همچنین در ادامه درد و دلم می خواهم اشاره ای به پاچه های گشاد مردم معترض داشته باشم . پا'پوش هایی که گویا مدتی بود از مد افتاده بودند و حالا به دلیل شرایط بحرانی ، دوباره راه خود را به پر و پاچه های جوانان باز کرده . پاچه هایی که پیش بینی میشد به دلیل وجود فصل تابستان و گرمای هوا کوتاه تر و نازک تر شوند ، حالا می بینیم گشاد تر و دراز تر و ضخیم تر و امنیتی تر و مخملی تر شدند . براستی دلیل وجود چنین پوشش هایی در پاچه چیست ؟ بازگشت دوباره مد جواد ؟ انقلاب مخملی ؟ به من ربطی نداره ؟
بدیهیست که چنین پوشش احمقانه و مسخره ای در ورای پاچه نهفته است . بنده شخصا از دو نفر از این پاچه گشادها سوال کردم که دلیل گشادی بیش از حد پاچه اش چیست که متاسفانه هر دو سکوت اختیار کردند . البته اولی دستش را با علامت V بالا برد ولی نفر دوم فقط یکی از انگشتانش را بالا برد که تصادفا انگشت شصتش بود . ( هرگونه ارتباطی را با علامت بیلاخ تکذیب می کنم ) راستش معنی هیچ کدومشون رو نفهمیدم . فقط علامت اولی کمی برایم شیرین تر و دومی کمی برایم مایوس کننده بود . در هر حال دلیل آن را به صاحبان امر واگذار می کنم و از هرگونه تفکر اضافی در مورد آن اجتناب می کنم که این روزها تفکر اضافی در مورد مواضع غنیمتیست گرانبها !
از این گونه بحث هایی که در تحلیل اغتشاشاب و آشوب های اخیر بود دوری می کنم و می واهم یک کتاب تووپ بهتون معرفی کنم . راستش چند روزی بود که کتابی می خواندم و تازه دیشب تمومش و مایلم بهتون معرفیش کنم و البته این کتاب توسط یکی دیگر از دوستان ( کیوان – وبلاگ از پشت یک سوم ) به من معرفی شده بود و از ایشون بابت این معرفی عالی تشکر می کنم . این کتاب فوق العاده می باشد و بنده شخصا جالبی آن را تضمین و گارانتی مادام العمر می کنم. ضمنا این کتاب کمیاب و شاید هم نایاب باشد . کتاب " ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید " نوشته ایرج پزشک زاد در سال 1337 نوشته شده است و در همان سالها در مجله اطلاعات جوانان به چاپ رسیده بود . نوشته طنزی است از زندگی ماشاالله خان که به دوران هارون الرشید می رود و اتفاقاتی برایش رخ می دهد . حتما آن را بخوانید که بسیار حالتان را در این روزهای زپرتی ، دگرگون می کند . من نسخه الکترونیکی این کتاب را با فرمت PDF برایتان می گذارم . بقول کیوان عزیز ، هرچند خواندن کتاب در کاغذهای کاهی قدیمی لذت بیشتری دارد ، اما بدلیل نایاب بودن آن ، احتمالا نتوانید پیدایش کنید . پس آن را از همینجا دانلود کنید و بخوانید و در نهایت حالش رو ببرید .
دانلود کل کتاب قسمت اول قسمت دوم
حجم 6.07 MB
یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
کس نمیگوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکندهاند
کس به میدان درنمیآید سواران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمیسازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش
از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد
به گزارش قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به دعوت مردم درخصوص شرکت وی در نماز جمعه این هفته تهران بیانیه ای صادر کرد.
متن کامل بیانیه موسوی به این شرح است:
به نام خدا و با تقدیم سلام متقابل
از آنجاکه اکیداً پاسخ به دعوت همدلان و همراهان در راه صیانت از حقوق مشروع زندگی آزاد و شرافتمندانه را بر خود واجب می دانم، روز جمعه مورخ 26/04/88 در میان صف های شما حاضر خواهم شد.
تمسک به حبلُ المَتین ایمان و قرار گرفتن در حِصن امن الهی که این دعوت شما متضمن آن است بهترین طریق وصول به آزادی های به ناحق مسلوب شده از ماست.
با تقدیم احترام
برادر شما میرحسین موسوی
24/ 04/ 88
سوال دوست عزیز بنده
به نام خدا
سلام
ببخشید برام سوال پیش اومده
مردم چگونه میر حسین موسوی را به نمازجمعه دعوت کردند ؟
با نامه ؟ با ایمیل ؟ با تلفن ؟
و سوال دوم این که
آیا شرکت در نماز جمعه اصولا به دعوتنامه نیاز داره ؟
چون گویا میر حسین موسوی از انقلابیون صدر انقلاب 57 هستند
لطفا پاسخ را ارسال کنید
هر چند که پاسخ خلوت بودن دانشگاه طهران در روز 18 تیر را ندادید
با آن که خودتان گفته بودید آن جا تجمع حامیان میر حسین موسوی است
و نبود
دریغ از یک نفر
جواب بنده به ایشان
با سلام
سوال اول شما و دعوت مردم از میرحسین موسویاین سبک صحبت کردن رئیس جمهور موسوی به این دلیل است که ثابت می کند که جنبش سبز مردمی کاملا خودجود و با اراده اصلی مردم بوده و دخالت رسانه های بیگانه هیچ تاثیری در خدشه دار کردن هدفی اصلی مردم ندارد . رئیس جمهور موسوی اعلام کردند " بنده در صفوف مردم نماز می خوانم " یعنی ایشون جزئی از مردم و خواسته های واقعی و منطقی مردم هستند و در حقیقت این آقای موسوی هستند که با مردم همراهی می کنند و نه اینکه مردم ، بدنبال میرحسین موسوی ! در خوصوص دعوت مردمی باید عرض کنم که ، مردم تصمیم گرفته بودند ، بدون اینکه بیندیشند که آقای هاشمی در نمازجمعه چه موضعی دارد و قرار است چه بگوید در نماز جمعه حاضر شوند . و علتش هم آن است که در هر صورت آقای هاشمی اسیر خواسته های برخی از نفوذی های جیره خوار نشد و از جنبش حمایت کردند روبروی مردم نایستادند . و اینگونه شد که مردم از رئیس جمهور منتخبشان درخواست کردند که آنها را در این حرکت همراهی کند و آقای موسوی هم این دعوت مردمی که تمام اعتبار خود را از آن دارد ، رد نکردند !
و اما سوال دوم شما و موضوع 18 تیر
با صحبت هایی که شما می کنید مطمئن شدم که فقط اخبار را از طریق (رسانه ملی)؟ صداوسیما دنبال می کنید و یا اگر مسیرتان به اینترنت هم خورده باشد ، فقط به سایت هایی مثل فارس یا رجانیوز و یا این تیپ (خبرگزاری)؟ ها سرزده اید . و اگر اینچنین باشد خیلی متاسفم که دولت ، حتی هواداران احتمالی خود را فیلتر کرده و احیانا شما هم اسیر فیلترهای دولت شده اید . هر موقع فرصت کردید یا اینکه فیلتر شکنی نصیبتان شد ، به سایت Youtube.com که سایت به اشتراک گذاری فیلم های مردم می باشد سری بزنید و در آن جستجو کنید " تجمع18 تیر" یا " تظاهرات های 18 تیر" یا جستجوهای مشابه . آنوقت متوجه خواهید شد که شما احیانا در آن تاریخ در حوالی دانشگاه حضور نداشته اید . البته ناگفته نماند که به دلیل تدابیر شدید امنیتی و سرکوب بی ملاحضه مردم ، تجمع ها پراکنده شده و به میدان های اطراف از جمله ولی عصر ، بلوار کشاورز ، ونک و چندین جای دیگر منتقل شده بود . اما شما حتی اگر اطراف دانشگاه هم می بودید ، نامعمولی اوضاع را کاملا حس می کردید .
در آخر از شما برای حضور در نمازجمعه و پیوستن به مردم دعوت می کنم . همچنین فردا پنج شنبه برنامه تجمعی هست که قرار است جداگانه به اطراف پایگاه های سپاه و بسیج برویم و به آنها گل اهدا کنیم تا عده بسیار محدودی از افراد سپاه و بسیج که قصد بی آبرو کردن این ارگان های با ارزش را دارند ، به وجدانشان بازگردند و به مردم پشت نکنند .
سربلند و پیروز و سبز باشی !
پارسا
به گزارش «موج سوم» متن كامل اين نامه در پي ميآيد:
رياست محترم قوه قضاييه
حضرت آیت الله سید محمود هاشمی
شاهرودی
با سلام و آرزوي توفيق
بر پایه اصل یکصدو پنجاه و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
"قوه
قضاییه قوه ای است مستقل كه پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق
بخشیدن به عدالت و عهده دار وظایفي چون: رسیدگی و صدور حكم در مورد تظلمات،
تعدیات، شكایات، احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع و نظارت
بر حسن اجرای قوانین است".
در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران همچنين ممنوعيت تعرض به حيثيت، جان و مال، مسكن و شغل افراد (اصل22)، ممنوعيت تجسس و سانسور (اصل 25)، ممنوعيت تفتيش عقايد (اصل 23)، ممنوعيت اضرار (اصل 23) و ممنوعيت دستگيري و مجازات غير قانوني (اصول34 و 36) تصريح شده است و ضمانت اجراي اين چنين اصولي عملا در اختيار دستگاههاي قضايي است كه بر اساس قوانين جزايي، متجاوزين به حقوق افراد را مجازات و حقوق تضييع شده آنها را احقاق ميكند.
از سوي ديگر در اصول قانون اساسي، به خصوص اصل 24 بر آزادي بيان و انديشه تاكيد شده و آزاديها به اندازهاي براي قانونگذار محترم شمرده شده كه در اصل نهم تاكيد شده است: "هيچ مقامي حق ندارد ... آزاديهاي مشروع را، هرچند با وضع قوانين و مقررات سلب كند".
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، در اصول گوناگون و به ويژه در فصل سوم، حقوق متعدد شخصي، اجتماعي، قضايي و فكري، گروهي و ... را براي شهروندان قائل شده است و حضرتعالي نيز در آيين نامه حقوق شهروندي كه بعدها به قانون تبديل شد، به حق و انصاف بر چنين حقوقي تاكيد كردهايد.
چنان كه مستحضريد بعد از انتخابات دوره دهم گروهي از روزنامه نگاران كه تنها سلاح آنها قلم و فكرشان است، بدون هيچ گونه اتهامي بازداشت شدهاند و متاسفانه تا به امروز هيچ گونه اطلاع رساني درباره نوع اتهامات اين افراد به خانواده يا وكلاي آنها ابلاغ نشده است. نكته تاسف برانگيز اين است كه بسياري از اين دستگيريها بدون رعايت هيچ گونه اصول مصرحه در قانون آيين دادرسي و حقوق شهروندي رخ داده است و گزارشهاي دريافتي از خانوادههاي زندانيان به انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران حاكيست كه وضعيت نگهداري روزنامه نگاران زنداني نيز بسيار نامطلوب و بدون رعايت حقوق يك زنداني است.
از سوي ديگر، در حالي كه طبق ماده سوم قانون مطبوعات"كسب و انتشار اخبار داخلي و خارجي به منظور افزايش آگاهي عمومي... حق قانوني مطبوعات است" در اين ايام عملا اين حق از سوي نهادهاي نظامي و انتظامي از روزنامه نگاران و جرايد سلب شد و حضور هر روزنامهنگاري در محل رخدادهاي اخير با دستگيري و ضرب وشتم همراه بوده است. آنها حتي دبير كميته حقوقي "انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران"، جنابآقاي كامبيز نوروزي(حقوقدان) را كه در تمامي مدت همكاري خود با اين انجمن جز تاكيد بر رعايت قانون و پيگيري مجدانه حقوق روزنامه نگاران، كاري ديگر نكرده بود، بدون هيچ اتهامي دستگير و زنداني كردهاند.
همچنين در ايام بعد از انتخابات از سوي دادستاني استان تهران، بدون هيچ توجيه قانوني نمايندهاي در چاپخانه روزنامهها حاضر ميشود و راسا به سانسور پيش از چاپ مطالب روزنامهها اقدام ميكند، در حالي كه طبق قانون مطبوعات نظارت پيش از چاپ ممنوع است و حتي اين كار جرم محسوب ميشود.
فيلترينگ گسترده سايتها و وبلاگها و نيز حركاتي چون قطع غير قانوني اس ام اس و تلفن همراه و حتي شنود آن كه همگي مانع و رادع جريان آزاد اطلاع رساني است، از ديگر رفتارهايي غير قانوني است كه حقوق شهروندي و بالاخص حق اطلاع رساني روزنامه نگاران و جرايد را زير سوال برده است.
جناب آيت الله شاهرودي! همچنان كه مطلعيد و در دوران مسئوليت خود بارها تاكيد
كردهايد، نظام قضايي كشور موظف به دادرسي شايسته است كه در آن ضمن تلاش براي تامين
هدف اصلي (احياي حقوق عامه و گسترش آزاديها) راهكارهاي منطقي را به كار گيرد و از
به كارگيري وسايل نامطلوب احتراز كند تا در اين راه، بر حرمت اشخاص و امنيت قضايي
شهروندان لطمهاي وارد نشود.
"انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران" از حضرتعالي
تقاضا دارد طبق عهدي كه در قانون اساسي به عهده شما گذاشته شده است، ضمن رسيدگي به
موارد ياد شده بالا، به زير مجموعه خود و نيز دستگاهها اجرايي يادآوري و بر كار
آنها نظارت كنيد تا در دستگيري يا محاكمه روزنامهنگاران و نيز نظارت بر مطبوعات
اصول برائت (اصل 37 قانون اساسي)، تعقيب و مجازات قانوني(اصول 32 و 36 قانون اساسي)
و محاكمه عادلانه همراه با انتخاب وكيل (اصل 35 قانون اساسي) در دادگاه علني (اصل
165 قانون اساسي)، منع شكنجه براي كسب اقرار (اصل 38 قانون اساسي) و نيز حقوق
شهروندي را رعايت كنند.
جناب آيت الله شاهرودي، اين ايام با پايان مسئوليت خطير
جنابعالي در قوه قضاييه همراه است. "انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران" اميدوار است،
برابر عهدي كه با خداي خويش و قرار دادي كه با مردم ايران بستهايد، با پيگيري
دقيق و خداپسندانه موارد برشمرده شده مذكور، كاري كنيد كه فرجامي خوش را در ذائقه
اهالي مطبوعات و روزنامه نگاران برجاي گذاريد.
دبيرخانه انجمن صنفي روزنامه نگاران
ايران
مستبدان غافل از آنند که فرياد انسان هاي مظلوم و ستمديده و آه و درد زجرديدگان و خون هاي به ناحق ريخته شده انسان ها گريبان آن ها را خواهد گرفت
آيتالله العظمي مكارم شيرازي با صدور بيانيهاي، كشتار وسيع مسلمانان در چين را محكوم كرد.
بسم الله الرحمن الرحيم
اخبار وحشتناكى كه از ايالت سين كيانگ
چين درباره كشتار وسيع و سركوب مسلمانان اين منطقه منتشر شده است موجب تأسف شديد هر
مسلمان و انسان آزادهاى است. اين منطقه كه در غرب چين واقع شده و تقريباً يك ششم
مساحت چين را تشكيل مىدهد، اكثريت قاطع اهالى آن مسلمانند تنها گروه كوچكى از نژاد
«هان» از كمونيستها در آنجا زندگى مىكنند. اين منطقه صنعتى و حاصلخيز اخيراً محل
شديدترين درگيريها بين مسلمانان و گروه نژادپرست هان واقع شده است، گرچه دولت چين
آن را يك نزاع قومى قلمداد مىكند ولى حمايت دولت از گروه مخالف و سركوب شديد
مسلمانان و تعطيلى مساجد آنها همه حكايت از اين دارد كه توطئهاى بر ضد مسلمين
منطقه در جريان است.
درست است كه دولت و ملت چين روابط دوستانه و نزديكى در
امور اقتصادى و سياسى با ما و ساير كشورهاى اسلامى دارند ولى اين دليل بر آن
نمىشود كه برادران و خواهران مسلمان ما را در آن منطقه به وضع فجيعى سركوب كنند و
ما خاموش بنشينيم.
ما ضمن محكوم كردن شديد اين سركوبها از همه مسلمانان و تمام
آزادگان جهان دعوت مىكنيم كه اعتراض شديد خود را نسبت به اين حركت غير دوستانه
اظهار دارند و يك صدا از دولت چين بخواهند كه به اين وضع خاتمه داده و مجرمان را
مجازات كنند.
مردم از مسوولان دولت جمهورى اسلامى نيز انتظار دارند در اين مورد
سكوت نكنند و موضع قوى مناسبى بگيرند و برادران و خواهران مسلمان خود را تنها
نگذارند.
پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران: سازمان مجاهدين
انقلاب با صدور جديدترين بيانيه خود نسبت به ادامه بازداشت فعالان سياسي و
ساير دستگير شدگان اخير اعتراض كرد.
