بعد از مناظره با خیلی از دوستان که صحبت می کردم نظرشون این بود که این برنامه بیشتر به مصاحبه شبیه بود تا مناظره ! بعضی از دوستان هم نظرشون بر این بود که آقای کروبی و آقای رضایی می بایست شور و هیجان بیشتری رو به خرج می دادند . یا ایراد دیگه ای که با آقای رضایی و کروبی وارد میشه ، این هست که چرا در اغلب موارد یکدیگر را تائید می کردند و در اکثر موارد با هم موافق بودند . اما به نظر من این یک مناظره بود . یک مناظره کامل و در نوع خودش خیلی پرهیجان و معنی دار و در نتیجه می شود از این مناظره نتیجه گیری کرد . معنی مناظره صرفا این نیست که دو طرف در هر شرایطی با هم مخالف باشند و دنبال تضادهای همدیگه باشند . نباید این مسئله را نادیده گرفت که آقای کروبی و آقای رضایی در واقع روبروی همدیگر نبودند . به عبارتی دیگر این دو با هم در رقابت نیستند . پس دلیلی هم ندارد دنبال ایجاد تنش در یکدیگر باشند . زیرا همپوشانی آرای آنها تقریبا نزدیک به صفر است . یعنی کسانی که می خواهند به آقای کروبی رای بدهند ، مطمئنا به آقای رضایی رای نمی دهند و بالعکس . این دو نفر در واقع هر دو منتقد یک نفر سومی بودند که بدون شک احمدی نژاد است . در مناظره دیشب هر دو منطقی کار کردند و در مورد برنامه های خود صحبت کردند و طبیعی به نظر می رسید به سبب اینکه آقای رضایی کارشناس اقتصادی هستند ، بیشتر مباحث در مورد طرح های اقتصادی شان پیگیری شود . بحث سهامی کردن نفت و پرداخت ماهیانه ۷۰ هزار تومان به هر ایرانی بالای ۱۸ سال از برنامه های محکم و کارشناسی شده اقتصادی تیم آقای کروبی می باشد و در آن طرف میدان هم آقای رضایی برنامه دقیقی رو در جهت ایجاد صندوقی غیر دولتی برای پس انداز درآمد های نفتی طرح ریزی کرده بودند . حتی در مباحثی که در مورد حقوق شهروندی مطرح شد ، هر دو در واقع در حال انتقاد از وضعیت فعلی و ناکارآمد بودند . به نظر من در مناظره دیشب هر دو طرف با استراتژی بسیار صحیح و منطقی وارد مناظره شده بودند . اولا احترام متقابل و بعد صحبت های مشترک و در اغلب موارد تکمیل کننده یکدیگر . از یاد نبریم که امکان دارد یکی از این دو کاندیدا به دور دوم برسد و در صورت تعامل در همین مناظره ، می شود انتظار داشت آرای یکی از آنها در دور دوم به سبد دیگری بریزد . از آنجایی که رقبای اصلی این دو کاندیدا در میدان نبودند ، صحیح نبود که بحثی در مورد غایبان بی دفاع مناظره به میان آید . پس مباحثی در مورد طرح های اقتصادی و حقوق شهروندی مطرح شد که اتفاقا فقط همین دو کاندیدا بودند که برنامه های کلانی در این رابطه داشتند و گاهی هم به طرح های ناتمام و ناموفق دولت فعلی اشاره می کردند که البته خیلی بجا و صحیح بود .
ناگفته نماند تقریبا برای اولین بار بود که یک مناظره در سطحی بین دو شخص بالا رتبه در کشورمان برگزار میشد . نباید انتظار داشت که یک شبه ره صد ساله رفت و سطح بالای گفتمانی را مشاهده می کردیم . هرچند مطمئنا اگر این دو شخص انگیزه مبارزه رقابتی با یکدیگر را داشتند ، به دلیل شخصیت پرحرارت و پر جنب و جوش آقای کروبی حتما اینگونه هم میشد و می توانستیم مناظره دوئل گونه ای رو ببینیم . احتمالا هنوز هم به یاد دارید که در همین مناظره هم بحث های قابل توجهی از جمله زیر پای گذاشتن حقوق شهروندی ردصلاحیت ها بوسیله شورای نگهبان و مسئله تغییر قانون اساسی توسط آقای کروبی مطرح شد که تقریبا صحبت کردن در مورد چنین بحث هایی در تلویزیون دولتی ایران غیرممکن به نظر می رسید . اینجاست که باید یادی کرد از انتقاد آقای کروبی به صدا و سیما که جای کارشناسان متخصص را در این مناظره ها خالی کردند .
