشان را بشمارد . حاکم کیسه ها را مورد شمارش قرار می دهد و مطمئن می شود که تمام کیسه ها از لحاظ تعداد شمش برابر هستند . حاکم کمی فکر می کند : " حالا که تمامی کیسه ها از لحاظ تعداد شمش برابرند پس چرا یکی از کیسه ها سبک تر است . به این نتیجه می رسد که کیسه مورد نظر دارای شمش های سبک تر می باشد و بنابه دستور پادشاه که قرار بود در کیسه های ۱۰۰ گرمی ، ۱۰ شمش ۱۰ گرمی باشد ، احتمال داد که شمش های کیسه مورد نظر کمتر از ۱۰ گرم وزن دارند ... "

حاکم جریان را به طلافروشنان می گوید . یکی از طلافروشان اعتراف می کند که از شمش های ۹ گرمی استفاده کرده . اما نمی تواند کیسه خود را از بین کیسه های موجود پیدا کند . پادشاه از حاکم درخواست می کند تا ترازویی بسازند . ترازویی که ساخته شد فقط قابلیت یک بار وزن کردن را دارد و پس از اینکه یک بار از آن استفاده شد کارایی خود را از دست می دهد . دوباره آنها گرد هم آمدند و تصمیم گرفتند تا کیسه مورد نظر را پیدا کنند . اما فکری به نظر هیچ کس نیامد که چگونه می توان با یک بار استفاده از ترازو ، مشخص کرد که کدام کیسه شمش های سبک تر دارد ...

پادشاه این موضوع را در کل دهکده پخش کرد و به مردم وعده داد تا هرکسی توانست راه حل این مشکل را بگوید هدیه ای ارزشمند از طرف پادشاه دریافت کند . به نظر شما راه حل این مشکل پادشاه چیست ؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت توسط پارسا |

داستان حاکم و طوطی خبرکش

در روزگاری حاکمی بود که طوطی ای داشت خاص ! چرا که وی فقط سخنان حاکم را تقلید می کرد و همه نیز این را می دانستند ! روزی حاکم با جمعی از لشکریان جلسه مهمی گذاشته بود و مشغول صحبت بودند که ناگهان طوطی فریاد کشید : برو زیر تخت ! برو زیر تخت ! لشکریان با تعجب به طوطی نگاه کردند . طوطی دوباره فریاد زد : برو زیر تخت ماه بانو اومد !برو زیر تخت ماه بانو اومد ! ( و این ماه بانو همسر حاکم و دختر یکی از حاکمان همسایه بود) پس لشکریان که اخلاق طوطی را میدانستند نگاه معنی داری به هم کردند ولی کسی جرات نکرد حرفی بزند فقط وزیر برای ماست مالی با ترس گفت : احتمالا حاکم با شخصی قایم باشک بازی می کرده و این جملات را فرموده اند ! طوطی دوباره فریاد زد که : لعنتی زود باش برو زیر تخت ماه بانو اومد !حاکم که به شدت عصبانی شده بود به سمت طوطی حمله کرد تا وی را بگیرد ولی طوطی پرواز کرد و در ارتفاعی بلند نشست و دوباره به تکرار آن حرفها مشغول شد ! حاکم گفت : ای طوطی ناجوانمرد ! حال که اینچنین عیله من سخن گفتی من نیز آن طوطی زیبای ماده را که مال حاکم همسایه بود و قرار بود برایت بیاورم تا ماه بانویت شود دیگر نمی آورم ! طوطی که این را شنید فریاد زد که : ماه بانو نمی خواهم برایم از همان کنیزکان زیر تخت بیاور !

 
داستان دوئل عاشقانه
دو پسر بودند که خیلی با هم رفیق و دوست بودند روزی این دو پسر هر دو عاشق یک دختر شدند و به وی ابراز تمایل کردند دختر نیز به هر دو ابراز تمایل کرد ! پس آن دو رفیق تصمیم گرفتند با هم دوئل کنند تا هر کس زنده ماند  با دختر ازدواج کند و آن دو با هم دوئل کردند و هر دو در این دوئل کشته شدند ! و آن دختر روزی عاشق پسری دیگر شد اما همزمان رفیق آن دختر نیز عاشق آن پسر شد و هر دو به آن پسر ابراز تمایل کردند و پسر نیز به هر دو ابراز تمایل کرد ! و آن دو دختر به شدت ناراحت شدند و هر دو خودکشی کردند و مردند و سپس پسر تنها شد ! اما پسر دیگر جرات نکرد به سراغ دختری برود و با او ازدواج کند چون می ترسید در دوئل کشته شود !
 
 
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت توسط پارسا |

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.

با عشق،
پسرت،
John

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوستت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.

+ نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت توسط پارسا |

از آنجا كه امر ازدواج یكی از مهمترین اصول اجتماعی و همچنین تشكیل خانواده یكی از مهمترین و بنیادین ترین ساختارهای اجتماعی می باشد و همانطور كه می دانید حضور یك پسر مجرد ‌در میان جمعی ، برای آن جمع موجبات معصیت را فراهم می دارد ، لذا اینجانب كه همیشه حسن نیت و صداقتم را همه دیده اند و نیازی به اثبات نیست قصد امر خیری کردم ، اگر خدا بخواهد ما هم به پلی می رسیم ...!
رشد قارچی آمار طلاق و رشد منفی ازدواج در جامعه ما ، همچنین عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( یعنی به ازای هر پسر پنج دختر ) بنده از جان گذشتگی می كنم ، تن به ازدواج می دهم !

در همین راستا ، از تمامی علاقه مندان به وصلت و واجدین شرایط دعوت به عمل می آید مشخصات خود را تا پایان وقت اداری امروز به همین پست ارسال نمایند تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم.
مهم : محدودیت سنی: فقط 19 تا 20 سال( برای حفظ جمع محوری عزیزانی كه سنشون بالاتر هستش می تونن به عنوان خواهر در کنار ما و پا در ركاب ما باشن ... دموکراسی فامیل پروری ...!

الف) مشخصات ظاهری

-*- قد 165-170
-*- وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا مرضیه حجوانی کوپولوف که نمی خوام! زن قلیونی می خوام ...!
-*- اندام برزیلی
-*- چهره متناسب و دوست داشتنی و بدون اخم
-*- تیپ تینیجر( آقا خودمم نمیدونم چی میشه ... فك كنم میشه نازك و خردسال حالا مد شده ما هم از همونا می خوایم دیگه ، مگه ما آدم نیستیم )
-*- لباسش حتما مارک دار باشه ...! ( مدل های بازار شوش پذیرفته نمی شود ! ) 
-*- تمایل به عطر های زنانه ( خوشم نمیاد مردونه بزنه ، یعنی چی ، فردا پشت سرم حرف در میارن ! )
-*- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت میاد مردا رژ لب بزنن ؟)
-*- رنگ پوست یا برنزه یا سفید، وسط نداره بگی من سبزه ام ! نه التماس نكن ! نه دیگه آبجی میگم راه نداره ، اسرار نکن دیگه ... سبزه هم با برنزه فرق داره منو اینجا سیاه نكن ... از پشت كوه اومده باشم از پشت سلسله جبال آلپ که نیومدم ... من از تو بهتر مارك لوازم آریشو بلدم ... برو خودتو سیاه كن
-*- رنگ چشم ترجیحا رنگین ( آبی باشه بهتره ... طلایی هم با تبصره پذیرفته میشه ! )
-*- ابدا ، تاكید میكنم ابدا عینكی نباشه ! ( لنز هم همون عینكه ها... )
-*- دماغ عملی نباشه ، حوصله ندارم فردای عروسی دنبال صاف کاری و لیفتراک دماغ راه بیفتم !
-*- مادرش نباید چاق باشه ( این خیلی مربوط میشه چون این دسته گل به همسایه نكشیده كه ... علم ژنتیك ثابت كرده به مادرش میكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، یعنی اینم پا به سن بگذاره چاق میشه ... منم یه مرد حساس ... پس فردا این چاق میشه من منحرف میشم ! جامعه ما هم كه پر شده از گرگ های انسان نما ... شوهر داری به خدا سخته ، بهد که سرش هوو میارم طلب کار هم میشه ! )
-*- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم میكشه به این دیگه )
-*- مو حتما بلند ، اكیدا عرض میكنم بلند ( زن باید موش بلند باشه ، یعنی چی جدیدا مد شده .... مردا زن شدن موهاشونو می اندازن گل شونشون عقب پیش پیشی میبندن ، زنا كوتاه میكنن آدم میترسه خونه راهشون بده ... فكر میكنی سرباز فراریه )
-*- رقص عالی ( جینگیل جوات نباشه ، شب به شب قراره با من برقصه ... در ضمن من رقص بلد نیستم باید بهم یاد بده ... از این خارجکی ها هم باید بلد باشه ...!
-*- حتما رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سیاه ، سیاه ، سیاه . این بند هم تبصره داره و فقط در موارد خاص می تونه تیره بپوشه ! (تبصره ها بعد از ازدواج و در گوشی گفته می شود ...! )
-*- ابروهاش پر باشه كه بعد از یه مدت بتونه مدلشو عوض كنه ، حوصلمون سر نره
-*- رویش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرایشگاه )
-*- صداش نرم باشه ، چیطوری بگم ... ناز داشته باشه ... خشونت نداشته باشه ... بابا آدم میخواد تلفنی حرف بزنه سكته نكنه !
-*- پیشونیش بلند باشه و انگشتای پاش قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشید آدم یاد پاهای بابالنگ دراز نیوفته ...!