متن كامل اين بيانيه در پي مي آيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
اکنون بیش از سه هفته است که از اجرای کودتای از پیش طراحی شده علیه
آرای ملت به مهندس میرحسین موسوی می گذرد. در این مدت، کودتایی که در آغاز
گمان می رفت کودتایی مخملی است، به خون ریخته شدة دهها تن از شهیدان،
جوانان، زنان و مردان ایران بر سنگفرش خیابان ها رنگین شد و هزاران مجروح
و صدها زندانی بر جای گذاشت. اقتدارگرايان پاسخ مردم آزادیخواه ایران را
که با رأی انتخاباتی خویش به نامزدهای اصلاح طلب، به حاکمیت اقتدارگرایان
استبدادطلب "نه" گفته بودند، با خشونت پاسخ گفتند. اکنون ما نه با یک تقلب
سازمان یافته و مهندسی شدة گسترده و رسوا، که با کودتایی تمام عیار
مواجهيم. قطع خطوط ارتباطی و متوقف ساختن گردش غیر دولتی اطلاعات، حاکمیت
علنی و کامل سانسور بر همة رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری، ایجاد
وضعیت فوق العاده و برقراری نوعي حکومت نظامی اعلام نشده در تهران و ديگر
شهرهاي کشور، به صحنه آوردن نمایش های کهنه و تاریخ مصرف گذشتة اعتراف
گیری و اجرای شوهای تلویزیونی و بالاخره هجوم به اجتماعات و حتی جلسات
اساتید دانشگاه در محیط های در بسته و بازداشت های وسیع و غیرقانونی مردم
از همة قشرها و طبقات اجتماعی معترض به تقلب در میان طرفداران نامزدهای
اصلاح طلب و از جمله دستگیری و به زندان انداختن شخصیت های سیاسی و حزبی،
دانشجویان و استادان، روزنامه نگاران، حقوقدانان، هنرمندان، فعالان حقوق
بشر و زنان، تنها به جرم حمایت از آقایان موسوی و کروبی و استفاده از حق
مسلم و قانونی خود در اعتراض مسالمت آمیز، قانونی و مدنی نسبت به سرقت
آرای انتخاباتی ملت.
اینک پس از گذشت نیمة پنهان کودتای ضد انتخاباتی در ایام پیش از 22
خرداد، نیمة آشکار آن را پس از 22 خرداد تجربه می کنیم. نیمة آشکاری که
سرشت خشونت آمیز خود را بویژه از روز شنبه 30 خرداد به نمایش گذاشته است.
اگر آنچه در 22 خرداد رخ داد به راستی انتخاباتی آزاد و دموکراتیک و
منصفانه بود، دیگر چه نیازی به سرکوب و بگیر و ببند داشت؟ چه نیازی به
خشونت علیه مردمی که آرام و در سکوت از حق قانونی اعتراض به نتایج رسوای
انتخابات استفاده می کردند؟ چه نیازی به آتش گشودن بر روی مردم و حملة
نیروهای نظامی و لباس شخصی ها به اموال عمومی و انتساب آن به مردمی که
شعور، فرهنگ و مدنیت آنان در راهپیمایی های چند میلیونی آرام و مسالمت
آمیز، جهانیان را شگفت زده کرد؟ چه نیازی به گماردن مأمورین سانسور در
چاپخانه ها، قطع تلفن های همراه و پیام کوتاه؟ و و و . کدام کاندیدای
پیروز در یک رقابت انتخاباتی آزاد، سالم و منصفانه را سراغ دارید که از
فردای پیروزی، ماشین سرکوب خود را علیه مردم و نامزدهای رقیب و حامیان
آنها بکار اندازد؟ اعتراضات قانونی مردم را به خاک و خون کشد، مطبوعات
مستقل را محدود کند و احزاب قانونی مخالف را تهدید و با هجوم وحشیانه
شبانه به منازل رهبران و شخصیت های حزبی و سیاسی رقیب، آنان را بر خلاف
ابتدائی ترین حقوق انسانی و شهروندی و علی رغم مسلم ترین قوانین اساسی و
عادی دستگیر و روانة زندان های نامعلوم و سلول های انفرادی کند؟ تنها
کودتاچیان هستند که به هنگام کودتا خود را از رعایت بدیهی ترین حقوق مردم
و صریح ترین اصول و مواد قانونی بی نیاز می بینند. گروهی که با ادعای
قانون گرایی، معترضان به تقلّب انتخاباتی را متّهم به نادیده گرفتن قانون
می کند، اکنون خود به عنوان بزرگترین و گستاخ ترین قانون شکن، با اتکاء به
زور و زندان و سرکوب، عملاً همة قوانین اساسی و عادی را در زمینة حقوق
بشری، شهروندی و سیاسی حامیان نامزدهای اصلاح طلب لگدمال ساخته و به اثبات
رسانده است که کاندیدای اقتدارگرایان، نه تنها برای شکست نامزد رقیب و چنگ
اندازی نامشروع و غیرقانونی بر قدرت، از همة حمایت های نهادی، سیاسی،
مالی، رسانه ای و نرم افزاری غیرقانونی برخوردار بوده است بلکه از این
امکان نیز بهره مند است که احزاب و شخصیت های حامی رقبای انتخاباتی خود را
بدون اعتناء به اصول مصرّح قانون اساسی و مواد قوانین عادی به زندان
بیفکند و تحت انواع فشارها قرار دهد.
نگاهی به شخصیت های بازداشت شده و زندانی که همگی از حامیان نامزدهای
اصلاح طلب هستند به خوبی حكايت از طرز تفكر و عملكرد اقتدارگرايان را
برملا می سازد. شخصیت هایی که یا از رهبران و اعضای احزاب و سازمان های
قانونی شناخته شده هستند و یا به گروه های اجتماعی، علمی، هنری، دانشجویی
و مطبوعاتی اصلاح طلب تعلق دارند. برخی از آنان نمونه وار عبارتند از:
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران: مهندس بهزاد نبوی، مصطفی تاج
زاده، صادق نوروزی، فيض الله عرب سرخي، جواد امام، مجید نیری و تعداد
دیگری که طی روزهای اخیر با اخذ وثیقه و ... آزاد شده اند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی: محسن میردامادی، سعید حجاریان، عبدالله
رمضان زاده، محسن صفایی فراهانی، داوود سلیمانی، سعید شیرکوند، علی
تاجرنیا.
حزب کارگزاران سازندگی: محمد عطریانفر، هدایت الله آقایی، جهانبخش خانجانی
ستادهای حامی میرحسین موسوی: محسن امین زاده، محمدرضا جلایی پور، شهاب طباطبایی، سمیه توحیدلو
حامیان آقای کروبی: محمدعلی ابطحی، احمد زید آبادی، عبدالله مومنی، محمد قوچانی، عیسی سحرخیز
نهضت آزادی: محمد توسلی، عماد به آور، محمدباقر علوی
حقوقدانان: کامبیز نوروزی، عبدالفتاح سلطانی، محمدعلي دادخواه
و شماری نامعلوم از دانشجویان، استادان، هنرمندان، روزنامه نگاران، زنان و ...
بسیاری از بازداشت شدگان زندانی، شخصیت های شناخته شده و با سابقه در انقلاب و جمهوری اسلامی هستند.
مهندس بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی و سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب
اسلامی ایران، نامی آشنا برای همة مبارزان راه آزادی، استقلال و عدالت در
شکنجه گاهها و زندان های رژیم استبدادی پیش از انقلاب و یکی از کادرها و
مدیران برجسته جمهوری اسلامی پس از انقلاب است. کینة اقتدارگرایان و راست
گرایان افراطی از او به نخستین سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی باز می
گردد. آنان در طول سی سال گذشته کوشیده اند تا با طرح توطئه های گوناگون و
انتساب اتهاماتی رنگارنگ به او و پرونده سازی های متعدد برای وی از جمله
در ماجرای بیانیة الجزایر، انفجار نخست وزیری، پتروپارس و ... خود را از
شّر شخصیت آزاده و مستقل و زبان صریح و حق گوی او خلاص کنند امّا هر بار
تیرهای زهرآگین آنان کمانه کرد و بر پیشانی توطئه گران پرونده ساز نشست.
اینک او را تنها به جرم همراهی با مردم و حمایت از میرحسین موسوی و فعالیت
خالصانه برای پیروزی دموکراتیک کاندیدای منتخب مردم به بند کشیده اند.
بدون تردید این بار نیز هرگونه پرونده سازی و طرح اتهاماتی واهی علیه وی
حاصلی جز رسوایی بیشتر و شکست برای قدرت طلبان نخواهد داشت. پنجاه سال
مبارزه پیگیر، صادقانه و شجاعانة مهندس نبوی در راه آزادی و استقلال ملت و
پیروزی انقلاب و استقرار و حفظ جمهوری اسلامی در راستای اصول و آرمان های
اصیل اسلامی و خط ضد استبدادی- استعماری- استثماری امام خمینی (س)، در
پرونده مهندس نبوي ثبت شده است.
به بند کشیدن دکتر سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت از
وجه دیگری عمق بی رحمی اقتدارگرايان را آشکار می سازد. سعید، جانباز
اصلاحات و قربانی ترور و خشونت اقتدارگرایان، اینک بر روی ویلچر و در حالی
که به راحتی قادر به تکلم نبوده و برای انجام ساده ترین کارهای شخصی مانند
حرکت کردن و غذاخوردن، نیازمند پرستار است، در سلول انفرادی به سر می برد
و وضعیتی خطرناک و بحرانی دارد.
مصطفی تاج زاده اصلاح طلبی است پیگیر که اردوگاه استبداد از دوران
اصلاحات به خاطر پایمردی وی بر حقوق ملت در مقام معاونت وزارت کشور کینة
او را به دل گرفته است. کینه ای که در اثر مجادلات روشنگر و مقالات افشاگر
او بویژه طی چهار سال اخیر، عمیق تر و سیاه تر شده است.
اینان تنها نمونه ای از دهها شخصیت اصلاح طلب و آزادیخواهی هستند که
اکنون توسط اقتدارگرايان زنداني شده اند. اقتدارگرايان به خوبی می دانند
که اینک اکثریت ملت در مقابل آنان قرار گرفته است و از آنجا که علی رغم
سرکوب انجام شده، نمی توان همة مردم را روانة زندان کرد، نمایندگان شجاع و
فرزندان صادق آنان را به قصد انتقام گیری از اکثریتی که به نامزدهای اصلاح
طلب رأی داده اند و به منظور مخدوش کردن جنبش سبز و مدنی ضد استبدادی ملت
در زنجیر کرده است. متأسفانه جريان ضد انتخاباتی موجود نه تنها استقلال
همة احزاب، مطبوعات و رسانه ها، مراجع روحانی و شخصیت های دینی و سیاسی را
هدف گرفته است بلکه حتی حداقل اختیار و استقلال قوة قضائیه را نیز سلب
کرده است، به طوری که رئیس قوة قضائیه و دادستان کل کشور از بازداشت های
خودسرانه و دستگیری های ضد قانونی گسترده اخیر ظاهراً اظهار بی خبری کرده
و صریحاً خود را بی اختیار می خوانند، هر چند چنان عذری نمی تواند رافع
مسئولیت های آنان در پیشگاه خدا و مردم باشد، زیرا حداقل امکانی که آنان
برای عمل به وظیفة وجدانی، قانونی و شرعی خود دارند، استعفای از مناصب
مذکور و برچیدن دامن خود از آلوده شدن به ستمی است که بر ملت می رود.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن تقبیح این همه قانون شکنی،
ظلم و تعدي علیه مردم و فرزندان آنان و ضمن محکوم کردن تمامی بازداشت های
غیرقانونی و نقض ابتدایی ترین حقوق قانونی زندانیان، که پس از گذشت هفته
ها، نه تنها از حق دیدار و تعیین وکیل محروم مانده اند، بلکه بعضاً حتی
خانواده های آنان نیز کوچک ترین اطلاعی از حال و وضعیت آنان ندارند،
دستگاههای امنیتی و نظامی حاکم و شخص آقاي احمدي نژاد را مسئول حفظ سلامتی
و جان آنان می داند و خواهان آزادی فوری و بی قید شرط همة بازداشت شدگان و
زندانیان سیاسی و انتخاباتی است.
وسیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
20/4/88
بسمه تعالي
حضرت ايت الله هاشمي شاهرودي
رياست محترم قوه قضائيه
با سلام و احترام
همانطور
كه مي دانيد اصل جمهوريت از اصول اساسي نظام است و بنيان گذار جمهوري
اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) نيز با توجه به تجربه صدر مشروطيت كه
جرياناتي با راي و حاكميت مردم مخالف بوده و راه به استبداد مي بردند و به
قول مرحوم آيت الله نائييني كه استبداد ديني را بدترين نوع استبداد مي
دانست ، فرمودند " ميزان راي ملت است " و با چنين اعتقادي بود كه علي رغم
وجود نگراني ها نسبت به سلامت انتخابات در عرصه اين انتخابات حضور يافته و
مردم را نيز به حضور گسترده در اين عرصه دعوت كردم ، وليكن سرنوشت
انتخابات به گونه اي رقم خورد كه جمهوريت نظام زير سوال رفت . اينك نگراني
هاي بنده نسبت به انحراف در جمهوري اسلامي از آرمان هاي بنيان گذار ان
موجب شد تا همان طور كه چندي پيش همطراز شما درحكومت به دفاع از جمهوريت و
اسلاميت نظام مي پرداختم امروز در جايگاه ديگري در مقام دفاع از ان برآيم
.
با توجه به قضاياي اخير بعد از انتخابات و بنابر اينكه ايام پاياني
مسئوليت جنابعالي در قوه قضائيه مي باشد ، تكليف شرعي و مسئوليت شهروندي
اقتضا مي نمايد كه در اين زمنيه مطالب و نكته هايي را به عرض برسانم تا
توسط آن جناب به عنوان عالي ترين مقام قضايي كشور به كار بسته شود تا در
پيشگاه خداوند متعال سربلنند و در نزد ملت و بندگان مظلوم او روسفيد باشيم
.
انتخابات اخير رياست جمهوري كه حماسه 22 خرداد را آفريد فرصت مبارك
و مغتنمي بود كه مي توانست موجب تامين و افزايش مشروعيت نظام جمهوري
اسلامي ايران در داخل و خارج از كشور شود و همگرايي قومي ، جناحي و وحدت
ملي را تضمين نمايد ، مع الاسف آزمندي قدرت طلبان و انحصارگرايانه اقليتي
حاكم در درون كشور موجب شد سرنوشتي ديگر را براي اين انتخابات رقم زد و
ملت بزرگ ايران را دلسرد افسرده ساخت . چنانچه مسئولان امر به درستي
انتخابات اخير را هدايت مي كردند اين مشاركت و حضور 85 درصدي مردم سرمايه
بزرگي بود كه براي ساليان دراز وحدت ملي ، تفاهم اجتماعي و شكوفايي
اقتصادي كشور را تضمين مي نمود ، اما اكنون همان سرمايه تبديل به ابزاري
خطرناك جهت ايجاد تفرقه ، واگرايي ملي ، افسردگي سياسي ، سوء ظن و بي
اعتمادي اجتماعي و ركود اقتصادي گرديده است . در مشاركت 55 تا 60 درصدي
دوره هاي گذشته هميشه نيمي از آرا و گاهي بيشتر آن متعلق به جناح اصلاح
طلب بود و اين بار نيز حضور بي نظير 85 درصدي مردم براي تغيير وضع موجود
بود ، اما سرنوشت انتخابات به گونه اي رقم خورد كه ظاهرا به زعم آقايان 25
درصدي كه در هيچ انتخاباتي شركت نمي كردند هم براي اين آمدند كه مبادا اين
دولت فعلي تغيير كند !!
بنابراين متعاقب انتخابات و اعلام عجولانه و
غيرقانوني نتيجه آن ميليون ها نفر از مردم به روند غير اخلاقي و غير
قانوني روند برگزاري انتخابات اعتراض كردند كه مسئولان امر مي توانستند با
برخورد صحيح قانوني به پاسخگويي پرداخته و همگان را اقناع نمايند و شكايت
نامزدهاي معترض را به صورت بيطرفانه بررسي كنند وليكن به جاي آن آتش به
روي مردم گشودند . معترضان به نتيجه انتخابات غيرقانوني را دسته جمعي
بازداشت كردند ، شبانه به خانه هاي مردم حمله و به تخريب وسايل نقليه
اشخاص پرداختند و حتي عده اي را ربودند . به حريم كوي دانشگاه حمله كرده و
سينه دختران و پسران ايران زمين را با گلوله شكافتند . و اما ، شماري از
اين اقدامات توسط لباس شخصي ها و شمار ديگر توسط يونيفورم پوشان بسيج و
سپاه پاسداران و نيروي انتظامي صورت گرفت . بدين ترتيب بود كه بي آنكه
سخني گفته شود نوعي كودتاي نظامي را بر كشور تحميل كردند .
به نظر من
مسئولاني كه با تدارك اين تحرك ها زمينه ساز حوادث خونين پس از انتخابات
شدند بايد پاسخگو باشند و با ضرب و زور راديو و تلويزيون و زندان نمي توان
جاي شاكي و متهم را عوض كرد . حركت مسالمت جوي مردم ايران بزرگتر از ان
است كه با نسبت دادن به خارج يا گروههاي طرد شده از مردم بدنام شود .
عاملان و مسولان دولتي هم فرض كه با خشونت و زندان و تهديد بخواهند موقتا
اين موج را خاموش كنند ،ولي با آتش هميشه زيرخاكستر چه خواهند كرد ؟ با
اين بحران مشروعيت داخلي و بين المللي خود چه خواهند كرد ؟ چرا فكر نمي
كنند كه دوره اين روش ها به سر آمده است وملت ايران ، ملت خميني و ياران
انقلاب اسلامي بالاخره نخواهند گذاشت نظام جمهوري اسلامي برآمده از خون
دهها هزار شهيد در غصب بماند ؟ممكن است كه كروبي را هم به ديار فاني
بفرستند اما ملت زنده مي ماند و حق خود را مي گيرد . من از مقامات دلسوز
نظام مي خواهم كه اجازه ندهند كه اين روش ها كه به زيان كشور و نظام است
ادامه يابد .