آقای کروبی و رضایی در این مناظره فرصت های زیادی داشتند که طرح هایشان را خیلی راحت مطرح کنند و اینگونه هم شد . فرصتی که شاید در مناظره های دیگر کمتر نصیبشان شود و به نظر می رسد شب های آینده مناظره های پر هیجان تری را مشاهده کنیم . ضمنا آقای رضایی بسیار آگاهانه و هوشیارانه صحبت می گویند که در صورت ادامه همین روند توجه بسیاری از مردم را جلب می کند و ایشان می توانند سرنوشت را به نفع خویش تغییر دهند .
از جمله نمی توان نقش مجری مناظره را نادیده گرفت که می تواند کمک زیادی به این مهم کند و در مناظره هایی که یکطرف آن آقای احمدی نژاد می باشد ، مجری برنامه باید بسیار هوشیار و کارشناس باشد تا قدرت جلوگیری از روش غیرمعمول مناظره ای احمدی نژاد که " سوال در جواب سوال " است را داشته باشد . به امید دیدن مناظره هایی جذاب تر !
از دیدن دختران خوشکل اشباع شده ایم . کمی پسر خوشکل نشانمان دهید ...!
مقدمه
در چهار ، پنج سال اخیر در چرخه مد قرار داشتیم و این فرایند خیلی به سرعت تغییر می کرد . طوری که خیلی ها بر این اعتقاد بودند که این تغییر تفکرهایی که بر پایه ظاهر و مدل بنا شده سبب تغییر محدودیت ها می شود . درحال حاضر این تغییر به راحتی قابل مشاهده است . به نقطه ای رسیده ایم فراتر از درکی که در گذشته ، بزرگان ما داشته اند . نمی شود گفت بحرانی . اما با برداشت های متفاوتی روبرو هستیم . به این ترتیب که شخصیت شناسان زیادی در مسیر حرکت این چرخه ، تفاوت را در تغییر فرهنگ و تمایلات انسانی می دانند و بر این معتقدند که سطح ارضاهای روحی و روانی ارتقا یافته است . در تکمیل این نظریه باید خاطرنشان کرد که اطلاع رسانی بسیار گستره تر از گذشته و عمومی تر شدن تلویزیون و ماهواره و اینترنت و رسانه های جمعی ، مارا بیشتر در بطن کار قرار داده و بسیار بازتر می شود دید و تصمیم گرفت و انتخاب کرد .
برداشتی که از مقدمه می توان داشت اینست که علاوه بر مدهای پوششی در میان ما ، مدهای شخصیتی و رفتاری و آرایشی و حتی جنسیتی نیز در بین ما رایج شده است .
در سال های اخیر شاهد رایج شدن آرایش دختران بودیم . آرایش پوششی و گریم هایی که چهره را کاملا تعییر می داد و به اصطلاح روتوش می کرد . در عرف و گذشته ما مرسوم بود فقط خانم هایی که ازدواج می کنند آرایش می کنند و دوشیزه ها تا زمان ازدواج نباید آرایشی داشته باشند . کم کم و با گذشت زمان شاهد کم رنگ شدن این اعتقادات بودیم . و به مرور زمان این عادات و تمایل به زیباشدن در فکر و روان دختران ، عرف را هم در میان آنان تغییر داد . دخترانی که وقتی در گذشته آرایش می کردند به بدکاره تشبیه می شدند ، حالا لقب دختران منظم و انسان هایی هستند با شخصیت ظاهری بسیار بالا . ناگفته نماند که ذهنیتی به غلط در میان دختران مرسوم شده بود که آنهایی که همچنان حجابشان را در حد عالی رعایت می کنند دچار ضعف رفتاری هستند و یقینا زیبایی ندارند که از رونمایی آن هراس دارند . در هر حال جو فعلی نشانگر آن است که این افکار به کلی بیهوده می باشد . اتفاقا چند روز پیش از یکی از دوستان شنیدم که : "مد فعلی روی حجاب کامل داشتن می چرخد " . احتمالا منظورش این بود که حجاب کامل داشتن در میان این همه از دخترانی که از داشتن حجاب بیزارند ، نوعی ژست محسوب می شود . ژست انسان سنگین و با وقار ؟؟؟
می شود این مسئله را درک کرد که واقعیت دارد ...