ب) مشخصات مالی

-*- تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه که پس فردا میراث خور بشه)
-*- ترجیحا پدرش بالا 65 باشه - یا سیگاری باشه یا سابقه سكته قلبی ، مغزی یا سرطان داشته باشه
-*- سرمایشون حتما زیاد باشه ، قراره برم توی کار اونا ...!
-*- باباش یا تویوتا کمری داشته باشه یا پرادو یا بی ان و ، ماکسیما هم بود عیب نداره ... دیگه هیچی هیچی یه زانتیایی ، مزدایی چیزی داشته باشه پس فردا ماشین عروس آبرو ریزی نشه
-*- موبایل 0912 ، گوشی حتما نوکیا
-*- خودش حتما شاغل باشه ( بابا این حرفای سنتی رو كنار بزارید ... تو هزاره سوم زن و مرد باید دوشادوش هم كار كنن)
-*- مهریه ۱۴ عدد گل نبات به همراه یه جعبه شیرینی کشمشی
-*- جهیزیه درست حسابی بیاره شامل : مبل نشیمن ، مبل پذیرایی ، مبل نهار خوری ، مبل آشپزخونه ، سرویس آشپزخونه ، ست شده تفال یا مولینکس ، سرویس چاقو و قاشق چنگال زورینگر ، یخچال حتما ساید بای ساید ازینا كه یخ تیلینگ تیلینك میده بیرون، رنگشم استیل باشه سفید خز شد رف پی كارش ... سورخكن ، تستر ، ساندویچ میكر ... وسائل برقی آشپزخونه هم یا مولینكس یا سامسونگ یا دوو ... ( ورنداری چرخ گوشت و آبمیوه گیری پارس خزر بیاریا که همرو می ریزم بیرون ...! ) ، جارو برقی و لوازم صوتی و تصویری كامل ، سینما خانوادگی با این تلوزیونای فلت سامسونگ یا سونی كه مثل خیلی خوشکله ، لباسشویی كنوود ، اجاق گاز خارجی ، اگه می خوای ایرانی بیاری فقط پادیسان یا سینجر و ... اطلاعات تكمیلی بعدا به اطلاع متقاضیان گرامی می رسد !
-*- عروسی هم نمی گیریم ، من به خاطر عشق میگم ! الان دیگه این تشریفات و تجملات كه مایه بقای زندگی نیست .... میریم یه سفر با هم مشهد بر میگردیم میریم سر خونه زندگیمون مثل دوتا گنجیشك عاشق ، كیش و دوبی و تركیه و آنتالیا هم مال این بچه قرتیاس ... اینا آخه خوب نیست مشهد تبركه ، نیت مقدسه ، من به خاطر این میگم ...!

ج) : مشخصات تحصیلی
-*- حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو
-*- دانشجوهای محترم دانشگاه آزاد در صورتی كه تعهد كتبی ازخانوادشون داشته باشن كه شهریه دانشگاهشون تا قرون آخر پای اوناس ، می تونن ثبت نام كنن !
-*- دانشجوهای عزیز دانشگاه سراسری هم باید تعهد داشته باشن كه مخارج جانبی پرداخت میشه ( می خوام  زن بگیرم  ، صلواتی بورس تحصیلی نمیدم كه ...! )
-*- ترجیحا دانشجوی مهندسی صنایع یا معماری یا رشته های مشابه فنی كه پولساز باشه ... میخوام چیكار بره چیزای دیگه بخونه از پس فردا بیاد ور دلم بشینه !

خواسته های من دیگه تموم شد ، حتما خودتون می بینید که این درخواست ها برای یه زندگی ساده ، چیز نیازی نیست ... !

*** وقتتون رو بیشتر نمی گیرم ... فقط به عنوان پاورقی بگم که تمام موارد های بالا فقط و فقط خواب هایی بود که می دیدم و رویاهایی بود که داشتم و ارزش فنی دیگری ندارد ...!

--------------------------------------
پنج شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۶

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386ساعت توسط پارسا |

با سلام

افتاح رسمی پاتریس آنلاین از این تاریخ می باشد .(۱۵ آبان ۸۳ ) لیکن در بین راه مشکلی بوجود آمد که متاسفانه آرشیو سه ساله به کلی پاک شد . لذا آرشبو مطالب از شهریور ماه ۸۶ در اختیار شما قرار دارد .

با تشکر
پارسا

+ نوشته شده در جمعه 15 آبان1383ساعت توسط پارسا |