حضرت آيت الله شاهرودي در اين راستا اقدام حضرت عالي و
قوه قضائيه و همچنين مجلس محترم براي تشكيل كميته تحقيق جاي بسي تقدير و
تشكر دارد . تشكيل كميته پيگيري از سوي شما معنايش اين است كه مسئوليت اين
كارها را نمي پذيريد و متوجه بخش هاي ديگري مي دانيد كه چندان در اختيار
شما نيست اما مي دانيد كه در هر صورت شما رييس قوه قضائيه هستيد و نبايد
در روزهاي پاياني مسئوليت خود اجازه دهيد كه در كارنامه تان چنين اتفاقاتي
ثبت شود . با توجه به اين همه قانون شكني و نيز دستگيري ناموجه و نگهداري
غير قانوني صدها شهروند ايراني در بازداشت گاهها و استقلال قوه قضائيه
گويا سنگيني مسئوليت ها بيش از آن مي باشد كه تصور مي رود . شمار زيادي از
بازداشت شدگان بيماران و حتي زنان باردار و شماري از آنان از مسئولين نظام
در رده هاي مختلف طي دهه هاي اخير بوده اند . و اين در حالي است كه هيچ
كدام از آنان از حق قانوني انتخاب وكيل و مذاكره با او برخوردار نبوده و
محل نگهداري اكثريت آنها براي خانواده هاي شان معلون نيست و حتي سلامت
بسياري از آنان هنوز براي وابستگانشان محرز نمي باشد . همه اينها موارد
نقض آشكار قانون بوده و با اصول 22، 23،24،27، 32، 37، 38و 39 قانون و
صراحت ماده 125 قانون ايين دادرسي در تناقض است كه توسط دولتمردان كنوني
نقض شده و متاسفانه تاكنون واكنشي از سوي قوه قضائيه به نقض قانون نشان
داده نشده است . امروز حتي دادستاني تهران به صورت ابزاري جهت سركوب
معترضان قانوني به نتيجه انتخابات درآمده است . هيچ كس مخالف اصل نظام
جمهوري اسلامي نيست ، همه معترضان به نتيجه انتخابات با اصل نظام موافقند
و مدافع آن مي باشند . آنها تنها به روند انتخابات و مصادره آراي خودشان
معترض بوده و خواستار رسيدگي قانوني و بيطرفانه به اعتراضشان مي باشند .
پس چرا بايد آنان را اغتشاگر ، وابسته به خارج و به اصطلاح برانداز مخملي
ناميد ؟
اين دردآور است كه متولين و دولتمردان از طرفي مشاركت 40
ميليوني مردم را به رخ دنيا مي كشند و مي گويند اختلافات هم يك اختلافات
درون خانوادگي است و از طرف ديگر با كمال خشونت و بي رحمي به سركوب اعتراض
قانوني آنان پرداخته و هرگز مانند عضو يك خانواده با آنان برخورد نمي كنند
. مگر خداوند متعال نمي فرمايد كه با همديگر مهربان باشيد ، اين چه رحم و
رافت و همدلي و مهرباني است كه همه ابعاد ان ضرب و شتم ، حبس و زندان
،داغ و درفش و حتي قتل و جرح معترضان عضو درون اين خانواده است ؟
حضرت آيت الله هاشمي شاهرودي
با
توجه به اين كه حضرت عالي به عنوان فقيهي وارسته و عادل و آزادمنش شناخته
مي شويد و به عنوان رييس فاضل و فرهيخته قوه قضائيه از استقلال و بيطرفي
برخوردار مي باشيد و روزهاي پاياني دوره مسئوليت شما در اين قوه است ،اگر
مشكل بازداشت شدگان اخير در دوره حضرت عالي به طور سريع حل و فصل نشود
عواقب غيرقابل پيش بيني زيادي براي ان متصور است . بنابراين با توجه به
تدبير و تجربه جنابعالي اگر تا زماني كه در اين مقام حضور داريد براي
پيگيري آزادي بازداشت شدگان اخير اقدام عاجل نفرماييد ممكن است كه مسئول
جديد قوه قضائيه تا بخواهد مستقر شود و بر امور مسلط گردد و تا روند طيعي
نقل و انتقالات مديريتي طي شود عده زيادي از اين بيگناهان همچنان در
بلاتكليفي بمانند و حقوق شهروندان تضييع شود . لذا از جناب عالي به عنوان
رييس قوه قضائيه خواهشمندم كه دستور فرماييد تا هر چه سريعتر مقدمات تبديل
قرار بازداشت شدگان فراهم شود تا اين عزيزان به آغوش خانواده هاي خود
بازگشته و گامي موثر در جهت تفاهم و وحدت ملي برداشته شود . انشاءالله
مهدي كروبی
١٩/٠٤/١٣٨٨
بسم اللّه الرحمن الرحيم
محضر مبارك فقيه متأله، علامه مجاهد، شيخنا الاستاد، آيتاللّه العظمى منتظرى دامظله
سلام عليكم
ميلاد مسعود مولاى متقيان، امام مظلومان، اسوه عدالتجويان و سرور آزادىخواهان علىبن ابىطالب(عليه الاف التحيةوالسلام) را به آن عالم ربانى تبريك و تهنيت عرض مىكنم. اين عيد سعيد را در شرايطى برگزار مىكنيم كه دهها پيرو آن امام همامدر اعتراض مسالمتآميز به حقكشىهاى حكومت ايران، شهيد و صدها نفر مجروح و هزاران نفر بازداشت و زندانى شدهاند. تأسفبار آنكه اين همه تجاوز به حقوق مشروع مردم به نام اسلام و تشيّع صورت گرفته است. سوگوارانه از نام سبز على(ع) خرج مىكنندو به راه سياه معاويه مىروند.
از محضر شما آموختهام كه اشاعه معارف قرآنى، تعاليم نبوى و احكام اهل بيت بهترين راهكار مبارزه با ظلم و جور در هرشرايطى است. اينك به مقتضاى حال و براى روشن نگاه داشتن كورسوى <اميد> در دلهاى پاك نسل جوانى كه از متوليان رسمى به ناماسلام قساوت ديده، به نام تشيّع خرافات شنيده، و روح و روانشان از اين همه دروغ و ريا و خيانت در امانت زخمى و خسته است،به در خانهاى آمده است كه خانه اميد ملت مظلوم ايران است و ياد مجاهدتها و دفاع جانانه شما از حقوق به تاراج رفته ملت -بهويژه در 13 رجب سال 1376 و بيش از پنج سال حبس خانگى متعاقب آن - هرگز از حافظه تاريخيش محو نمىشود. بر اين شاگردكوچك خود منّت بگذاريد و با پاسخ به اين پرسشهاى شرعى در اين ظلمتكده روزنى به نور بگشاييد. اين پرسشها، پرسشهاى مردمرشيد و مظلوم ايران از پيشوايان دينىشان است.
از اينكه با صرف وقت گرانبهاى خود - علاوه بر اينكه به شكوفايى فقه <عدالت محور> اهل بيت(ع) يارى كرده از سقوط آن درورطه فقه اشعرى < امنيت محور > توجيهگر ظلم ممانعت مىكنيد - براى مؤمنان تشنه حق در اين شرايط خطير ارائه طريق مىفرماييد،صميمانه سپاسگزارم. اميدوارم اين شاگرد كوچكتان را در اين كنج غربت از دعاى خير فراموش نفرماييد.
عزّت عالى مستدام باد
محسن كديور
14 تير 1388
---------------------------------
سؤال 1 - تصدّى مناصبى كه بر اساس قانون لازمالرّعايه - شرط ضمن عقد خدمت كليه متصديان خدمات عمومى - مشروطبه شرايطى الزامى از قبيل عدالت، امانتدارى، تدبير و برخوردارى از رأى اكثريت مردم است، پس از سقوط شرايط و احرازمكرّر صفات متضادّ به نحو شياع و در حد اطمينان قريب به يقين، چه حكمى دارد؟
< بسم اللّه الرحمن الرحيم >
< وسيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون >
جناب مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى دكتر محسن كديور دامت بركاته
پس از سلام و تحيّت و تبريك متقابل. پاسخ تفصيلى سؤالات جنابعالى فرصت بيشترى مىطلبد، ولى اجمالاً به پاسخهايى اشارهمىشود:
ج 1 - از بين رفتن هريك از شرايط مذكور در سؤال كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت و تصدى امور عامهجامعه دخيل است خود به خود و بدون حاجت به عزل، موجب سقوط قهرى ولايت و تصدى امر اجتماعى و عدم نفوذ احكامصادره از سوى آن متولى و متصدى مىگردد، و اما شرايطى غير از آن شرايط كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت وتصدى آن امور معتبر نيست ولى طرفين يعنى متولى و متصدى و مردمى كه او متولى و متصدى كار آنها گرديده بر آن ميثاق بسته وتعهد نمودهاند تخلف از اينگونه شرايط موجب خيار تخلف شرط شده و مردم مىتوانند متصدى و متولّى را بهواسطه تخلف از شرطاز منصبش عزل نمايند. ولى سقوط عدالت، امانتدارى يا برخوردارى از رأى اكثريت و تأييد مستمر از ناحيه آنان كه از شروطمشروعيت توليت و زمامدارى است موجب مىشود كه پس از سقوط آنها، اصولى مانند حمل بر صحت و اصالت برائت دربارهكارهاى متصدى در امور جامعه كه فاقد شرط گرديده جارى نشود، بلكه وى بايد براى اثبات عدم تخلف از شرع و قانون و احقاقحقوق مردم و بقاء بيعت اكثريت مردم با او، بيّنهاى معتبر و دليلى معقول براى مردم بياورد و آنان را راضى كند. و در موارد اختلافدر پيشگاه داورى آزاد، عادل و بىطرف و كاملاً مستقل از حاكميت ادعاى خود را به اثبات رساند. و داورى هر نهادى كه زير نفوذ ياوابسته به او باشد شرعاً و عقلاً حجت نمىباشد.
سؤال 2 - وظيفه شرعى مردم در قبال چنين متصديانى - كه عليرغم امربهمعروف و نهىازمنكر مكرّر ناصحان و مشفقان براعمال خلاف شرع خود اصرار دارند - چيست؟
ج 2 - همانگونه كه گفته شد متصديانى كه شرعاً و عقلاً توليت و تصدى امر اجتماعى را از دست دادهاند خود به خود از مقام خودمعزولند و تصدى آنان هيچگونه مشروعيتى ندارد و چنانچه به زور يا فريب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم بايد عدم مشروعيت ومقبوليت آنها را در نزد خود و بركنارى آنان از آن منصب را با رعايت مراتب امربهمعروف و نهىازمنكر و حفظ ترتيب < الاسهلفالاسهل والانفع فالانفع > و انتخاب مفيدترين و كم هزينهترين راه ممكن ابراز داشته و بخواهند.بديهى است كه اين وظيفهاى همگانىمىباشد كه هر كس را اعم از خواص و عوام جامعه به اندازه آگاهى و توانايى كه دارد فرامىخواند و كسى نمىتواند به بهانهاى ازعمل به آن شانه خالى كند و خواص جامعه كه از همه به شرع و قانون آگاهتر و تواناترند و از نفوذ كلمه و اعتبار بيشترى برخوردارندمسئوليتى خطيرتر دارند و بايد با اتحاد و همفكرى و ايجاد احزاب و تشكيلات و تجمعات خصوصى و عمومى به ديگراناطلاعرسانى كرده و راه چاره را به آنها بنمايانند. مولى اميرالمؤمنين(ع) در وصيّت آخرشان فرمودند: < لا تتركوا الامر بالمعروفوالنهى عن المنكر فيولّى عليكم شراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم > ( نهجالبلاغه نامه 47) حاكميّت و تسلط اشرار نتيجه طبيعى تركامربهمعروف و نهىاز منكر است، زيرا آنان از فرصتها سوء استفاده مىكنند.
سؤال 3 - آيا ارتكاب معاصى كبيره ذيل و اصرار بر آنها به سلب < ملكه عدالت > و تحقق < ملكه جور > منجر مىشود يا خير؟
الف - آمريّت و تسبيب در قتل نفوس محترمه.
ب - آمريّت و تسبيب اقوى از مباشرت در ارعاب و اخافه مسلحانه و ضرب و جرح مردم بيگناه در شوارع.
ج - ممانعت قهرآمز از اقامه فريضه امربهمعروف و نهىازمنكر و نصيحت به ائمه مسلمين از طريق انسداد كليه مجارىعقلانى و مشروع اعتراض مسالمتآميز.
د - سلب آزادى و حبس آمران بالمعروف و ناهيان عنالمنكر و ناصحان و اعمال فشار براى گرفتن اقرار بر امور خلافواقع از آنها.
ه - ممانعت از اطلاعرسانى و سانسور اخبار كه مقدمه واجب انجام فريضه امربهمعروف و نهىازمنكر و نصيحت به ائمهمسلمين است.
و - افترا به معترضان خواهان اجراى عدالت مبنى بر اينكه < هر كه با متصديان امور مخالف است مزدور اجنبى و جاسوسخارجى است>
ز - كذب و شهادت دروغ و گزارشهاى خلاف واقع در امور مرتبط با حقالناس.
ح خيانت در امانت ملى.
ط - استبداد به رأى و بى اعتناى به نصيحت ناصحان و تذكر عالمان.
ى - ممانعت از تصرّف مالكان شرعى در مِلك مُشاع سرنوشت ملى.
ك - وهن اسلام و شَين مذهب از طريق ارائه چهرهاى بسيار خشن، غيرمعقول، متجاوز، خرافى و استبدادى از اسلام و تشيّعدر جهان.
ج 3 - ارتكاب همه معاصى نامبرده يا اصرار بر برخى از آنها از بارزترين و گوياترين شواهد فقدان ملكه عدالت و از مصاديقآشكار ظلم و بىعدالتى است. بهراستى اگر اينگونه معاصى موجب فسق و خروج آشكار از عدالت در نگاه عموم نباشد پس چهمعصيتى است كه انجام آن گواه ستم و بىعدالتى در انظار همگان است؟! و روشن است كه هرگونه معصيتى بهويژه چنان معاصىنامبرده در صورتى كه در قالب دين، عدالت، قانون انجام گيرد مفسدهاى افزون دارد و بيشتر موجب خروج از عدالت شده و داراىمجازات دنيوى و اخروى شديدترى خواهد بود، زيرا اينگونه ارتكاب معصيت علاوه بر مفسده خود معصيت مفسده فريبكارى ومفسده تخريب چهره دين، عدالت و قانون را نيز دربر دارد.
و در مواردى كه كارهايى به نظر متصديان حاكميت، عادلانه و مشروع و به نظر عده زيادى از مردم، نامشروع و مصداق فسق وظلم و تضييع حقوق مىباشد، بايد نظر و قضاوت داوران عادل و بىطرف و مرضىّالطرفين ملاك قرار گيرد.
سؤال 4 - آيا تمسك به جملاتى از قبيل < حفظ نظام از اوجب واجبات است > مجوّز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زيرپانهادن بسيارى از ضوابط اخلاقى و محكمات شرعى از قبيل صداقت و امانتدارى است؟ آيا به بهانه حفظ < مصلحت نظام > مىتوان از اجراى اصل اصيل < عدالت > - كه صفت مميّز فقه سياسى تشيّع در طول تاريخ بوده است - صرفنظر كرد؟ اگر برخىمتصديان، مصلحت نظام را با مصلحت شخصى خود اشتباه گرفته باشند و بر تشخيص خطاى خود اصرار كنند، وظيفه شرعىمؤمنان چيست؟
ج 4 - حفظ نظام به خودى خود نه موضوعيت دارد و نه وجوب آن وجوب نفسى مىباشد؛ بهويژه اگر مقصود از »نظام« شخصباشد. نظامى كه گفته مىشود: »حفظ آن از اوجب واجبات است« نظامى است كه طريق و مقدمه و بر پا كننده عدل و اجراء فرائضشرعى و مقبولات عقلى باشد و وجوب حفظ آن هم تنها وجوب مقدمى خواهد بود. بنابراين با توجه به اين نكته، تمسك به جمله»حفظ نظام از اوجب واجبات است« به هدف توجيه و صحهگذارى بر امور متصديان و كارگزاران و عدالتنمايى كار آنان براىديگران در حقيقت تمسك به عام در شبهه مصداقيه و ميان دعوا نرخ تعيين كردن و تنها به قاضى رفتن است؛ كه اگر چنين تمسكى ازروى ناآگاهى باشد بايد طبق مراتب امربهمعروف و نهىازمنكر با آن معامله نمود. از طرف ديگر بديهى است كه با كارهاى ظالمانه وخلاف اسلام نمىتوان نظام اسلامى را حفظ يا تقويت نمود، زيرا اصل نياز به نظام براى اجراى عدالت و حفظ حقوق، و در يك كلمهاجراى احكام اسلامى است؛ پس چگونه متصور است با ظلم و جور و كارهاى خلاف اسلام، نظام عادلانه و اسلامى را حفظ وتقويت نمود؟ حاكميتى كه بر اساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران و تصرف غاصبانه و تغيير در آراء آنان و كشتن و بستن وبازداشت و شكنجههاى قرونوسطى و استالينى و ايجاد خفقان و سانسور روزنامهها و اخلال در وسائل ارتباطى و زندانى كردنعقلاء و نخبگان جامعه به بهانههاى واهى و تحميل اعتراف به امور خلاف واقع بهويژه در زندان نزد شرع و عقل و عقلاء جهانمحكوم و بىارزش است، و بر حسب اخبار معتبره وارده از اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) اقرار و اعتراف در زندان يك ذرّه اعتبارشرعى و قانونى ندارد و نمىتواند ملاك حكم باشد. (وسائل، كتاب الاقرار، باب 4 و ابواب حدالسرقة، باب 7)
مردم رشيد ايران نيز از حقيقت اين اعترافات كه نمونههاى آنها در تاريخ حكومتهاى فاشيستى و كمونيستى ثبت است كاملاً آگاهمىباشند و مىدانند اين اعترافات و مصاحبههاى ساختگى تلويزيونى با زور و شكنجه و تهديد در جهت پنهان نمودن ظلمها وبىعدالتىها و تحريف چهره اعتراضات مسالمتآميز و قانونى مردم، از فرزندان به بند كشيده آنان گرفته مىشود. و مسئولين مربوطهبدانند كه آمر و متصدى و مباشر گرفتن اينگونه اعترافات و مصاحبههاى دروغ گناهكار و مجرمند و شرعاً و قانوناً مستحق تعزيرخواهند بود. كشور متعلق به مردم است نه مال من و شما، و تصميم از ناحيه آنان مىباشد، و متصديان امور خدمتگزار مردم مىباشند.مردم بايد بتوانند با تجمعات آزادانه و تبليغات كتبى و شفاهى از حقوق خويش دفاع كنند، شاه هنگامى صداى انقلاب مردم را شنيدكه ديگر دير شده بود. اميد است متصديان امور نگذارند به آنجا برسد، بلكه هرچه زودتر در برابر خواستههاى ملت خويش انعطافپيدا كنند، جلو ضرر را از هرجا بگيريم به نفع خواهد بود.