چند وقتی است عمیقا روی این مسئله تمرکز کرده ام که حتی خود دختران هم تمایل و انگیزه ای به آرایش های غلیظ و خودنما ندارند . احساسم بر این است که اکثر آنها از اجرای این کار ارضا شده اند . خودشان و اطرافیان و سوژه های مورد نظرشان را اشباع کردند . البته ناگفته نماند که این احساس در حیطه های سنی مختلف متفاوت است . پس بهتر است بگوییم هیجان این جور حرکات و آرایش ها به سنین پایین تر منتقل شده است . این حس اشباع شده آنقدر قوی شده که حتی خیلی ها حاضر نیستند برای زیباتر به نظر رسیدن کوچک ترین تلاشی بکنند . در عوض می بینیم پسران و در کل ، جنس مذکر چه اشتیاق شدیدی به زیباتر به نظر رسیدن پیدا کرده اند . این اشتیاق به حدی غیر قابل وصف روان شده است که شکی را برجای نگذاشته است و جای خودش را در بین جوانان پیدا کرده و عرف شده که حتی رسانه ملی هم در به تصویر درنیامدنش ، تلاشی نمی کند و تسلیم این موضوع شده است . آرایش در میان پسران به حدی همه گیر شده که اگر حتی پسری هم هنوز معتقد بر عادت دیرینه باشد ، متهم می شود بر انسان تنبل و نامنظم و به غول خودمون " اُمٌل " بهتر بگویم از همه طرف شما را تشویق می کنند که آرایش کنید تا خوشکل تر به نظر برسید ...
آیا واقعا میشه گفت علت تمام صحبت های بالا تهاجم فرهنگیست ؟ تهاجمی که می گویند از غرب آمده ؟ یا احساسی درونی است ؟ اینکه هرکس دوست دارد زیباتر بنظر برسد واقعا نشانه غرب زدگیست ؟ پس اشباع شدن از آن چطور ؟
نمی دونم با علامت سوال بحق را تمام کردن قشنگ است یا خیر ... به هر حال قضاوت با شما ...
ساعت حدود 4 بعداز ظهر . هوا آفتابی و کمی هم گرفته . تهران . میدان تجریش . پیاده رو های شلوغ . دختر خانمی حدودا با 20 تا 22 سال سن داره آروم آروم با ریتم خاصی رد میشه. ظاهری ساده . روسری آبی و مانتوی مشکی . کمی هم چسبان . توی چشم نمی زنه ... اما رو به رو ... پسری 20 ساله . موهای به اصطلاح "فشن" . تیشرت یقه هفت . یه کاپشن با برند زارا . گرندبند احتمالا نقره . شایدم تیتانیوم . ( از زبان پسر بیرون می آید ) : "جلو پاتو نگاه کن نیوفتی تو جووب خانومی" . قدم های دختر تندتر می شود . "زبونتو موش خورده ؟ " . قدم های دختر عادی شده . گهگانی هم نمی تونه جلوی خندشو بگیره . اما درنهایت اهمیتی نمیده و ماجرا تموم میشه .
این است قسمتی از سناریوی پیاده رو و پشت چراغ قرمز های ما ...!
"متکل پرانی" ریشه فرهنگی و تاریخی دارد . در این تاریخ بلندبالا همیشه مردان نقش سلطان و زنان نقش برده را داشته اند . همیشه مردان دستور می دادند و زنان اطاعت می کردند . این امر خیلی عادی شده بود و تقریبا سال های سال زنان این مشکل را با خود حل می کردند . اما حالا ...
دیگه این دلایل نمی تونه واسه شرایط فعلی کامل باشه . ما در جامعه بسته ای زندگی می کنیم .ارضاهای جنسی و روحی و روانی ما کامل نیست . همین عامل باعث انفجار این غرایض میشه . نبود امکانات و شرایط خاص برای درمان این بیماری ها ، جرات رو بالا می بره . گهگاهی کنترل خشم هم غیرممکن میشه . اما جوانان لطیف ما ، طنز گویی و متلک گویی به سبک کلمات قصار کوچه بازاری و خودمونی و گاها خنده آور رو بیشتر می پسندند . و واقعا خیلی مواقع جواب هم میده . در این مواقع "متلک پرانی" مانند سلاحی در دست برای پسران است . سلاحی که معلول خودشیفتگی و نیاز به دیده شدنه .( دختران هم برای خود سلاحی دارند که خودش یه بحث مفصله و بعدا توی یه پست کامل در موردش حرف می زنیم )
اما چرا گاهی اوقات متلک با بی حرمتی ...