سؤال 5 - امارات شرعى < ولايتِ جائر > چيست و علماى اعلام ( اعلى اللّه كلمتهم ) و نيز مكلفان در قبال بروز آن چهوظيفهاى دارند؟
ج 5 - جور، مخالفت عمدى با احكام شرع و موازين عقل و ميثاقهاى ملى است كه در قالب قانون درآمده باشد و كسى كه متولىامور جامعه است و بدينگونه مخالفت مىورزد جائر و ولايتش جائرانه است و تشخيص چنين ولايتى در درجه اول بر عهده خواصجامعه يعنى عالمان دينآشنا و مستقل از حاكميّت و انديشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانين مىباشد كه هم به احكام وموازين عقل و قوانين حاكم آشنايند و هم با قرائن و شواهد اطمينانآور به مخالفت عمدى با آنها پىبرده و مىتوانند آن را مستدلكنند. مشروط بر اينكه از هرگونه نفوذ حاكميّت و ملاحظات خطى و سياسى آزاد و مستقل باشند. و در درجه دوم بر عهده عموممردم است كه به اندازه آگاهى خود از آن احكام و قوانين و با مرتكزات دينى و عقلى خود و رودر رويى مستقيم با موضوعات ومشكلات دينى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى، مخالفت عمدى حاكمان را با شرع و قانون لمس كرده و احساس نمايند.
بالاخره به طور اجمال عدالت يا بى عدالتى حاكمان امرى ملموس در جامعه و آثار آن نمايان است، و چهره در نقاب ندارد. و هركس به هر مقدار آگاهى و توان در مقابل بىعدالتىها و تضييع حقوق مردم مسئوليت دارد و بايد ديگران را هم آگاه كرده و هم بادرنظر گرفتن شرايط موجود و حفظ مراتب امربهمعروف و نهى از منكر راهكار ارائه دهد چون نمىشود و نمىتوان باور كرد كهانسانى عدالتخواه باشد ولى در راه آن گامى برندارد يا هراس داشته يا خود و ديگران را با تسويل و آراستن كوتاهى خود يا تسويف وامروز و فردا كردن و يا به بهانه نداشتن قدرت سرگرم كند. ترس از مخلوق شرك باللّه العظيم است و تسويل و تسويف هم ضلال واضلال. سيره اولياى معصومين(ع) نيز تلاش در راه عدالت اجتماعى بود و اگر آنها تنها به امور فردى اسلام همت و اكتفاء داشتند اينهمه ظلم و ستم بر آنان و به بند و حصار كشيدن و تحت مراقبت قراردادن و در نهايت به شهادت رساندن آنان براى چه بود؟! خداونداز عالمان به خصوص عالمان دين ميثاقى غليظ گرفته كه در مقابل ظلم سكوت نكنند < اخذاللّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالمو لا سغب مظلوم > (نهج البلاغه / خطبه 3). البته عمل به اين ميثاق همانگونه كه ثوابى عظيم دارد هزينهاى سخت هم خواهد داشت.( أحسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون. و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن اللّه الذين صدقوا وليعلمن الكاذبين)(عنكبوت / 2 و 3)
به هوس راست نيايد به تمنّى نشود
اندر اين راه بسى خون جگر بايد خورد
ان شاء اللّه موفق باشيد
17 رجب 1430 - 19/4/1388
قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای جنگی که بود برای تن های تکیده در لباسهای خاکستری برای آرامش مادرانم در آوار بمب برای هیجان پدرانم در آشوب مرگ . این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای آفتابی که بی نیاز از دلیل بود .
از جنگ که برگشتم پیراهن خاکستریم را آویختم به دیوار خاطرات و به زندگی با مردمی سلام گفتم که عطر شناسنامه هایشان در مشام جانم بود و اسمم در میان اسمهایشان بالید و کم کم بزرگ شد .با گریه هایشان گریستم و با خنده هایشان خندیدم .
و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود مقابل چشم حیرت زده ی من سیلی خوردی در بی پناهی و ناچاری وخدایی که تنها دوستت بود دید که بی گناه سیلی خوردی از حشره ای که در لباس من خزیده بود همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم.
و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلایی چنین نمی شد.
پسرم
به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن فقط به حشره ای شک کن که در لباس من خزیده بود .
به گزارش «موج سوم» متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
از 3 هفته پیش و به فاصله کمتر از یک روز از برگزاری انتخابات دهمین
دوره ریاست جمهوری شاهد بازداشت جمع گسترده ای از فعالان سیاسی ، روزنامه
نگاران ، دانشجویان و مردم عادی بوده ایم که وجه مشترک همه آنها حمایت از
کاندیداهای اصلاح طلب است و این در حالی صورت می گیرد که علی رغم تصریح
اصل 32 قانون اساسی که " هيچكس را نميتوان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي
كه قانون معين ميكند در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل
بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت بيست و چهار
ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه، در اسرع
وقت فراهم گردد. مختلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي شود." ، نه تنها
هیچ یک از بازداشت های اخیر از ابتدا روند قانونی لازم را طی نکرده بلکه
اطلاعات و اخبار منتشره به نوعی شائبه ربودن و گروگانگیری را به جای
بازداشت قانونی تقویت می کند و متاسفانه این سناریویی است که مخالفان
اصلاحات از قبل برگزاری انتخابات و در پی ناامیدی از کسب رای اکثریت مردم
آغاز کردند با این باور که ضمن مصادره رای ملت بزرگ ایران ، از فرصت پیش
آمده برای گشودن عقده های چندین ساله بهره ببرند. اگرچه وقوع این اتفاق
ناگوار و مقابله اینچنینی اقتدارگرایان با خواست و مطالبه انبوه مردم ، به
مخیله کمتر کسی خطور می کرد اما در کمال ناباوری آن سبو بشکست و آن پیمانه
ریخت و از انتخابات که قرار بود ملاکی برای سنجش رای مردم به عنوان صاحبان
واقعی نظام و کشور باشد جز صورتی بر جای نماند و خواسته و رای واقعی ملت
در پای ارباب قدرت قربانی شد.
نقض آشکار قانون و عدم پاسخگویی
مسببان و مسوولان مستقیم این پروژه موجب شده است تا نه تنها وکلای بازداشت
شدگان بلکه خانواده آنها نیز از وضعیت ایشان اطلاع دقیقی نداشته باشند و
بیم آن می رود با توجه به روندی که تا اکنون سپری شده است ، بسیاری از
آنها تحت شرایط نامساعد و در سایه نقض قانون، برای انجام پروژه اعتراف
گیری تحت فشارهای شدید جسمی و روانی قرار گرفته و از طبیعی ترین حقوق
قانونی و شهروندی خود نیز محروم باشند که در این رابطه انتشار مطالب به
اصطلاح محرمانه در رسانه های نزدیک به دولت و سخنان دبیر شورای نگهبان و
امام جمعه موقت تهران تاییدی ناخوشایند بر این موضوع است.
در این میان در حالیکه از وضعیت آقایان دکتر محسن میردامادی دبیرکل و سید مصطفی تاجزاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و نیز مهندس بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و بسیاری دیگر که در جریان حوادث اخیر بازداشت شده اند ، اطلاع موثق و دقیقی در دست نیست، شایعات بیشتری هم درباره تمرکز فشار بر آقایان دکتر عبدالله رمضان زاده قائم مقام ، سید مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی و محسن امین زاده عضو موسس جبهه مشارکت و همچنین حجت الاسلام محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز و برخی دیگر از فعالان مطبوعاتی و سیاسی فعال در ستاد مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی به گوش می رسد تا پروژه نخ نمای اعتراف های تلویزیونی در قالب سناریوی "انقلاب مخملی" توجیهی برای اقدامات غیرقانونی کودتاگران در منظر قضاوت مردم فراهم آورد غافل از اینکه پشت پرده چنین اقداماتی مدتهاست برای مردم رسوا شده است و سر آخر جز روسیاهی ره آوردی برای گردانندگان به جا نمی ماند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با استعانت از خداوند متعال و به پشتوانه حضور شکوهمند ملت بزرگوار ایران در صحنه انتخابات ، ضمن اعتراض مجدد به ایجاد و استمرار فضای فوق امنیتی ، نقض قوانین و حقوق شهروندان، اعمال سانسور شدید و ایجاد مانع در دسترسی مردم به اطلاعات و اخبار واقعی و ادامه پلمب غیر قانونی دفتر مرکزی حزب مشارکت تاکید می کند ادامه این رفتار نه تنها از دامنه و عمق اعتراضات مردمی نسبت به دستکاری نتیجه واقعی انتخابات نمی کاهد بلکه با ادامه کاهش مشروعیت ، روز به روز به فاصله دولت برآمده از کودتا و مردم حتی در میان هواداران آن نیز می افزاید چراکه تداوم وضع موجود نمی تواند توجیه کننده رفتار دولتی باشد که ادعا دارد منتخب اکثریت مطلق ملت شریف ایران است.
جبهه مشارکت ایران اسلامی هم چنین با تاکید بر لزوم رفع هر چه سریعتر سانسورهای فراقانونی از مطبوعات ، اینترنت و رسانه ها و نیز فک پلمب غیرقانونی دفتر مرکزی حزب، خواستار آزادی بی قید و شرط همه بازداشت شدگان شامل دبیرکل ، اعضای شورای مرکزی ، دفتر سیاسی و سایر وابستگان به جبهه مشارکت و نیز کلیه فعالان سیاسی ، خبرنگاران و مردم عادی است که به واسطه هواداری و همکاری ستادی با کاندیداهای اصلاح طلب اسیر بند و بیداد شده اند.
این جبهه در پایان ضمن گرامیداشت مجدد یاد شهدای حوادث غمناک اخیر و با ابراز همدردی نسبت به همه آسیب دیدگان ، نگرانی عمیق خود را از وخامت وضعیت جسمانی بعضی بازداشت شدگان اعلام و مسوولیت هر اتفاقی را متوجه کسانی می داند که در لوای قانون و شرع به این اقدامات دست زده اند و اعلام می دارد در همراهی با کاندیدای منتخب ملت ، جناب آقای مهندس موسوی ، پیگیری مطالبات و حقوق قانونی خود و مردم شریف ایران را با استفاده از تمام ظرفیتهای قانونی ادامه خواهد داد.
والسلام علی عبادالله الصالحین
جبهه مشارکت ایران اسلامی
17 تیرماه 1388
بسمه تعالي
ملت شريف ايران
برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران ، فرصتي را
فراهم ساخت تا ملت بزرگ ايران ، با هوشمندي و درك موقعيت سياسي كشور ،
شكوه حضور خود را به نمايش گذاشته و گامي بزرگ در تقويت پيوند دولت و مردم
بر دارد. آنچه كه مايه تاسف و تاثر گرديد اينكه در اوج شكوه و عظمت سياسي
ملت ايران ، پاره اي جزم انديشي ها ، بي تدبيري ها، خودخواهي ها و ناسپاسي
ها ،اين نعمت بزرگ را به نقمت ، اعتماد عمومي را به بي اعتمادي و فرصت ها
را به تهديد تبديل كرد . انتظار مي رفت مسئولان كشور ، اعتراضات به حق
مردم را تحمل و به جاي برخوردهاي خشن و غيرقانوني با مردم و دستگيري و
زنداني كردن فعالان سياسي بي گناه ، با صدور مجوزهاي قانوني ، اعتراضات را
به مسير صحيح هدايت و به پيشنهاد مراجع بزرگ تقليد و شخصيت هاي سياسي ،
براي تشكيل يك هيئت حكميت ملي و بي طرف در بررسي نتايج انتخابات ترتيب اثر
مي دادند.
اكنون كه نتايج اعلام شده انتخابات به تائيد شوراي نگهبان رسيده است
اعلام مي نمائيم كه به دليل ناسالم بودن روند برگزاري انتخابات ، تخلفات
گسترده در برگزاري انتخابات و نيز جانبداري اكثريت اعضاي شوراي نگهبان از
يك كانديداي خاص ، نتايج اين انتخابات مورد پذيرش نمي باشد.
لازم است در اسرع وقت اقدامات ضروري زير انجام شود:
1- امنيت ملي را اصل قرارداده و به جاي تكيه بر نتايج مخدوش اعلام شده
انتخابات ، اقدامات لازم را براي اعاده اعتماد عمومي را انجام و با
استحكام در صفوف ملت ، كشور را از خطرات گوناگون در امان نگاه دارند.
2- ضمن ابراز همدردي با خانواده هاي شهداء حوادث اخير و نيز مصدومان
عزيز ، لازم است هيئت هاي بي طرف به پرونده جنايات اخير رسيدگي و عاملان
را شناسائي و تحت تعقيب قرار دهند.
3- نسبت به آزادي كليه فعالان سياسي و نيز ساير دستگير شدگان بدون قيد و شرط اقدام شود.
4- كليه محدوديت هاي اطلاع رساني رفع گردد.
حزب كارگزاران سازندگي ايران
فاطمه، فرزند دکتر مصطفی تاج زاده:
پدر در نبودنت نمیگریم زیرا صبر را از تو آموختهام. استوار باش. روزت مبارک.
سپهر، فرزند شهاب طباطبائی؛
بابا شهاب عزیزمان هیچ دستی نمیتواند تو را از ما جدا کند. در نبودنت هم با مایی. هر لحظه، هر جا. برای برگشتنت لحظهشماری میکنیم.
فرزندان مهندس صفایی فراهانی؛
پدر جان امسال در غیاب حضور نازنینت میلاد علی (ع) اسوه عدالت را جشن
میگیریم و از حق تعالی سلامتی و سربلندیت را آرزومندیم. به وجود نازنینت
میبالیم و عاشقانه دوستت داریم.
زهرا، همسر دکتر علی تاجرنیا؛
هم دم و همراه زندگیم علی، روز با خورشید شکل میگیرد، شب با ستارگان و من با تو. روزت مبارک.
محمد حسین، سارا، امیرحسین و علیرضا، فرزندان دکتر تاجرنیا؛
پدر مهربانمان تبریک بهانهایست برای یادآوری روزهای شیرین زندگی. روزتان
را تبریک گفته و سلامتی و رهاییتان را از خداوند منان خواستاریم.
همسر و فرزندان دکتر شیرکوند؛
پدر خوبم، امشب میلاد پاکترین و آزادهترین پدرهاست. اما من در شگفتم که
کدام گناه ناکرده مرا از آغوش مهربان و بوسه گرمت محروم کرده؟ باشد که دست
نوازشگر علی، عشق بیپایانم را هدیه دستان تنهایت کند.
دکتر مرصوصی، همسر دکتر سعید حجاریان؛
سعید جان لکنت زبانت را به پایداری عقیده ات و لرزانی دستت را به ثبات اندیشه ات به فراموشی سپرده ایم؛
آنها توانسته اند زبان و دستت را با تیر نفرت و کینه هدف قرار دهند، اما
عقیده ات و اندیشه ات همیشه سبز است. امروز روز میلاد مولای رحمت و عدالت
است آنان جسم بیمارت را به بند کشیده اند، اما بدان اندیشه سبزت در پهنای
دل ما همیشه باقی است.
لیلی السادات جلال زاده، همسر جواد امام؛
روز تولد حضرت علی، تنها روز پدر نیست، روز بزرگداشت مردانگی، انسانیت،
سخاوت، سکوت، مهربانی و راستی است و آن گنجی است که هر کس نمی تواند بدست
آورد. و تو در این زمان نه تنها مرد بودی بلکه مردانگی، استواریو انسانیت
را به همگان آموختی. روزت مبارک
این سر که نشان حق پرستی است / امروز رها از هر چه هستی است
با دیده عبرتش ببینید / کین عاقبت وطن پرستی است
همسر و فرزندان مجید نیری؛
مجید عزیزمان روز پدر و روز مردی و مردانگی را صمیمانه تبریک می گوییم و امیدواریم هر چه زودتر به آغوش خانواده برگردی.
محمد و احمد وهمسر دکتر عبدالله رمضان زاده؛
پدر عزیزمان روزت مبارک، صبر کن که خداوند با صابرین است. انشالله هر چه
زودتر تو و دیگر دوستان آزاده ات را در جمع خانواده و ملت ایران خواهیم
دید.
مریم باقی، همسر محمد قوچانی؛
عزیزم، محمد، تو را دراین مبارک روز به مولود کعبه ای می سپارم که اوصاف
قضاوت و عدالت را با سینه ای شرحه شرحه از ستم هایی که بر او رفت تشریح
کرد.خدای علی (ع) ، خدای تو، دادرس غایی است . این روز را به تو تبریک و
به خدایت قسم می گویم که پیروز نهایی جز حقیقت نیست. تا کنون هیچ قدرت
دنیایی نتوانسته است با بند و زندان، اندیشه و ایمان را دگرگون کند و تو
که اخلاص به پدر شیعیان علی (ع) داری نیز در بند هم آزادی. ولادت سرور
آزادگان عالم، بر تو و همه هم بندیانت مبارک باد.