در جامعه بسته ما ، گاهی اوقات فشار های نیروهای انتظامی و البته درشرایط فعلی- گشت امنیت اجتماعی – باعث فوران این میل به شکلی کاملا غیر عادی میشه .ای هیجانات درونی بیش از 90% غیر قابل کنترله . محدودیت بالاست . فرصت و شانس برای نمایان شدن بسیار کم می شود . پس متلک پرانی ها در خیابان توسط فرد بیشتر پیگیری میشود . از چند لحظه بیشتر میشه . مسیر پسر عوض میشه و دنبال سوژه راه میفته . هرچقدر سوژه بیشتر طاقت بیاره و به این رفتار عکس العمل منفی نشون بده ، احتمال توهین شدن و بی احترامی توسط پسر بیشتر میشه .
عاملی که راس هرم متلک پرانی قرار گرفته ناشی از تمایلات جنسی است . به فرض مثال حتی اگر شمای آقا پسر قصد ابراز نظر در مورد چهره یه دختر خانومی رو داشته باشی و هیچ گونه فکر منفی خاصی هم نداشته باشی ، بعید است که دختر فکر واقعی پسر رو درک کنه و احساس دختر بیشتر روی مسائل جنسی منعطف نیشه. این ذهنیت در ما هک شده . واما این متلک پرانی ها مربوط به زمانی بود که جامعه بسته تر بود . به شکلی که صحبت های عادی بین دو جنس مخالف هم بسیار سخت بود .درگذشته افرادی بودند که نابغه متلک پرانی بودند و تقریبا لم و روش و نقطه ضعف هر دختری توی دستشون بود و براحتی به مقصودشون که ارتباط برقرار کردن بود می رسیدند . اما بعضی ها آماتور وار این عمل رو اجرا می کردند که گاها از ادامه متلک پرانی منصرف می شدند و یا اگر سمج می بودند . دنبال می کردند . اما توجه کنید که در این مورد آخری که پسر صرفا برای کم نیاوردن می جنگد و منظور اصلی او که ارتباط برقرار کردن سالم می بوده را در خود گم کرده ، دیگر تاثیر ختثی دارد و در اکثر موارد هم منفی . زیرا به علت استارت بد و توی ذوق زننده ، ذهنیت منفی از رفتار پسر در دختر شکل می گیرد . پس این ایجاد رابطه منتفی میشه و با پیگیری پسر به ناسزاگویی و بی حرمتی میرسه . پس شرایط "متلک گویی" برای "متلک پران ها" خیلی مهمه و توی موفقیتشون تاثیر زیادی می گذاره ...
و اما حالا...
برقراری ارتباط فوق العاده راحت و در دسترس . مشکل اصلی که عامل متلک پرانی های گذشته بود تقریبا حل شده . و کسی واسه ایجاد رابطه به خودش زحمت متلک پرانی نمیده . البته ناگفته نمونه که فرهنگ و عرف جامعه باعث شده مسیر تفکر عوض بشه و تقریبا در شرایط فعلی اینگونه روش ها دیگه منقرض شده . پس یک مرحله به جلو رفتیم . نحوه ارضای آدم ها درجه بندی دقیقی داره . این درجه بندی مستقل از زمان نیست و به شرایط و عرف جامعه بستگی زیادی داره . پس مرحله ایجاد رابطه گذرانده شده . و امری عادی به حساب میاد . اگر در گذشته فقط با ایجاد ارتباط ارضا می شدیم . اما حالا دیگه اینطور نیست و موارد دیگری که باعث نزدیکی بیشتر میشه عامل "متلک پرانی" شده . ضمنا ناگفته نمونه که به دلایلی که ذکر شد خیلی وقته دیگه این متلک پرانی ها به شکل مرسوم جواب نمیده . پس به این می رسیم که شکل متلک ها هم تغییر کرده . باید دنبال واژه جدیدی گشت که جاش رو بگیره . این واژه چند وقتی هست که پیدا شده و در گفتارهای ساده جوانان رواج داره . عبارت " مخ زنی" هدفیست که روی ذهن جوانان فراگیر شده و راهی که پسر برای خودش دنبال می کنه باید آنقدر دقیق و حساب شده باشه که باعث خرابکاری نشه ...