همسر و فرزندان کامبیز نوروزی؛
به پاس قلم اسیرت و دستانت که آزادگی و استقامت را یادگار این روزها کرد، روزت ستاره باران/.
مهتاب، فرزند عیسی سحر خیز؛
پدرجان روز پدر را در غیاب تو میگذرانیم و بر آنچه که این روزها میگذرد
صبر میکنیم. برای آزادی تو صبر میکنیم. برای آزادی صبر میکنیم. پیروز و
استوار باشی.
سجاد، فرزند صادق نوروزی؛
پدر عزیزم ای کاش در چنین روزی نزد من بودی؛ استوار و پایدار باشی.
سلام بابای خوب و نازنینم
روزت مبارک. خیلی دلم می خواهد مثل هر سال برایت هدیه ای بخرم و به دیدنت بیایم. مثل هر سال، در آغوشت بگیرم و حضورت را حس کنم. مثل هر سال لبخند زیبایت را ببینم و در کنارت باشم. هیچ وقت فکر نمی کردم لازم باشد برای تبریک روز پدر برایت نامه بنویسم؛ آن هم نامه ای که می دانم حتی نمی توانم به دستت برسانمش.
پدر مهربانم
دلم گرفته است. عجیب گرفته است. کاش می شد لحظه ای ببینمت. می دانم که تو هم آن جا دلتنگ مایی.
این بیست روز برایمان خیلی سخت گذشت. یا بهتر است بگوییم اصلاً نگذشت.
برای ما امروز همان بیست و ششم خرداد ماه است. همان روز که از انقلاب راه
افتادیم تا به آزادی برسیم. شما زودتر به خانه رسیده بودی و نگران حال
دخترانت بودی و از ما می خواستی تا زودتر به خانه برگردیم...
و نیمه شب همان روز بازداشت شدی...
برای ما همان روز مانده است. همچنان منتظر آمدنت به خانه هستیم.
بابای مهربونم
می گویند اقداماتی علیه امنیت ملی انجام داده ای؛ می گویند اعتراف کرده ای
که از اقداماتت پشیمان و نادمی و دائم اشک می ریزی. چه کسی باور می کند؟
پدر بشاش و مهربان ما
نمی گویند با این خبرهای دروغ چه بر سر همسر و دخترانت با دل های رنجور و قلب های شکسته شان می آورند؟
خوب می دانی که ما به عنوان دخترانت و مادرم به عنوان همسرت و همه
دوستداران و خوانندگان وبلاگ و منتظران آزادی ات، بهتر از کسانی که تازه
20 روز است با تو، افکار بزرگ، خلق و خوی صبور و خنده رویی و مهربانی ات
آشنایی پیدا کرده اند، می شناسیمت و می دانیم تو بزرگ تر از این حرف
هایی...
عزیز تر از جانم
برای مهربانی های بی اندازه ات دلتنگیم؛ برای خنده های همیشگی ات؛ برای
روزنوشت های وب نوشته ها، که هر روز رأس ساعت 4:30 بعد از ظهر نگران
نوشتنش بودی.
می دانم این روزها نگرانی های زیادی داری، اما تنها چیزی که آن چهاردیواری
بسته، از شانه هایت خالی کرده، نوشتن روزمره وبلاگت است. اما ما و همه
دوستدارانت امروز هم به تیتر کهنه بیست روزه ی "دستگیری ابطحی" بر می
خوریم.
بابا جونم
شما اینجا نیستی؛ هر روز را غریبانه میگذرانیم...
همه ی پیگیری ها بی نتیجه است. گاهی با خود فکر می کنیم شاید در شب های
تنهایی ات به اطرافیان و دخترانت دست مریزاد می گویی که برای آزادی ات
اقدامی نمی کنیم. روزهای اول پس از رفتنت، چهار روز را در رفت و آمد به
دادستانی و زندان اوین بودیم... برای رساندن داروهای دیابتت.
نامه هایی نگاشتیم برای هر کسی که به ذهنمان می رسید کاری از دستش بربیاید. نتیجه نداد...
نمی دانم این چه جریانی است که همه دوستانت هیچ کاری از دستشان برنمی آید...
همه متعجب مانده ایم.
غیر از تماس کوتاه 2 دقیقه ایت، دیگر هر تماسی از زندان بود تقاضای عدم پیگیری از طرف بازجویانت بود.
نازنین پدرم
امیدواریم امشب یا فردا تماس بگیری... یا ملاقاتی حداقل به عنوان روز پدر با تو داشته باشیم.
اما اگر این هم میسر نشد، فردا با فرزندان دیگر دوستان در بندت، ساعت 5
بعدازظهر با شاخه ای گل سرخ برای دیدنت همراه می شویم و به زندان اوین می
آییم.
عزیزمان...
کاش بودی...
روزت مبارک...
چکیده سخنرانی مشروح آیت الله محسن کدیور در مجلس ختم شهدای کودتای 22 خرداد که در امریکا برپا شده بود
در مجلس ختم شهدای جنبش سبز مردم ایران دور هم جمع شده ایم.
ما میگوییم مقام محترم رهبری دامه ظله به واسطه حمایت زودهنگام از رئیس جمهور بدنام قبل از طی مراحل قانونی، بی طرفی و انصاف لازم جهت داوری در این غائله را از دست داده، متاسفانه در مقابل مردم قرار گرفته اند.
سرکوب سبوعانه تظاهرات مسالمت آمیز مردم، مردم معترض توسط نیروی انتظامی، بسیج و ماموران لباس شخصی کاری کاملا غیر قانونی بوده است. وزارت کشور، قوه قضاییه و مقام محترم رهبری در تجاوز به حقوق قانونی مردم مقصرند و نسبت به خونهای به ناحق ریخته شده و تخریب اموال عمومی و خصوصی و ضرب و جرح مردم بیدفاع باید پاسخگو باشند. این سخن که گفته میشود هر کسی که مردم را به خیابان فرا خوانده مسئول خون آنهاست مثل این است که بگوییم مرحوم آیت الله خمینی مسئول خون شهدای انقلاب اسلامی است نه شاه معدوم. مثل اینکه بگوییم رسول الله مسئول خون شهدای بدر و اُحد بوده است نه مشرکان بخاطر اینکه پیغمبر مردم را دعوت کرده است به احد و بدر.
دستگیری بی سابقه سران احزاب مخالف دولت و آغار شوهای تلویزیونی اقرارهای تحت فشار بر خلاف قانون و من صریحا بگویم نوعی اعلام حکومت نظامی در ایران است. حکومت نظامی که شاخ و دم ندارد.
سانسور شدید مطبوعات، کاهش سرعت اینترنت وگاهی قطع آن، قطع تلفن همراه، قطع پیامک علائم کامل حکومت کودتا و برخلاف نص قانون اساسی است.
آن وقت گستاخانه دم از قانون گرای میزنند.
اگر قرار است قانون رعایت شود اول از همه باید قانون آحاد مردم رعایت شود. مردم به شکل مسالمت آمیز اعتراض دارند. بدون هیچ شعاری به خیابانهای تهران آمده اند. می گویند رای ما کو؟ به جای اینکه آدرس رای آنها را به آنها نشان بدهیم سرکوبشان می کنید؟ به خاک و خونشان می غلطانید؟
این فیلمهایی که در دنیا پخش شده، آیا اینها وهن اسلام نیست؟ آیا کسی باور میکند اگر شما در خیابان با مردم اینگون وحشیانه رفتار میکنید با دشمنانتان چگونه رفتار خواهید کرد؟
امروز وقتی این فیلم ها در دنبا پخش میشود که مردم بیگناه را در خیابان به خاک و خون میکشند باور کنید که این بالاترین ضربه ای بود که شما به اسلام و تشیع در دنیا وارد کردید. ماموران شما بنام دین باتوم بر سر مردم میکوبند. بعد آدرس غلط میدهید. فرافکنی میکنید. میگویید مردم میخواهند دیکتاتوری برپا کنند. در قاموس سیاسی دیکتاتوری معنای دیگری دارد. دیکتاتوری معنایش این است که یکنفر به جای همه تصمیم بگیرد. معنایش این است یکنفر مادام العمر حکومت کند. معنایش این است که مقام پاسخگو نباشد. معنایش این است که هیچ نهاد رسمی بر او نظارت نداشته باشد. آیا این صفات در ما جمع است یا در شماها؟ الآن تلقی حاکمیت و مردم متضاد شده است. ۱۸۰ درجه مقابل هم قرار گرفته است. حاکمیت پشتگرم به قوه قهریه، به پول نفت، به رادیو تلویزیون انحصاری. مردم جز خودشان و خدایشان هیچ چیز ندارند.
ولایت فقیه اکنون سه راه حل بیشتر ندارد.
1- به سرکوب مردم ادامه دهد.استبداد دینی را در ایران مسلط کند. به سلطنت مشروعه یا حکومت اسلامی یا خلافت اسلامی اقدام کند .جمهوریتش را حذف کند و بر قبر جمهوریت پایکوبی کند.
2 - ولایت فقیه آنچنانکه در قانون اساسی آمده است باقی بماند اما به عنوان نماد ملی و سمبل وحدت اسلامی تبدیل شود. از منازعات داخلی ارتفاع بگیرد و به مقام عالی و تشریفاتی تبدیل شود. مانندامپراطور ژاپن – پادشاه هلند و یا ملکه انگلستان که آنها قانونا اختیارات فراوان دارند اما هرگز مجاز به استفاده از آنها نیستند. آنها سمبل کشورند. ولکن اراده ملی در دست نخست وزیر یا رئیس جمهوری مطابق قانون اساسی هست. اینهم راه حل دوم یعنی اینکه بماند اما سلطنت کند، نه حکومت.
3- بطورکلی از قانون اساسی حذف شود. به پیش نویس قانون اساسی رجوع شود و جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه (تشویق حضار) آغاز شود.
و حکومت و جامعه به روشهای اسلامی اداره شود یعنی تا وقتی که مردم بخواهند و شورای نگهبانی منتخب نمایندگان مردم انتخاب شود. این هم ممکن هست .
متاسفانه شاهد این هستیم که راه اول پیش گرفته شده است اما بنظر می رسد اگر دوست دارند به راه حل سوم دچار نشوند چاره ای جز راه حل دوم نخواهند داشت..
مردم می فهمند . مردم شعور دارند . مردم تهران و ایران با این راه پیمائی های مسالمت آمیز خود نشان دادند بسیار رشیدند و مسائل را بشدت متوجهند. به منسوبان و منصوبان رهبری بنگریم و میانگینی از تدبیر، عدالت، اخلاق و بیطرفی آنان را بگیریم و آنوقت به مقامات معظم و عالیرتبه خود نمره عدالت و تدبیر بدهیم.
امروز تدبیر دکتر محمود احمدی نژاد - بی طرفی آیت الله جنتی - عدالت عالی جناب قاضی سعید مرتضوی - اخلاق برادر حسین شریعتمداری نمایانگر عدالت و تدبیر حاکمیت درجامعه ما هست ..
انتظار ملی از مجلس خبرگان بررسی شرایط لازم تدبیر و عدالت هست.
راستی اگر در زمان شاه معدوم، قبل از انقلاب اسلامی مردم چنین اعتراض می کردند، شاه با آنان چه رفتاری میکرد؟ می پرسم رفتار ولی فقیه مدبر عادل با شاه ظالم سرسپرده اجنبی چه تفاوتی داشته است.
آیا شاه معدوم مخالفان خود را نوکر و بازیخورده اجنبی و مخل امنیت و نظم عمومی معرفی نکرد؟ آیا شاه بواسطه پخش اعلامیه های رهائی بخش مرحوم ایت ا لله خمینی از صدای بی بی سی، ما انقلابیون را انگلیسی نخواند؟
آیا شاه برای بدنام کردن معترضان و منتقدانش چماقداران و ماموران لباس شخصی را به تخریب اموال عمومی و تعرض به جان و مال مردم وانداشت و آنگاه آنها را به راهپیمایان و معترضان نسبت دهد؟ آیا شاه مطبوعات و رسانه ها را به محاق سانسور و تعطیلی نکشاند؟
با احترام می پرسم نحوه مقابله شما با اعتراض مسالمت آمیز مردم چه فرقی با سرکوب شاهنشاهی داشته است ؟
به کرات در خطبه ها از واژه دیکتاتوری در سخنانتان استفاده کردید، معنی دیکتاتوری این نیست . دیکتاتوری این است که مطبوعات را تعطیل کنید . مامور می فرستید که تیتری بفرستید که تیتری مقابل میل ما نزنند. دیکتاتوری این است که مقام مادام العمر داشته باشید . مقابل مردم پاسخگو نباشیم . انصا ف بدهید کدام دیکتاتوری است؟
ما انقلاب نکردیم تا استبداد سکولار به استبداد دینی تبدیل شود. ما انقلاب نکردیم که استبداد شاهنشاهی تبدیل به استبداد دیگر شود. ما انقلاب کردیم تا هرنوع استبدادی چه با تاج، چه با عمامه از میان برود .
این جمله را توجه کنید: "مردم اگر متوجه باشند و هوشیار باشند، اگر نشانه های کبر و غرور و خودخواهی را در زمامداران فورا ببینند و بشناسند و خیرخواهانه اعتراض کنند و اگر احساس کردند که زمامدار در صدد رفع این بیماری نیست در مقابل او تعرض کنند یقتینا آن بیماری علاج خواهد کرد
۳۰ خرداد ۱۳۶۳ روزنامه جمهوری اسلامی – آیت الله خامنه ای
من خدمت مقام معظم رهبری متواضعانه و مودبانه عرض می کنیم که ما احساس کردیم رهبرمان متوجه بیماری نیست و به او تعرض کرده ایم. آیا ممکن است که این بیماری علاج شود (تشویق حضار(
ما دو فاتحه داریم. فاتحه شهیدان ما که نه قبرشان را می دانیم نه گذاشتند که عزیزانشان برایشان بگریند. آنها را از کمترین حقوق شرعی محرومشان کردند و امروزدر غربت به یاد آنا ن جمع شده ایم. امروز مجلس ترحیم دیگری هم در ایران برقرار هست. ما فاتحه شهیدان را داریم و دیگران فاتحه جمهوریت نظامشان را. راستی کدامیک پیروز می شویم؟
مشروح سخنان ، در ادامه مطلب
اللهم عجل لولیک
الفرج و النصر.
من گمان میکردم شما میخواهید مطالب اساسی رابیان کنید. بنده
به شما علاقه مندم. ولی باید تکرار کنم که دلم میسوزد که به شما اطلاعات غلط داده
اند.
ببینید آقای صاحب زمان. خواهش میکنم به این نمودار دقت کنید. به این
می گویند ضریب جینی. هرچه قدر بیشتر باشد، شکاف دینی ملت بیشتر است. الان وضع دینی
ملت از قبل بهتر است.. از زمان شما که خیلی بهتر است. پس برای چه شما الان ظهور
کردید؟ این ۱۲ قرن کجا بودید؟ ۱۲ قرن فساد نبود؟
غارتگری نبود؟ الان یک دفعه وضع بد شد؟ گرانی شد؟ بی دینی شد؟ در این
۱۲ قرن گل و بلبل بود؟ برای چه ۱۲ قرن سکوت کردید؟ ملت
که فراموش نکرده است.
زمان شما ببینید همه مناصب دست خویشاوندان یک عده ای بود.
یک حلقه ای درست کرده بودند و مدام امامت را بین فرزندانشان می چرخاندند. 4 سال پیش
ما آمدیم و ادعای تقدس و هاله نور کردیم. انگار وارد حریم ممنوعه عده ای شدیم.
[من] نمیخواهم وارد بعضی مسایل شوم. و الان میبینیم که همه ی اینها با هم
متحدند.. ما معتقدیم که صحنه گردان اصلی آقای هاشمی است. نفرمایید که ارتباطی
نیست. اتفاقا ظهور شما هم جزو همان برنامه است. حتا کورش و امیرکبیر هم جزو همان
باندند. ملت فراموش نکرده که آقای هاشمی کتاب در مورد امیرکبیر نوشته و او را تایید
کرده. میرحسین موسوی و
سید محمد خاتمی هم که از اقوام جنابعالی اند. خود شما هم که شال سبز
پوشیده اید. این ها مفهومش چیه؟
هدف این دولت خدمت به ملت است. ملت بیدار
است. بحمدالله ملت ایران هسته ی شده است. نانو شده است. سلول بنیادی شده است.
فضایی شده است. جام جهانی شده. المپیک شده. برای چه میخواهید رشد ملت را زیر سوال
ببرید؟
این که خیلی بده. مگر زمان شما و پدرانتان چه قدر پروژه احداث شد؟ یک
مسجدالرسول بود زمان جدتان و یک دانشگاه زمان امام صادق. چقدر اینترنت بود؟ چقدر
روزنامه بود؟ آیا دموکراسی بود؟ فقط یک ابولهب بود که از شما انتقاد میکرد. ببینید
با او چه کردند. با همسرش چه کردند. کراواتش را در خیابان چیدند. دستاوردهای ملت را
زیر سوال نبرید. 1400 سال است وضع ملت را به اینجا رساندید. آن وقت جاروجنجال راه
میاندازند که آبروي ايران در اين دولت رفت. من فقط با طرح دوتا سوال از موضع ملت
دفاع کردم. آنها به هم ریختند.. مستاصل شدند. شما چرا نشسته اید به جای
آمریکاییها و از آنها دفاع میکنید؟ ملت فراموش نکرده زمان شما روابط با آمریکا
چگونه بود. یادتان رفته که عموی شما امام حسن در سعدآباد آن قرارداد ننگین را با
معاویه بست؟ اینه دیپلماسی عزتمند؟
من نمیخواستم این مسایل را باز کنم..