مطمئنا به مرور زمان ، روش های فعلی هم جایگاهشان را از دست می دهند . انسان در دوره های زمانی مختلف اخلاق های جدیدتری را می پسندد . زمانی را فرض کنید که دیگر راه جدیدی باقی نمانده باشد . می تونید حدس بزنید در شرایط اون زمان چه روشی مرسوم خواهد بود ؟ یا بگذارید بهتر بپرسم . ما تا کجا پیش خواهیم رفت ؟

دکتر فربد فدایی روان شناس در این باره به هیجانات ارضانشده یی اشاره می کند که در وجود شهروندان «جامعه بسته» باقی مانده و زندگی می کند. این روان شناس می گوید؛ «از نظر جامعه شناختی زمانی که احساس خشم یا احساس تمایل جنسی ارضا نشده در فرد به صورت تلنبارشده باقی مانده باشد و جامعه نیز فرصتی برای ارضای این نیازها به شکل سازنده در اختیار فرد قرار ندهد، این امکان وجود دارد که تظاهر این کمبود را به صورت متلک گویی به زنان در خیابان های شهر ببینیم.» از نظر دکتر فدایی احساس خشم سرخورده یا محرومیت گاه به صورت انحرافی و به شکل رفتارهای آزارنده خود را نشان می دهد. فدایی معتقد است چنین تظاهراتی در مردان بیش از زنان قابل پیگیری است؛ «مردان معمولاً مشکلات روانی و اجتماعی خود را با رفتارهایشان ظاهر می کنند و واکنش هایشان در این زمینه به اصطلاح برون ریز است و خشم و محرومیت خود را به بیرون منتقل می کنند اما زنان دقیقاً برعکس عمل می کنند و خشم و محرومیت شان در بسیاری از موارد به صورت افسردگی و گوشه گیری تظاهر پیدا می کند.» این روان شناس البته در بررسی رفتارهای واکنشی زنان و مردان آموزه های اجتماعی را نیز نادیده نمی گیرد و معتقد است جامعه به مردان یاد می دهد که به دلیل مذکر بودن می توانند هنگام خشم یا ناراحتی عصبانی شوند، فریاد بزنند یا رفتارهای برونگرای دیگری از خود نشان دهند اما همین جامعه از زنان می خواهد اگر احساس محرومیت یا خشم دارند، گوشه خانه بنشینند و اشک بریزند. فدایی ادامه می دهد؛ «این ویژگی البته مختص جامعه ایران نیست و در تمام جوامعی که زن و مرد در آن برابر نیستند و نگاه به زن نگاه به ابزار ارضای جنسی است نه انسانی از جنس دیگر، چنین معضلاتی وجود دارد. حتی در اروپا هم در کشورهایی مانند ایتالیا و یونان یا به طور کلی در جنوب اروپا و کشورهایی که هنوز از نظر روابط انسانی و اجتماعی به حد اروپای شمالی و غربی نرسیده اند، وضعیت به همین منوال است.»
پس نتیجه گیری کلی از این بحث رو از زبون دکتر بخوانید :
«جداسازی بیش از حد و غیرضروری مرد و زن در جامعه معمولاً نتایج غیراخلاقی و دلسردکننده یی به بار می آورد. برای پرهیز از رسیدن به چنین بن بست هایی در جوامع لازم است تمایزها و جداسازی های احتمالی در حد سنن هر جامعه یی و در میان مردم باقی بماند چرا که اگر جنبه اغراق آمیز پیدا کند دقیقاً نتیجه معکوس خواهد داشت.»
دکتر فربد فدایی با اعلام این موضع پیشنهادهای مشخصی برای تغییر شرایط موجود دارد؛ «یکی از راه های عملی و مفید که با تجربه ها و شرایط جامعه ما نیز همخوانی دارد، فراهم کردن فرصت برای ازدواج جوانان در زمان مناسب است اما راه های دیگری هم وجود دارند. به طور مثال کشش جنسی یا احساس خشم را می توان از طریق پرداختن به ورزش یا هنر مهار کرد که به این روش اصطلاحاً «والایش» می گویند اما متاسفانه در جامعه خودمان شاهد آن هستیم که مسوولان به جای آنکه به فکر گسترش ورزش در میان مردم باشند، روی قهرمان پروری سرمایه گذاری می کنند که تازه به روان جامعه هم آسیب وارد می کند.»
خسته شدین ؟ ببخشید اگه طولانی بوود . خیلی وقت بوود طرح این موضوع ذهنم رو مشغول کرده بود . اگه نظری به ذهنتون میرسه ، واسم کامنت بگذارید !