اما خیلی متاسف شدم وقتی این خبر را به من دادند. برای چی شما در عاشورا از بازیگر
استفاده میکنید؟ ملت نمیداند که ظلم هست؟ فشار هست؟ لازم بود شما بازیگر
[بیاورید] که نشان بدهید وضع دینی مردم خراب است؟ من تعجب میکنم از
شما.
نمودارهای بانک مرکزی نشان میدهد دین مردم در زمان حکومت شما و پدرانتان
بدترین [وضع] را داشته. در زمان جد شما میزان تشیع در هکتار صفر بوده. ما رساندیم
به 100ملیون. این را که دیگر نمیشود انکار کرد آقای صاحب زمان. من نمیخواستم وارد
این بحث بشوم اما جد شما با یک هجمه ی سنگین یک کتاب علیه بنده چاپ کرده که توی
اون به صورت بیسابقه ای طی سیصد هزار تیتر به من و منافقین لعنت
فرستاده.
من شخصا علاقه مند به ورود به اينها نبودم. قبلا هم گفته ام که
ازهمه ی افتراهایی که بخود من نسبت داده شد، گذشت کردم. الان هم ميبخشم. اما
ازتوهين به منافقین، توهين به انتخاب ملت نمي توانم بگذرم. ملت اين اجازه را
نميدهند. شما آقای صاحبالزمان باید پاسخ ملت را بدهید. این همه پولی که در جمکران
به شما داده میشود چه شد؟ اینها را هزینه مراسم تولد خودتان کردید؟ همین آقای
جزایری کلی نذر کرده بود. شما پول را که میگرفتید نپرسیدید از کجا آمده؟ بعد سیل
اتهامات است که به ملت وارد میکنند. من همین جا اعلام میکنم، اگر آقای محصولی
گفته که ثروتش امانت شماست که قرار است بعد از ظهور به شما بازگردانده شود، همه اش
مال شما و تیمتان. با نوار و این حرفها که نمیشود کشور را عالمانه اداره کرد.
رئیس جمهور باید خودش کارشناس ارشد باشد. بنده دکتریام را با شب بیداری گرفته ام.
نه مثل بعضی که همزمان حکومت میکردند هم بدون کنکور ولایت گرفتند، آن هم در5
سالگی. البته من آماده ام شما تشریف بیاورید تا من به عنوان یک شاگرد برای شما
توضیح بدهم که دیپلماسی عمومی چه چیز خفنی است.
من فقط این نکته را بگم و
عرایضم را خاتمه بدهم. من اینجا پرونده ی دارم از دوتا خانم. اجازه دارم بگم؟
بگم؟ این خانمها را شما میشناسید. شما همیشه با اینها بودهاید. یک زمانی با
خانم صغری و بعد خانم کبری. من با همین غیبت مخالفم نه قانون ، آقای
ولیعصر
نوشته ی مهدی سحرخیز
احمدی نژاد،
تو را تنها احمدی نژاد خطاب می کنم چرا که برایم دشوار است که به تو آقا بگویم.
دست به قلم برده ام تا پدرم را به تو بشناسانم. تا بدانی آن که را امروز به زندان انداختی کیست.
اول از همه می گویم که پدرم یک انقلابی است. به پاس خدمات او و دیگرانی مثل او بود که دوران خفقان و طاغوت به سر رسید. تا فصلی نو در میهن عزیزمان آغاز شود. او تمام عمرش را وقف به دست آوردن این انقلاب و حفظ آن کرد.
آیا می دانی عموی من، برادر پدرم، در جنگ به مقام شهادت نائل آمد؟ به پاس پدر من و همرزمانش بود که یک وجب از خاک این سرزمین به دست نا اهلان نیفتاد. آنها جانشان را در راه خدا و به فرمان امام به خطر انداختند تا این کشور ویرانی نبیند. اما هیچکدام نمی دانستند که در آینده زمام امور کشور را کسی به دست خواهد گرفت که کوچک ترین احترامی را برای آنها و ایثارگریهایشان قائل نخواهد بود.
آیا می دانی که هنگامی که پدرم از جنگ بازگشت تفنگش را بر زمین گذاشت و قلم به دست گرفت تا پیام این انقلاب را به آنها که نمی دانستند برساند. به نسل من که در انقلاب غایب بود و از جنگ تنها غیبتهای طولانی بزرگ خانه را احساس می کرد. قلم به دست گرفت تا این انقلاب در مسیر مورد نظر مردم و رهبرش حرکت کند.
آیا می دانی که پدرم سالها مدیر خبرگزاری جمهوری اسلامی درسازمان ملل بود؟
آیا می دانی که پدرم مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد بوده است؟
آرزو می کنم که ای کاش پدرم را می شناختی تا به تو صداقت می آموخت. دوست داشتم او را می شناختی تا از او درس پرهیزکاری، خدمت و ایثارگری می گرفتی.
پدرم مدافع اسلام محمدی است اما تو مدافع مقام خودت هستی . او عمری است که تلاش می کند تا از جمهوریت نظام دفاع کند. او می خواهد تا دنیا بداند که در ایران رأی مردم مقدس است. آنقدر مقدس و ارزشمند که می بایستی در صورت لزوم برای آن جان داد. او تلاش می کند تا در ایران مردم سالاری دینی حکم فرما باشد اما تو و همدستانت زحمات مردم و از خود گذشتگی هایشان را فدای منافع دنیوی خود می کنید.
بعد از سالها توانستم آن هاله ی معروف تو را ببینم. اما برخلاف گفته ی تو آن هاله ای از نور نبود بلکه هاله ای بود پر از دروغ، ریا، تهمت، نا عدالتی و عوام فریبی. می دانم که هنگامی که در برابر آینه می ایستی بر خود می بالی اما یقین دارم که حتی آینه نیز از تو بیزار است.
احمدی نژاد این را بدان که همانطور که تاریخ در مورد اسلاف ما قضاوت کرد در مورد پدرم و تو نیز قضاوت خواهد کرد. خوشبختانه دست سانسورگر و سرکوبگر تو دیگر توانایی پنهان حقیقت را نخواهد داشت و تو را به اسم کسی خواهند شناخت که برای حفظ مقامش مردم را فریفت و انقلابیونی مثل ابطحی، تاج زاده، میردامادی و بسیاری دیگر را قربانی کرد. این را بدان که این مقام برای تو احترامی نخواهد آورد.
من از روییدن خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمی گردد بدین بالانشینی ها
مهدی سحرخیز
تیر 1388
منبع : وبلاگ مهدی سحرخیز
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
سرانجام شورای نگهبان دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران را بدون توجه به استدلالات کاندیداهای معترض و اعتراضات بحق مردم و دلسوزی های علماء و مراجع و احزاب و مشفقان نظام، به گمان این که اظهارنظر آنان غائله را ختم می کند، رسماً تأیید و سلامت آن را اعلام کرد و حتی برخی از آنها سلامت این انتخابات را در سی سال گذشته بی نظیر توصیف نمودند.
شورای نگهبانی که برخی از اعضاء فقها و حقوقدانهای آنان از ماههای قبل اظهار نظر کرده و بیطرفی خود را در انظار مردم مخدوش نموده بودند در صورتی که داور و قاضی اگر در رابطه با پرونده ای طرفداری کرده باشد، حق قضاوت در آن را ندارد.
جای شگفتی است انتخاباتی که در برابر چشم همگان از بیت المال جهت ترویج یکی از کاندیداها بطور وسیع استفاده می شد و در مقام جمع آوری رأی از امکانات دولتی بهره بردرای شد.
رسانه ملی به بهانه های مختلف در ترویج و تبلیغ تبیض آمیز به نفع یک کاندیدا دائماً در تلاش بود.
از سویی چهره های خدوم انقلاب و نظام برای مخدوش کردن کاندیداهای دیگر مورد هجمه قرار گرفتند و شگفتا که قوه قضائیه هیچ واکنشی از خود بروز نداد و حتی به همان مقدار در رسانه ملی حق دفاع به آنان داده نشد.
ناظرین کاندیداها که قانوناً باید پیش از مهر و موم کردن صندوق ها تا نهایت تجمیع آراء حضور می داشتند در اکثر صندوقها بعد از مهر و موم صندوق ها اجازه ورود به آنان داده شد و در بسیاری از صندوقها نماینده ای از آنان را نپذیرفتند و در هنگام تجمیع آراء اساسا اجازه حضور نداشتند و در نتیجه با اضافه بودن تعداد آراء مأخوذه با بیش از واجدین شرایط آراء مواجه بودیم. با شتاب بسیار متأسفانه در اعلام نتایج از حیثیت رهبری نیز سرمایه گذاری شد.
با توجه به شکایات زیاد و دلایل محکمی که کاندیداهای دیگر داشتند، به آنان توجه نشد. در فضایی کاملا امنیتی، صدای حق طلبی مردم را که توأم با آرامش بود، به خشونت کشیدند. و متأسفانه با دهها کشته و زخمی و بازداشت غیرقانونی صدها نفر مواجه شدیم، مطبوعات و روزنامه ها یکی پس از دیگری تعطیل یا سانسور شدند، سایتها فیلتر گردید و حتی بر خلاف اصل 25 قانون اساسی تلفن های همراه و پیامک های مردم نیز روزها قطع گردید و هنوز در تهران وصل نشده است. تعجب از این است که وزارت ارتباطات از خود سلب مسئولیت می کند و مسئولیت آن را به عهده دیگران قرار میدهد.
با همه این اشکالات آیا می شود مشروعیت انتخابات را به صرف تأیید شورای نگهبان پذیرفت؟ آیا با این وضعیت می توان دولت برآمده از این همه تخلفات را مشروع دانست؟
آیا دولت می تواند به عنوان نماینده مردم در اموال و سرنوشت آنان دخالت نماید؟
و...
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن تشکر از همه مردمی که در صحنه حضور یافتند و مصایب و سختی های بسیار را تحمل نمودند بویژه آنان که عزیزانشان را از دست دادند یا آسیب هایی دیدند و سختی هایی دیدند و یا دستگیر شدند. خود را در مصایب و گرفتاریهای آنان شریک می داند و به روان پاک شهیدان مظلوم حوادث اخیر درود می فرستد و همواره خود را در کنار مردم می داند.
و از کانیداهای محترمی که حقوقشان ضایع گردید خصوصاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر خدوم دوران دفاع مقدس و جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی یار قدیمی امام راحل(ره) و همه آنان که از حقوق مردم دفاع می کنند بویژه از مراجع معظم تقلید و علمای بزرگوار حوزه های علمیه، تشکر می نماید و از خداوند متعال برای همه آنان طول عمر با عزت و شوکت مسألت دارد.
و درخواست عاجزانه ما از علمای اعلام و بزرگان دین این است که در این مصیبت بزرگ که حیثیت به دست آمده از دهها هزار خون شهدای عزیز و زحمات طاقت فرسای ایثارگران جانبازان و هدایت و حمایت روحانیت مبارز به ویژه رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) در معرض خطر جدی است، با احساس مسئولیتی که همواره داشته اند باز هم اقدام مناسب را انجام دهند. چرا که سرنوشت حوزه و علما با سرنوشت نظام گره خورده است و اگر مردم نظام را در برابر خود بدانند قطعاً روحانیت و حوزهها را در برابر خود می دانند در حالی که به گواه تاریخ، عالمان شیعه به پیروی از مولای خود همواره خصم ظالم و عون و یاور مظلوم بوده اند.
همچینین از قوه قضائیه می خواهیم هرچه زودتر افراد دستگیر شده در اجتماعات آرام را آزاد کند و عاملان و آمران ضرب و شتمها، قتلها و تخریب های کوی دانشگاه و جاهای دیگر را شناسایی و مجازات نماید.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
منبع : سايت رسمي مجمع مدرسين و محققين
بسمه تعالي
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»
ملت عزيز و شريف ايران اسلامي
در
روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و
جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم
تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش
از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در
رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به
علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي
هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها،
ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و
قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از
رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي
قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.
در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88
اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟!
سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات
ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در
سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در
یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به
طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک
آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم.
همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات
آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم
محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این
را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.
نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با
دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای
تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از
بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی
است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای
تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟
تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و
احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام
داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود.
تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و
بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء
مردم است.
در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟
بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این
برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در
صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.
اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ
تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن
اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است.
پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف
برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه
اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در
میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.
فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور
گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است
فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.
متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران
ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید
مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید.
کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند.
خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی
طرف نیست اکتفا نکنید.
تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی
در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک
سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن
حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم
نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که
سرنوشت رأی ما چه شد؟
و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام.
واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان
و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک
طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای
تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم
در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته
است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟
امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی
کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند
رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن
برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را
به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع
دیگر رجوع کرده اند!
میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به
نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به
صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار
گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که
در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و
پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند.
من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می
گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما
تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب
کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای
بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها،
اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف
به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این
موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی
این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام
زده شده، توهین هایی که به مردم شده.
من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی
شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود.
مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را
بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به
آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی
صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح
جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟!
اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است.
اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام
حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از
وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به
عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به
جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به
نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد
دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما
اظهار بی اطلاعی کند؟
دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا
گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که
بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به
کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد
گذاشت و نگذاشت.
حالا همه از فضای آرام سخن می گویند.
فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟!
واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است.
اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای
غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای
زشت امنیتی برداشته شود.
بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند.
در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند.
آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین
برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه
کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در
فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.
کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار
بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و
بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند
روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای
تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند.
در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و
آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره
هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی
دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و
نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها
پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و
فضای آرام می زنیم؟!
این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟
اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه
انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و
جمهوریت نظام صورت گرفته.
با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر
دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط
ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر
نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است.
فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر
آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و
خسارت های مادی و معنوی جبران شود.
همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم.
هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با
تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید.
مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ
کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و
دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله
شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و
قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم
آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند.
نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که
سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر
و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.
در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه
نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز
نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی
و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند
خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و
تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ
آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار
گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ
مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا
جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است.
خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ
دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق
میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه
این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود
خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و
جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی
روبرو کند.
منبع : سایت شخصی سید محمد خاتمی
روزنامه اعتماد ملی امروز ۴شنبه ۱۰ تیر به دلیل اینکه نامه مهدی کروبی به مردم ایران را در خود داشت مجوز چاپ نگرفت . لذا نسخه اصلی روزنامه را با فرمت PDF برای دانلود قرار می دهم . یادآور می شوم برای اجرای آن به برنامه Acrobat Reader نیاز دارید . گفتنیست این صفحات فقط شامل صفحه های سیاسی روزنامه می باشد .
دانلود روزنامه اعتماد ملی ۱۰/۴/۸۸ - صفحه ۱ تا ۷ - قسمت اول
دانلود روزنامه اعتماد ملی ۱۰/۴/۸۸ - صفحه ۸ تا ۲۴ - قسمت دوم

--------------
برای مشاهده سایت رسمی روزنامه اعتمادملی و دانلود شماره های روز آن
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم ایران!
لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.
پیش
از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه
خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای
ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب
در هاون می کوبید.»
با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان
نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در
جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک
دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات
به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان
برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات
مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.
ما برای
تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه
شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و
آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این
تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به یاد
و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در
مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.
آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛
آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛
آمدن
برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و
تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده
و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ،
مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع
سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به
اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ،
گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی
نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها
، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور
کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و
شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه
می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه
شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و
آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و
شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی
ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه
باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر
شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک
آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت
در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...
با چکمه و باتوم به
جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان
حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با
یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر
کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا
داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا
که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و
سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب
مخملی اعتراف کنند!
این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از
زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و
رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود
طرف) به آنها رای داده اند ؟
رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا
آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که
آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و
زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و
اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض
ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن
حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده
ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن
در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستی که این انتخابات
در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی
سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت
های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و
رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای
مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این
سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و
با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و
هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟
چگونه می
توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا
میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما
و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و
زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها
تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه
پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای
دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از
انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می
دهند.»
لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :
1.
کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را
پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه
تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی
خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و
عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و
ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو
آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به
اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی
شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم
ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور
بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق
اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت
وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و
برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و
به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری
می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.
2.
برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم
و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت
می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی
هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می
کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می
کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می
دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام
ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب
و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.
3. فضای امنیتی که پس از انتخابات
در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است
که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن
را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت
های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در
راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه
رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه
انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است.
اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص
خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی
سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون
آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند،
معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله
چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده
هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح
نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت
شود.
4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان
و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های
دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن
را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده
از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله
تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ،
انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در
انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح
آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها
سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و
مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها
توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام
و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و
شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت»
همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت
گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل
دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و
حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن
باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.
6.
بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح
کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند
:به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های
سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به
مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به
حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به
فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون
اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل
مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.
7. در جریان
انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی
ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه
هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت
مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون
تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و
حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در
توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده
است.
8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی
در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات
خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان
عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به
تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب
و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه
همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر
می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و
تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت
ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر
عظیم اقدام کنند.
مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب
اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه
های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی
به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که
راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و
اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز
دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط
باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.
مهدی کروبی
09/04/1388
منبع : سایت اعتماد ملی
دیشب شورای نگهبان صحت انتخابات را تائید کرد . به هرحال در قانون اساسی ما ، شورای نگهبان همه کاره است . اما در همین قانون اساسی راهکاری ذکر نشده که چنانچه شورای نگهبان ، خود طرفدار یک طرف ماجرا باشد ، آنوقت چه باید کرد . بی عدالتی در مدعیان عدالت موج می زند . وقتی خبر تائید (سلامت)؟ انتخابات را دیشب از شبکه بی بی سی فارسی گوش می کردم ، چند فکر رو دائما در ذهنم با خودم مرور می کردم . اولا اینکه طبعا با این حرکت ، تمام اعتراضات بی نتیجه تلقی می شود و همچنین ادعای صداوسیما و (خبرگزاری)؟ های دولتی که معترضین را اغتشاشگر معرفی می کردند هم تائید شد . و کلی با خودم فکر کردم که نکنه واقعا من اغتشاشگر هستم و خودم خبر ندارم ؟! اصلا این اغتشاش که میگن کیه ؟ چیه ؟ غذاس ؟ خوردنیه ؟ مالیدنیه ؟ به هر حال توی ذهنم بلبشویی بود از خرافات و چرندیات . ناگهان یه علامت سوال دیگه هم توی ذهنم سبز شد . اینکه دائما می گفتند ما دنبال " انقلاب مخملی " هستیم . لابد با تائید انتخابات توسط شورای نگهبان این انگ رو هم زورکی به ما چِسبوندن . اصلا من که نفهمیدم این "انقلاب مخملی" خوبه یا بد ؟ "انقلاب" رو که همگی میدونیم خوبه . اگه بد بود که چند سال پیش انقلاب نمی کردن . اگر هم خوبه که توی این چند روز دائما توی تلویزیون ازش بد نمی گفتن و توی سر ما نمیزدن . "مخمل" هم که چیز بدی نیس . نرم و لطیفه . اگه هم بهش دست بزنی کلی حال میده . بنده ، شخصا هروقت کلمه "مخمل" رو می شنوم یادم به این گربه های خوشکل مخملی می افته . اصلا اینکه بگین با شنیدن "مخمل" و "انقلاب مخملی" به تغییر سیاست و تغییر رژیم فکر می کنم ، توی مغزم نمی گنجه . حالا بگذریم که بعضی ها الکی میخوان ماجرا رو گنده کنن . تنها چیزی که میدونم اینکه تمام بچه هایی که این چندوقت بخاطر شعبده بازی وزارت کشور در خیابونا بودن ، فقط و فقط دنبال رای شون بودن و هستن و اینکه فکر کنن بعد از تائید شورای نگهبان این اعتراضا تموم میشه ، کاملا باید کور بخونن . تازه معلوم شده که دست کیا توی یه کاسه هست . ضمنا مگه من و شما غیر از این انتظار داشتیم که یهو همه چیز عوض بشه و یهو بیان بگن آقای موسوی ، داشتیم باهات شوخی می کردیم ؟ همگی می دونستیم که بعد از صحبت های رهبری در روزجمعه قبل که علنا از ا.ن دفاع کرد و جالب تر اینکه قبل از تائید شورای نگهبان ، صحت انتخابات را تائید کرد و از همه جالب تر اینکه صحبت های ایشون رو فصل الخطاب می دونن . آخه من چقدر باید احمق باشم که به چیز دیگه ای غیر از این فکر بکنم . مگه چندتا پیرمرد در شورای نگهبان چقدر قدرت دارن که بتونن روی حرف رهبری حرف بزنن ؟ اصلا کی گفته باید حرف بزنن ؟ خیلی بیخود می کنن که بخوان حرف بزنن . اصلا چرا این همه هزینه برگزاری انتخابات ؟ راه درستش این بود که یهو همون ۵شنبه شب قبل از انتخابات که همه خوابیدن تا صبح برن رای بِدن ، صبح که تلویزیون رو روشن می کردیم ، تلویزیون (راست گو)؟ اعلام میکرد : ملت بزرگوار ، امروز جمعه نیست ، شنبه هست و در این دور انتخابات فقط آقای کروبی نبود که خواب بود ، بلکه تمام هوادارای اصلاحات و تمام اون کسایی قبلا رای خاموش بودن و بلانسبت خبرمرگشون این دور اومدن رای بِدن ، خواب موندن و فقط هوادارای غیور ا.ن بیدار بودن و حضورشون پای صندوقای رای همه رو شگفت زده کرد . فیلماشم هست . اونایی که شک دارن میتونن برن ببینن . خداییش این روش بهتر نبود ؟ حداقلش اینکه درکش راحتتر بود و یه جورایی باورمون میشد که احتمال داره واقعا خواب مونده باشیم . نه اینکه بخونن ۲۴ میلیون احمدی نژاد و به شعور اجتماعی ملت فهیم ایران توهین کنند . بخدا اگر می گفتن جمعه رو همگی خواب موندیم باورمون میشد . اینا ۴ سال اینقدر نقاشی و نمودارهای قلابی نشونمون دادن که اگر می گفتن روز جمعه رو خواب موندیم ، حتما با خودمون می گفتیم اینم از پیشرفت های دولت نهم هست که رشد چشمگیر خواب ملت در روزهای تعطیل رو نسبت به سالهای پیش نشون میده ...!
بیشتر وقت گرانقدرتون رو نمیگیرم . میرم کمی بخوابم !
پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران: به دنبال تأييد صحت انتخابات رياست جمهوري دهم توسط شوراي نگهبان، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با صدور بيانيه اي، موضع خود را در اين خصوص اعلام كرد.
متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
همان گونه که انتظار می رفت شورای نگهبان قانون اساسی روز گذشته صحت انتخابات ریاست جمهوری دهم را تأیید کرد. در نامه دبیر این شورا به وزیر کشور آمده است که شورا موارد اعلامي از سوی کاندیداهای معترض را از «مصاديق تخلف يا تقلب انتخاباتي خارج» دانسته و تخلفات موجود را «بعضاً تخلفات مختصري» می داند «که وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غيرقابل اعتناست»، مستند شورای نگهبان در اعلام این نظر باز شماری صوری ده درصد از صندوق های رآی در سراسر کشور توسط همان کسانی است که انتخابات شبهه برانگیز و سراسرتخلف اخیر زیر نظارت آنها انجام شده است. این درحالی است که بازشماری صوری آراء خواسته هیچ یک از کاندیداهای معترض نبوده است. به این ترتیب براساس آنچه که در نامه دبیر شورای نگهبان آمده است، مواردی نظیر موضوع چاپ میلیونها تعرفه اضافی با کد و بدون کد، و درعین حال اتمام برگه های رأی در ساعات اولیه انتخابات در بسیاری از استان ها، پلمب صندوق ها در غیاب نمایندگان نامزدها، عدم تمديد زمان رأي گيري درحالي تعداد فراواني رأي دهنده در انتظار رسيدن نوبت بودند و توقف رأی گیری قبل از پایان زمان رأی گیری، کارشکنی در نظارت نمایندگان نامزدها بر صندوق های رأی، قطع سیستم پیام کوتاه در کشور و خطوط تلفن کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی از روز قبل از انتخابات که امکان نظارت و اطلاع به موقع از تخلقات در سراسر کشور را منتفی کرد، مشارکت بیش از صد در صد واجدان شرایط در 70 و مشارکت بین 95 تا 140 در صد واجدان شرایط در 170 شهرستان کشور، انتقال صندوق های رأی به سایت های تجمیع آراء بدون حضور و نظارت نمایندگان کاندیداها، اخراج نمایندگان کاندیداها از سایت های تجمیع آراء و شمارش آراء در غیاب ایشان، و ... ظاهراً از نظر این شوری تخلفاتی «غیر قابل اعتناست» که «وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود» است
آنها به رغم تمدید 5 روزه در رسیدگی به شکایات حتی ضرورتی ندیدند راهکار مشخص مهندس موسوی را مبنی بر مقایسه کدهای ملی نوشته شده در ته سوش برگه های رأی با کدهای ملی شهروندان در سیستم رایانه سازمان ثبت احوال اجرا کنند تا میزان و وسعت تنها یکی از موارد تخلف و تقلب آشکار شود.
ملت شریف ایران
با توجه به ترکیب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، به ویژه پس از تأیید صریح انتخابات از سوی رهبری و حمایت ایشان از احمدی نژاد، آن هم در مهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأیید صحت انتخابات از سوی این شورا نمی رفت. اگرچه این حمایت و تأیید هرگز نمی تواند عدم عمل شورای نگهبان به مسئولیت های قانونی خود در امانت داری و حراست از رأی مردم را توجیه کند.
همچنین روشن بود مواردی نظیر تمدید 5 روزه برای رسیدگی همه جانبه به شکایات و اعتراضات نیست، چنان که چنین رسیدگی ای عملاً صورت نگرفت. مهلت 5 روزه می توانست نشانه ای باشد تا افکار عمومی استقلال شورای نگهبان را باور کنند و نیز فرصتی باشد تا با تبلیغات یک سویه صدا و سیما و دهها ساعت مصاحبه و میزگرد با مسئولان انتخابات و وزرای کشور و اطلاعات و ... افکار عمومی برای شنیدن تأیید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان آماده شود.
ملت شریف ایران
به هر تقدیر اعلام صحت انتخاباتی که اکثریت شما مردم به رغم سرکوب گسترده اعتراضات مدنی و قانونی به نتایج مهندسی شده آن و دهها شهید و صدها مجروج و دستگیری هزاران تن و به رغم بمباران تبلیغاتی بی سابقه و تحریف ها و خلاف نمایی های گسترده، به صحت آن باور نداشته مشروع نمی دانید، به معنای بلاموضوع شدن انتخابات در کشور، نفی حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اداره امور خویش و تلاشی آشکار برای پایان دادن به جمهوریت نظام و درعین حال نشانه آغاز دوره ای جدید از تلاش و مبارزه برای بازگرداندن جمهوریت و دفاع از مردمسالاری است.
با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده ای نامشخص بسته شد و به این ترتیب انتخاباتی که می رفت تا به یکی دیگر از افتخارات ملت شگفتی ساز ایران در طول تاریخ معاصر تبدیل شود، به دست حاکمیت کنونی به نقطه سیاهی در تاریخ این ملت تبدیل شد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن ابراز تأسف عمیق خود از این همه بی تدبیری و این همه استعداد و مهارت در فرصت سوزی و تبدیل فرصت ها به تهدیدها اعلام می دارد دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است. سازمان به عنوان تشکلی معتقد و ملتزم به آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ایران و ملتزم به اصول اسلامیت و جمهوریت نظام، ضمن تأیید و حمایت کامل از اعتراضات مدنی، قانونی و مسالمت آمیز ملت آگاه ایران به نتایج انتخابات و نیز حمایت کامل و تقدیر و تشکر از مواضع قاطع جناب آقای میر حسین موسوی وظیفه خود می داند با استفاده از تمامی ظرفیت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آمیز علیه دولت غیر قانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوریت که ضامن اسلامیت نظام نیز هست به کار بندد.
و ما توفیقنا الا بالله العزیز الحمید و مانرید الا الاصلاح علیه توکلنا و الیه انیب
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
88/4/9
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران!
متأسفانه پس از سپری شدن فرصتهای طلایی جهت دستیابی به راهحلی معقول و مشروع برای رفع ابهامات اساسی و مشکلات مربوط به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، شورای نگهبان گام دیگری در اثبات نقض بیطرفی خود و نیز عدم تمایل به بازگرداندن فضای اعتماد و آرامش، برداشت. اقدام اخیر شورای نگهبان در معرفی شش تن برای بازشماری ده درصد از صندوقها، در همان وهله اول چند اشکال جدی را به ترتیب زیر نشان میدهد:
الف – از تخلفات اساسی در ا ین انتخابات که موجب ابطال آن میباشد نقض اصل بیطرفی مجریان و ناظران (وزیر کشور و اکثریت اعضای شورای نگهبان) است. بنابراین طبیعی است که کمیته 6 نفره منصوب این دستگاه نظارتی وجاهت قانونی و عرفی نداشته باشد ولو اشخاصی که نام آنها به عنوان این کمیته در رسانهها توسط شورای نگهبان اعلام گردیده از افرادی محترم و دارای وجاهت در میان مردم باشند. و این همه در حالی است که هر روز یکی از اعضای شورای نگهبان در سخنرانیهای عمومی و یا مصاحبههای رسانهای درخصوص صحت انتخابات تأکیدات اعجابآوری دارند.
ب – اکثریت اعضای کمیته 6 نفره مذکور، پیش از این، بر صحیح بودن روند برگزاری انتخابات و جانبداری از دستاندرکاران امر نظارت و اجرا تأکید کردهاند و حتی به سرزنش طرف مظلوم این بیقانونی و طعنه به مردم پرداختهاند. سپردن هر گونه رفع ابهام به کسانی که قبلاً حکم صادر کردهاند و نظرشان را اعلام نمودهاند، طبعاً کاری لغو و بیهوده است.
ج – مأموریت واگذار شده به این کمیته، تنها بخش جزئی و ناچیزی از مطالبات به حق و مشروع قبلاً اعلام شده به وسیله نامزدهای سهگانه و به خصوص کمیته صیانت از آراء میباشد. مشخص نیست به چه دلیل به انبوه موارد ذکر شده از تخلفات در مراحل سهگانه این انتخابات (قبل، حین و بعد) که در نامههای متعدد به مقامات عالیه کشور و نیز در بیانیههای 14گانه قبلی این کمیته، آمده، بیاعتنایی شده است؟
در این حال شاهد انتشار نامهی ستاد انتخابات وزارت کشور و اشاعه مکرر مغلطههای قبلی به عنوان پاسخ نامهی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خطاب به مردم شریف و هوشمند ایران هستیم که، تکرار ادعاهای باطل مجریان انتخابات است گویی انتخابات را با سلامت کامل برگزار کردهاند و هیچ خلافی هم قبل و بعد از آن، از ایشان مشاهده نگردیده است!
در این خصوص، مسئولین ستاد انتخابات وزارت کشور را به منظور درک بیشتر از تخلفات خود و زیرمجموعههایشان و نیز جهت جلوگیری از اطالهی کلام، به بیانیههای قبلی این کمیته ارجاع میدهیم. در اینجا فقط یادآوری میکنیم که هم وزارت کشور و هم شورای نگهبان، به جای پاسخگویی واقعی به ابهامات اصلی، در پی فضاسازی برای گم کردن جنبهی اصلی اعتراضات هستند. مثلاً ادعا میکنند نمایندگان مهندس میرحسین موسوی فلان تعداد بودهاند یا اینکه گویا این نمایندگان، به میل خود و با اختیار، به موقع سر صندوقها حاضر نشدهاند و مجریان انتخابات نمیتوانستهاند بخاطر غیبت آنان، پلمپ کردن صندوق و شروع اخذ رأی را به تعویق بیندازند. باید گفت چنانچه مسئولان اجرا و نظارت انتخابات، حق قانونی مردم و نامزدهای غیردولتی را پاس میداشتند؛ به جای تعبیه هفت خوان موانع، اجازه میدادند نمایندگان قانونی نامزدهای مزبور، زمان، مکان و امکان ارتباطی مناسب را جهت انجام وظایف قانونی خود در اختیار داشته باشند و به دور از فضای رعب در جلسات هیأتهای اجرایی و برنامهریزی انتخابات و نیز در طول ساعات اخذ رأی و شمارش آراء، تا پایان مرحله تجمیع و اعلام نتایج حضور داشته باشند - آنگونه که در قانون انتخابات به صراحت آورده شده است؛ - در چنین صورتی مجریان و ناظران انتخابات میتوانستند ادعاهایی اینچنینی داشته باشند. علاوه بر تعبیه هفت خوان موانع، که قبل از انتخابات تاکنون بارها ذکر کردهایم، آیا ایجاد فضای دستگیری و رعب بعد از انتخابات را انکار میکنید؟ امروز حتی فراخوان کمیته صیانت از نمایندگان آقای مهندس میرحسین موسوی نیز غیرممکن گشته است؛ زیرا جوانی که برای انجام وظیفهای قانونی و ساده آماده شده بود، امروز خود و آینده خود را در معرض تهدیدی جدی میبیند. بعضاً بسیاری از این عزیزان به مراجع قضایی و انتظامی احضار شدهاند. آقایان هر گونه پیگیری حق پایمال شده ملت را انقلاب محملی، وابستگی به بیگانگان، اغتشاش و . . . میشمارند و تهدید میکنند و وعدهی شدت عمل بیشتر میدهند و در همان حال ادعاهای قانونمداری وزارت کشور و شورای نگهبان مرتباً تکرار میشود. آقایان به روی خود نمیآورند که از روزهای قبل از اخذ رأی پروسهی ایجاد رعب، با دستگیریهای پیاپی و تهدیدات تلفنی و حضوری افراد مطلع شروع و اساس نظم حرکتی کمیته صیانت را با قطع ارتباطات و نیز دستگیریها از بین بردهاند. با همه آنچه ذکر شد، تقلبات و تخلفات به قدری وسیع و به اندازهای با احساس حاشیه امنیت صورت گرفته که حتی با نابود کردن ساختار کمیته صیانت نیز نتوانستهاند این تقلب و عددسازی تاریخی را لاپوشانی کنند و افکار عمومی اعداد و ارقام اعلام شده را حتی به شکل معکوس غیرواقعی میداند. وزارت کشور در تاریخ 25/3/88 آمار آرای مأخوذه به تفکیک شهرستانها را روی سایت رسمی این وزارتخانه اعلام کرد. یک بار نیز در تاریخ 2/4/88 همین آمار، به تفکیک صندوقها، روی همین سایت اعلام گردید. بررسی اجمالی این آمارهای رسمی، خود نشاندهندهي مهندسی شدن آرای مردم و نه اخذ و شمارش طبیعی آن است. کمیته صیانت توجه ملت آگاه ایران را به چند مورد زیر بعنوان مشتی از خروار جلب میکند:
1. مغایرت در آمار ارائه شده استانهای مختلف به تفکیک شهرستان و صندوق:
در اثبات مهندسی انتخابات و عدم روایی اطلاعات و آمار ارائه شده توسط وزارت کشور میتوان از روشهای مختلف آماری استفاده کرد؛ یکی از این روشها، بررسی تطبیقی و توازن آمار ارائه شده از طرق مختلف است. از این روش معمولا در موسسات مالی و حتی آمارگیریهای اجتماعی برای کنترل پرسشنامهها بهرهگیری میشود. بطور مثال در موسسات مالی در امر گرفتن تراز مالی و تطبیق فیمابین حسابهای مختلف، در صورت وجود حتی یک ریال اختلاف فیمابین حسابها، کلیه عملیات مالی مجموعه مخدوش شمرده میشود و بررسی اساسی مجدد لازم میآید تا مشخص گردد چه اشکالاتی باعث ایجاد اختلاف ظاهراً جزئی مزبور شده است. این موضوع به این دلیل اهمیت دارد که میبایست آمار و اطلاعات ارائه شده از طرق مختلف با هم تطبیق نماید. در بحث انتخابات نیز آمار و اطلاعات آرای هر یک از نامزدها و آمار کل آرای مأخوذه استانهای مختلف که از سوی وزارت کشور در دو طبقهبندی متفاوت شهرستانها و صندوقها ارائه شده است باید با یکدیگر تطبیق داشته باشد زیرا هر دو از واقعیت واحدی منشاء گرفتهاند؛ اما در عمل آمار تفکیکی شهرستانها (ارائه شده در تاریخ 25/3/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) با آمار تفکیکی صندوقها (ارائه شده در تاریخ 2/4/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) متأسفانه در 24 استان و تا 29 هزار رأی دارای مغایرت میباشد. این پدیده نشان میدهد آرای تفکیکی شهرستانها، از مجموع آرای صندوقهای آن شهرستان حاصل نشده است. این نظر وقتی قابلیت توجه بیشتری مییابد که پدیده فوق نه در چند شهرستان از یک استان بلکه در 78 شهرستان از 24 استان کشور مشاهده و مجموعاً 853/175/11 رأی را شامل میشود. جدول شماره (1) وضعیت مغایرت آماری فوق در 78 شهرستان موردنظر را نشان میدهد. علاوه بر کل آرای مأخوذه این مغایرت، در مورد آرای هر یک از 4 کاندیدا و نیز در مورد آرای باطله وجود دارد.
2. مشارکت بالای صددرصد واجدین شرایط، در استانها، شهرستانها و بخشهای مختلف:
یکی دیگر از ابهامهای موجود در میزان آرای ارائه شده توسط وزارت کشور اخذ آراء بیشتر از واجدین شرایط اخذ رأی در برخی استانها، شهرستانها و بخشهای کشور است. به نحوی که در سطح استانی، استانهای یزد و مازندران بیش از صددرصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات آرای مأخوذه به صندوقهای آن استان واریز شده است. این موضوع وقتی بیشتر اهمیت مییابد که بدانیم 60 شهرستان و 192 بخش از بخشهای مختلف کشور با بیش از صددرصد مشارکت مواجه بودهاند. این افزایش در برخی موارد تا 211 درصد رسیده است؛ همچنین مشارکت بالای 95 درصد نیز در 125 شهرستان دیده میشود. وزیر کشور در استدلال افزایش مشارکت استان مازندران، مسافرپذیری و استان یزد، جمعیت دانشجویی را به عنوان علت ذکر نموده است که این استدلال دارای پایه و اساس منطقی نميباشد بطوریکه ملاک قرار دادن جمعیت دانشجویی، اصولا در شهرهای مرکز استان و استانهای پُردانشگاه نظیر تهران، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و . . . بیشتر قابلیت تحقق دارد نه در استان یزد؛ ضمن اینکه در بخشهایی از استان یزد نظیر شهرستانهای یزد و میبد که بیشترین تراکم جمعیت دانشجو را دارا میباشند؛ میزان مشارکت به ترتیب 84 و 90 درصد میباشد و افزایش مشارکت فوق - خلاف تصور وزیر کشور - در بخشهایی است که دارای مراکز دانشگاهی پرجمعیت و قابل توجه نیستند. در خصوص استان مازندران نیز علت فوقالذکر از استحکام لازم برخوردار نیست به نحوی که با توجه به بررسی وضعیت استانهایی نظیر گیلان که میزان سفر طبق آمار رسمی بیشتر از مازندران است، این رویداد اتفاق نیافتاده و بخشهایی که افزایش مشارکت در آنها مشهود است معمولاً جمعه آخر هفته مسافر چندانی ندارند. ضمن اینکه با توجه به اعطاء سهمیه بنزین تابستان در اوایل تیر ماه و برگزاری امتحانات دانشگاهها بویژع کنکور سراسری احتمال انجام این میزان سفر آن هم در روز انتخابات کمتر قابل تصور است. با توجه به موارد فوق، صحت آمارهای اعلام شده انتخابات مربوط به بخشهای 192 گانه ذکر شده با ابهام جدی روبرو است که عملا 277/898/3 رأی از مجموعه آرای مأخوذه در این چارچوب قرار میگیرد. لازم به ذکر است که در 113 حوزه از حوزههای مذکور معدل سهم آقای احمدینژاد حدود 80 درصد از مجموع 361/852/6 آراء، مأخوذه میباشد. (جدول شماره 3)
3. وجود صندوقهای حاوی آرای کل مضرب صد (ضریبی از بستههای تعرفه):
از آنجا که تعرفهها به شکل بستههایی صدتایی در اختیار شعب اخذ رأی قرار میگرفته است؛ اگر درصد صندوقهای با آرای کل مضرب صد، در هر بخش یا شهرستان قابل ملاحظه باشد؛ شائبه ریختن تعرفههای باقیمانده در پایان اخذ رأی به نام نامزد خاص، جدی و قابل بررسی است.
از جمله نمونههایی که در جدول شماره 4 پیوست آمده است؛ نشان میدهد: در استان لرستان، شهرستانهای سلسله 18 صندوق، شهرستان کوهدشت 51 صندوق و شهرستان دلفان 21 صندوق دارای آرای کل مضرب 100 یعنی ضریبی از بستههای تعرفه بوده است! همچنین در استان اصفهان، شهرستان فلاورجان 24 صندوق و در استان کرمان، در شهرستان بم و عنبرآباد 20 صندوق چنین وضعی داشتهاند.
4. وجود صندوقهای حاوی آرای بالاتر از 99 درصد برای یک کاندیدا:
اصولاً در پدیدههای اجتماعی و آمارهای منطقی، اعداد و ارقام میبایست از یک منطق استوار تبعیت نمایند. در تحلیلهای آماری حتی مشاهدات عینی دور از منطق به دلیل استدلال فوق بعنوان مشاهدات عینی پرت از مجموعه آمارها خارجی میشود. طبیعی است چنانچه این موارد غیرطبیعی مقدار قابل توجهی باشد، اساس آمارگیری دارای مشکل تلقی میگردد. بر این اساس علاوه بر مورد غیرطبیعی و غیرمنطقی قبلی، وجود صندوقهای زیادی که رأی یک کاندیدا بالای 99 درصد باشد نیز علامت غیرطبیعی است اساس شمارش آراء را زیر سؤال میبرد. جدول شماره 5 نشان میدهد در 307 صندوق (که بیشتر آن در یک استان خاص تمرکز یافته) رأی آقای احمدینژاد بالای 99 درصد است که این موضوع مبین ریختن آرای یکنواخت به صورت تقلبی ناشیانه به صندوقهاست. این موضوع وقتی بیشتر نمایان میشود که در برخی از این شهرستان، بخشها و صندوقها حتی آرای افراد شاغل در ستادهای تبلیغاتی 3 نامزد دیگر نیز شمارش نشده است.
5. به فرض قبول اعداد اعلام شده وزارت کشور در مورد تعداد شرکتکنندگان در انتخابات، هماکنون میبایست حدود 23 میلیون تعرفه بدون استفاده و سفید موجود باشد که شماره سریال آنها با شماره سریال مندرج در فرمهای شماره 22 شعبات اخذ رأی کشور همخوانی داشته باشد.
در این راستا کمیته صیانت اصرار دارد که پیشنهاد وزرای اسبق کشور در نامه به شورای نگهبان و وزارت کشور به عنوان مقدمهای برای بررسی تخلفات، عملی شود تا ابهامات این بخش روشن گردد. در آن نامه، وزرای مذکور خواستار شمارش ته برگهای تعرفههای مصرف شده و بررسی و انطباق مشخصات افراد مندرج در آن با اطلاعات مرکز آمار جمعیتی ثبت احوال کل کشور شده بودند.
همچنین دست برداشتن از اتلاف وقت و موافقت با تشکیل «کمیته حقیقتیاب» پیشنهادی این کمیته، تأکید میگردد. زیرا عدم توجه به این مسأله میتواند ابهامات و ایرادهای وارده را کماکان پابرجا بدارد و نظریه بطلان انتخابات را در افکار عمومی، هر چه بیشتر استحکام بخشد.
ذیلاً یک بار دیگر ویژگیهای کمیته پیشنهادی یادآوری میگردد:
کمیته حقیقتیاب عبارتست از: هیأتی صاحبنظر و بیغرض برای بررسی تخلفات وسیعی که قبل از انتخابات و در حین انتخابات صورت گرفته است و تأثیر مستقیم در سرنوشت انتخابات و رأی مردم داشته است برای بررسی مسیر انتخابات که برخلاف رأی مردم طراحی گردیده و نتایجی غیرواقعی که اعلام شده است.
بعضی از مواردی که این کمیته بایستی بررسی کند عبارتند از:
1. بررسی شرط قانونی رعایت بیطرفی در ترکیب هیأتهای نظارت و اجرا.
2. بررسی دخالتهای نیروی انسانی دولتی و موسسات عمومی به صورت سازمانیافته در انتخابات و میزان تأثیر آن.
3. بررسی دخالت سازمانیافته نهادهای نظامی بویژه بسیج و میزان تأثیر آن.
4. بررسی استفاده از امکانات مالی و تشکیلاتی دولتی و موقعیتهای شغلی افراد و میزان تأثیر آن.
5. بررسی موضوع تطمیع و خریداری رأی از طرق پرداختهای منتهی به زمان انتخابات و میزان تأثیر آن.
6. بررسی تعداد واقعی شرکتکنندگان واجد شرایط در انتخابات از طریق راهکار ارایه شده در پیشنهاد وزرای اسبق کشور آقایان موسوی لاری و محتشمیپور.
7. بررسی مهندسی آراء و تعیین سهمیه و درصد رأی برای نامزدها توسط وزارت کشور.
8. بررسی گروه سایه مدیریت انتخابات.
9. بررسی چگونگی و علل مانع تراشی برای حضور نمایندگان نامزدها در هیأتهای اجرائی و هنگام پلمپ صندوقها و هنگام شمارش آراء در شعب اخذ رأی و هنگام تجمیع آراء و تأثیر آن.
10. بررسی علت اعلام سریع نتایج قبل از پایان اخذ رأی از طریق سیستم رایانهای و بدون طی مراحل قانونی و برخلاف نامه رسمی شورای نگهبان مبنی بر دستی بودن شمارش.
11. بررسی علت اعلام و برگزاری مانور اقتدار توسط نیروی انتظامی و . . . قبل از انتخابات برخلاف ادوار قبل.
12. بررسی تبلیغات جانبدارانه صدا و سیما به سود آقای احمدینژاد مثل تریبون آزاد و . . . برخلاف ادوار قبل.
13. بررسی تأثیر افتراهای مجرمانه آقای احمدینژاد در صدا و سیما و مراکز تبلیغاتی نسبت به مقامات از جمله خدشهدار کردن رقیب و جلب آراء از طریق فضاسازی ضدانقلابی علیه کل سابقه نظام.
14. بررسی مدیریت تعرفه – تعداد واقعی چاپ شده – علت عدم توزیع مناسب و کم آمدن تعرفه در تعدادی از استانهای مهم.
15. بررسی مدیریت زمان و علت شتاب غیرمعمول و نامتعارف وزارت کشور برای پایان دادن به اخذ رأی.
و موارد دیگری از این دست.
طبیعی است منحصر کردن وظایف فوق به بازشماری 10 درصد از صندوقهای رأی، آن هم بوسیله گروهی غیر بیطرف به کلی فاقد کارآمدی لازم برای حقیقتیابی میباشد و برای دامن زدن و گسترش بیاعتمادی روزافزون، مناسبتر است تا اعتمادسازی و بازگرداندن آرامش به جامعه.
سوال این است که آیا ایجاد آرامش پادگانی در شهرهای بزرگ و مانور شبانهروزی لباس شخصیهای مسلح ناشناس در هر کوی و برزن، شایسته حماسه حضور مردم شریف و بزرگوار در 22 خرداد 88 است که با آرزوی دوباره سبز شدن آرمانهای انقلاب و خط امام در صحنه حاضر شدند و نمایش تولد مجدد ارزشهای اصیل انقلاب را با حضور مهندس میرحسین موسوی آنهم در قلب نسل جدید به تماشا نشستند؟
کمیته صیانت از آراء اعلام میکند محدودیتهای ایجاد شده هر چند به مکانیزم پیشبینی شده صیانت از آراء لطمه زده است، اما نمیتواند طرح مطالبات مربوط به حقوق پایمال شده ملت ایران را مانع شود.
کمیته صیانت از آراء
مهندس میرحسین موسوی
7/4/1388
چند روزی میشه که اعتراضات معترضان به دلیل فضای رعب و وحشتی که در شهر ایجاد کردند حال و هوای دیگه ای پیدا کرده . از تجمعات خیابانی به فریادهای "الله اکبر" شبانه و شعارنویسی روی دیوارها و اسکناسها تبدیل شده که در بعضی مواقع تاثیرگذارتر و البته کم خطر تر هم هستند . مطمئنا حکومت نظامی حاکم در شهرها نمیتواند زیاد دوام داشته باشد و با توجه به شور و هیجان و البته پافشاری که معترضان دارند ، مصمم تر خواهند شد که راهپیمایی های مسلامت آمیز جدیدی را طرح ریزی کنند و نشاط را به فضای شهر بازگردانند . الحق که رهبران جنبش با مردانگی استقامت کردند و در مقابل دروغ و تقلب تسلیم نشدند که سالیان درازی میشد در آرزوی دیدن سایه چنین مردانی بودیم . رهبرانی که به خاطر مردم حتی از خود می گذرند و با مردم می ماندند و البته هوادارنشان که اکثریت هستند ، حمایتشان را حفظ کردند . در طرف مقابل هم ، حکومت ، روش ها و ترفندهای مختلفی را برای سرکوب بکار گرفته . از جمله اعتراف گیری از چهره های سیاسی که البته با شکنجه و تهدید گرفته می شوند و ارزش محتوایی ندارد و با این روش نخ نما شده قصد فریب افکار عمومی را دارند . همچنین سرکوب کلیه مخالفان . درحدی که اگر متوجه بشوند به یکی از نامزدهای اصلاحات رای دادی ، مطمئنا بازداشت خواهی شد و وارد مسیر جدیدی خواهی شد . آنهایی که برای دفاع از رای (احتمالی)؟ از چوب و چماق و باطوم و اسلحه استفاده می کنند . بعضی وقتا آدم یاد ماموران زندان گوانتاناموی سابق می افته که با وحشیانه ترین راه ممکن نیستی و نابودی را به مردم هدیه می دادند. شگفتا ، ایستادگی و مقاومت زیباترین راه ممکن برای رهایی از این فلاکت است . زیرا در غیر این صورت ، حتی درصورت تسلیم شدن ، باز هم گرفتار همین فجایا می شویم که البته این موضوع بیشتر در مرود رهبران جنبش صدق می کند . پس خوشا به حال مردمی که رهبرانی دارند ، شجاع ! رهبرانی دارند هوشیار و تیربین . میرحسین موسوی در حال حاضر فشارهای زیادی را تحمل می کند . در مقابل تهمت های فراوانی ایستادگی می کند . آنهایی که کشته شدن فرزندان ملت را به گردن میرحسین می اندازند. درحالی که تقلب و نیرنگ گسترده شان باعث این افتضاحات شد که ایرانمان را در مجامع بین المللی شکسته است . حتی رسانه ملی با بی پروایی و بی شرمی تمام از اسلحه و چماق بدستان حمایت می کنند و هموطنانمان را اغتشاشگر معرفی می کنند . اغتشاشگرانی که تا پیش از این به عنوان حماسه ساز به آنان می بالیدند . درود بر کروبی و میرحسین که در هیچ شرایطی حاضر نیستند از خواسته ملت بگذرند . ملتی که به آنها قول داده شد تا حمایت شوند . مطمئنا شورای نگهبانی که عدم بی طرفیشان برای همگان اثبات شده نمی توانست و نمی تواند داور خوبی برای هیچ میدانی باشد . بدون شک تقلبات رخ داده گسترده بوده و در مراحل مختلف . از قبل از انتخابات و حمایت های نامنصفانه شروع شد و همچنان هم ادامه دارد تا بعد از رای گیری که همه دنیا شاهد کودتا بودند . مطمئنا تنها راه گشای وضعیت موجود ،ابطال انتخابات است . این افتضاح ، نه با بازشماری حل می شود و نه با رایزنی های حیله گرانه برای گذر از شرایط موجود و تثبیت و ابقای رئیس جمهور سابق .
ابطال و دیگر هیچ ... !
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی