تبليغاتX
پاتریس آنلاین
آرشیو عناوین

توی گل فروشی ها شلوغه . این عروسک فروشی ها کارشون گرفته . هرچی شبیه قلب و دل و گیشنیزه عزیز شده . روز ، روز قرمزاس . (شاید به همین دلیل بود که توی دربی دقیقه ۹۲ یه امداد غیبی رسید و ... )

مردم چه خوشحالن . جوجه اردک های عاشق چه کیفی می کنن (خودمو میگم ) نه فقط اونا. پیر و جوون ابراز عشقشون گل کرده . مگه چیشون کمتره ؟ هرچی هستن از من بهترن که همش فکر می کردم روز ولنتاین ، روز ورود امام به کشوره . فرق ۲۲ بهمن و ولنتاین رو تشخیص نمی دادم . اما مهم اینکه امروز و این روزا مردم حس خوب و دوست داشتنی دارن . برای عشق و ایمونشون ارزش قائلن . اما یه سوال ؟

چرا می خوان توی روز عشق بین عشاق تفرقه بندازن ؟ چه فرقی می کنه ولنتاین یا نوع ایرانیش ؟ چه فرقی می کنه این روز چه روزی باشه ؟ اصلا چرا هر دو روز رو جشن نگیریم ؟ چه فرقی می کنه این روز ایرانیه یا غیر ایرانی ؟ حداقل واسه من یا شما که فقط یه عاشقیم هیچ فرقی نمی کنه  ( بگذریم که تاریخ دان ها سر این مسائل با هم جنگ دارن ) من می ترسم اینقد به این مسئله گیر بدن تا آخر بگن اصلا نه این ، نه اون . غیر از اینه که آخرش کاسه کوزشو سر من و شما می شکنن و نمی گذارن حالشو ببریم ؟ ور میدارن روز ولنتاین رو مملکت نظامی می کنن و فرصت ابراز علاقه رو می گیرن . مگه نمی دونین توی کل سال امید و بهانه چند نفر به همین یک روزه واسه بروز عشقشون ؟ خیلی زیادن ... بابا بی خیال درد و رنج دنیا . حداقل این یه روز رو بحالید ! جیب عروسک و شوکولات فروشا رو پر کنیدکه انصافا حقشونه . تو کل سال ملت از ترس ابتلا به بیماری قند و شیکر پاشونو تو مغازه های شیرینی و شوکولات نمی گذارن . خوب اون بندگان خدا از کجا نون بخورن ؟ امروز روز اوناس . البته بیشتر روز خارجی فروشاس . به جای شکلات های شرکت آیدین ، شکلات "مرسی" می خریم . گرون تره . با کلاس تره . عشقولانه تره . خوب البته تاریخ انقضاش هم بیشتره !

قرار نیست از این پست نتیجه گیری کنم . فقط چند تا از علامت سوالای ذهنم رو علنی کردم و لاغیر ...

پا نوشت : امیدوارم استقبال از این روز پاک - ولنتاین ، سپندار مذگان یا هر شب و روزی که عشق رو یادآوری می کنه - باعث نشه تا فرد و افرادی پیدا شن و این نور عشق و امید رو از گل پسر و گل دخترای عزیز و رفیقمون بگیرن ... هنوز هم امیدوارم !

ولنتاین ، نوری در تاریکی

------------------
پانوشت ۲ : این کامنت رو امید عزیز گذاشته که به نظرم خیلی منطقی و دقیقه !

اگه باور کنیم که ابراز علاقه و نثار محبت نیاز به شکلات یا عروسک نداره هر روز می تونه روز مهرورزی روز عشاق ولنتاین سپندارمذگان روز زن و زمین و.... باشه. اونی که صبر میکنه تا تو این روز عشقش رو ابراز کنه عاشق نیست. یه فرصت طلب بی مصرفه
برای ابراز محبت هیچ وقت صبر نکنید. همین الان بهش بگید که دوستش دارید و ...

+ نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

با لطف خدا همه امتحانا تموم شده . فقط مونده همین یه دونه آخری تا کلکش کنده شه بره پی کارش . یه نفس راحتری می کشم و حال زندگی رو می برم . زندگی کم کم داره لذت بخش میشه و کارای عقب افتاده انجام میشه و دنیا پنجره اش رو به روی من باز میشه . ایام جشنواره واسه من خیلی سوت و کور تموم شد . فقط سعی کردم چند تا فیلم اصلی رو از دست ندم که ندادم . بقیش هم دیگه مهم نیس واسه من و فقط وقت کشی توی سینمای رسانه ها تلقی میشد که البته اونجا بودن هم حس و حال خودش رو داره . از دیدن خبرنگارای جورواجور و رنگارنگ گرفته تا خوردن سمپل های شرکت های خوراکی . به هرحال مطمئن بودم این روزا هم بالاخره با یه چشم به هم زدن تموم میشه و من می مونم و یه اتاق و هزار تا بولتن و نشریه و کتاب نخونده و لباسای اتو نشده و درهم و برهم .

راستی توی این هفته یه اتفاق خوب افتاد . مجله " ایران دخت " به سردبیری محمد قوچانی منتشر شد . یه نشریه ای توی سبک و سیاق " شهروند امروز " اما خانوادگی تر و زنانه تر . این نشریه از ۳ بخش مستقل تشکیل شده . خانوادگی - بانوان - بازارچه . پیشنهاد می کنم حتما برای خوندنش برنامه ریزی هفتگی داشته باشید که پشیمون نخواهید شد .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

ساعت ۱:۱۰ دقیقه بامداد روز پنج شنبه . بیدار بیدار . تازه برف ، باریدنش رو قطع کرده . توی دفتر هفته نامه . همه هستن . بیدار بیدار . شب صفحه بندی و شب زنده داری . انگار خواب بی خواب . بیدار بیدار . جمعه صبح امتحان دارم . انگار نه انگار . فکر می کنم اونقدر که لازم دارم آماده هستم . پس الان برف بازی رو ترجیح میدم . با چند تا از بچه های دفتر رفتیم بیرون و با جارو افتادیم به جوون ماشینا . حدودا روی هر سقف سی سانتی متر برف نشسته بود . هوا ، هوای دیوونه هاس . دوستش دارم . اصلا خوابم نمیاد و نمی خوامش . بیدار بیدار . فردا رو هم می دونم که باید توی خونه بشینم و واسه امتحان جمعه آماده بشم . پس سینما و جشنواره و کار و زندگی همش تعطیلن . فردا رو باید بیدار موند . بیدار بیدار ...
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

+ نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

گزارش خبری من از مراسم افتتاحیه - چاپ شده در روزنامه وطن امروز
-------------------------------------------------------------------------------

مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر پایان یافت .

این مراسم که در تالار حافظ برج میلاد انجام شد راس ساعت نوزده با استقبال شدید و جمعیتی بالغ بر 1500 نفر با مجری گری محمدرضا فروتن و با حضور هنرمندانی از جمله رسول صدرعاملی ، ابراهیم حاتمی کیا ، مصطفی رزاق کریمی ، مسعود ده نمکی و ... آغاز شد . محمدرضا فروتن ابتدا شعری را خواند که استعاره از انقلاب و سی سال عمر آن داشت . و همچنین قسمت های دیگری از این شعر را در حین برگزاری مراسم و بین برنامه اجرا کرد . این جشن بزرگ حوادثی را نیز دربر داشت . پرده نمایشی که برای نمایش صحنه هایی از آنونس ها و فیلم های مخصوص بزرگداشت ها تعبیه شده بود در حین پایین آمدن در اثر بی احتیاطی عوامل تدارکات دچار نقص فنی شد و اجرای برنامه را دچار مشکل کرد و محمدرضا فروتن که تا آن لحظه ساکت و آرام برنامه را اداره کرده بود ، با توجه به شرایط و جو موجود ، مجبور به تغییر خود شد تا عیوب فنی را بپوشاند هرچند که وی با تسلط کامل مراسم را ادامه داد و از حاضرین عذرخواهی کرد . بعد از این اتفاق اجرای زنده حسام الدین سراج و گروهش را داشتیم و پس از آن آنتراک 10 دقیقه ای اعلام شد .

بعد از استراحت اجباری چند دقیقه ای مراسم با بزرگداشت مرحوم خسرو شکیبایی آغاز شد و این اجرا با حضور همسر مرحوم شکیبایی و نمایش کلیپی از آثار و گزیده ای از زندگی و صداهای برجای مانده از مرحوم ادامه یافت . همچنین در ادامه بزرگداشت هایی از محمدرضا شرف الدین (جلوه های ویژه) ، محمد کلاری (فیلم بردار ) رسول صدرعاملی (کارگردان) و ابراهیم حاتمی کیا (کارگردان) دنبال شد . از حاشیه های این بزرگداشت ها می توان به گلگی ابراهیم حاتمی کیا از وضعیت فیلمش اشاره کرد . حاتمی کیا مجموعه این سی سال سینمای ایران را قصه ای پر از فراز و نشیب ، تلخی و شیرینی و لحظه های قشنگ تعبیر کرد . همچنین وی از رئیس جمهور محترم خواستند تا از فیلمش دفاع کند . در ادامه مراسمی از مرحوم بدیع موسس و بنیانگذار استدیو بدیع تقدیر شد . در ادامه صفار هرندی وزیر ارشاد پیام دکتر احمدی نژاد را قرائت کردند و پس از آن برای دومین بار گروه موسیقی سراج رو صحنه آمدند و این اجرا حسن ختامی برای این مراسم با شکوه و پرحاشیه بود .

مراسم افتتاحیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر ساعت 23 به کار خود پایان داد .

+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

الان داخل سینما فلسطین هستم . طبقه سوم . اینجا چندتا لپ تاپ هست . از صبح اینترنت قطع بوده . تازه همین حالا وصل شده . فیلم " هر شب تنهایی "رسول صدرعاملی رو دیدم . با بازی فوق العاده زیبای حامد بهداد و لیلا حاتمی . فیلم از لحاظ محتوایی خیلی عمیق و عاشقانه بود . مسیر فیلم بیشتر متمرکز بود روی رابطه زوج جوانی که بسیار علاقمند یکدیگر هستند . این فیلم ، داستان زوجی رو تعریف می کرد که به شهر مشهد سفر کرده بودند تا از آستان قدس طلب کمک جهت رفع بیماری عطیه همسر حمید را انجام دهند ( لیلا حاتمی و حامد بهداد ) .

اغلب صحنه های فیلم داخل صحن حرم امام رضا فیلم برداری شده بود و طبق گفته های رسول صدرعاملی در نشست مطبوعاتی تصویربرداری مشکلی را پیش رو داشتند . تصویر برداری در فیلم بسیار فکر شده انجام شده بود . تمام صحنه ها زیبا بود . یک فیلم حسی که ارتباط خیلی خوبی با بیننده برقرار می کنه . دیدنش رو بهتون توصیه می کنم .

از جمله مواردی رو که میشد بهش توجه داشت رابطه عاطفی بسیار نزدیک عطیه و حمید بود و انواع ابراز احساسات رو نسبت به هم داشتند . به طوری که نمونه این چنین دیالوگ هایی رو در فیلم های مشابه خیلی کمتر می دیدیم .

ببخشید الان وضع اینجا اصلا مناسب نیست . مشکل اینترنت دارم . سر این کامپیوترهایی که اینجا گذاشتن دعواست . مجبورم بلند شم و برم .

فعلا با اجازه

دوباره برمیگردم !

+ نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

کارهای زیاد و تکراری دیگه دارن خستم می کنن . اصلا فکر نمی کردم توی این روزای قشنگ و پرخاطره این همه کار سرم ریخته باشه . چقدر دقدقه فکری ؟ الان وقت اینجور فکراست ؟ سالهای پیش این موقع شوقی داشتم . شوق جشنواره ای که دل به فیلماش و لذت های توش بسته بودم . الان حتی اون لذت رو هم ازم گرفتن . همه چی آمادست ، سینما آماده ، فیلمای خوب آماده دیدن . اما امتحانای لعنتی ما که این ترم یک ماه دیر شروع خواهد شد همه چی رو خراب کرده . آخه چرا همه باید در مورد جشنواره و فیلما و فلان و بهمان صحبت کنن ، اما من اینجا باید دقدقه پاس کردن واحدهای کمرشکن رو داشته باشم . اصلا دلم به درس خوندن و مسئله حل کردن و تحلیل و این حرفا نمیره . از طرفی هم نمی تونم بی خیالش بشم . ترس از پاس نکردنش نمی گذاره راحت باشم . چاره ای نیست . این روزها نیز خواهد گذشت ! اما کاش شیرین تر و جذاب تر . یه سری به سایت سینمای ما بزنید . انصافا که در زمینه خبرپراکنی اخبار جشنواره و مسائل سینمایی هنوز رو دستش نیومده و مطمئنا به این زودی ها هم نخواهد اومد . با امیر قادری صحبت کردم . احتمالا در ایام جشنواره فیلم های کم تعدادی رو که احیانا می بینم رو در قالب نقد و تحلیل به عنوان یادداشت توی سایت محترمشون می گذارم . امیدوارم اونقدر که از این جشنواره تعریف شده ، بتونه نظر منتقدان و البته مردم مشتاق رو جلب کنه . ما هم مث شما منتظریم . فردا افتتاحیه جشنوارست . بالای برج میلاد . حتما خواهم رفت . استرس دارم . نکنه از اون بالا بیفتم پایین ؟ برام جالبه . در بالاترین ارتفاعی که تاحالا تو عمرم تجربش رو نداشتم قرار خواهم گرفت . عکس رو حتما خواهم انداخت !

الان هم یه آهنگ قدیمی و خاطره انگیز براتون می گذارم . تکیه بر باد از داریوش اقبالی

[ دانلود آهنگ تکیه بر باد - داریوش اقبالی ]
کیفیت عالی - زمان ۴:۵۶ -  ۴.۵۲MB  - ۱۲۸ Kbps mp3

متن آهنگ

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم
آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم
به خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی
به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
من و تو چه بی کسیم وقتی تکیمون به باده
بد و خوب زندگی منو دست گریه داده
ای عزیز هم قبیله , با تو از یه سرزمینم
تا به فردای دوباره , با تو هم قسم ترینم
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
بد و خوبمون یکی , دست تو تو دست من بود
خواهش هر نفسم با تو همصدا شدن بود
با تو همقصه ی دردم , همصداتر از همیشه
دو تا همخون قدیمی , از یه خاکیم و یه ریشه

+ نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

خیلی فکر کردم تا یک عنوان قشنگ واسه این عکسا پیدا کنم . اما نمی دونم چقدر انتخابم مناسب بود !

ادامه تصاویر را در ادامه مطلب مشاهده کنید !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

امشب بی سابقه ترین حمایت تاریخی و مردمی رو در طول عمرم تجربه کردم و دیدم . تا آخرین لحظه برنامه نود رو دیدم . چشم دوخته بودم به آمار و تا لحظه ای که برنامه نود رفت رو تیتراژ عدد 2,130,579 برق می زد . عادل فردوسی پور امشب غرق در لذت بود . سیلی هایی که به گوش نامردان وقت زد . برنامه نود مردم رو پشتش داره . برنامه نود همیشه زندست . فکر نمی کنم امشب رو هیچکدوم از ورزش دوستان کشور عزیزمون فراموش کنه . ( به قول عادل ، ایران عزیز ) امشب به تاریخ پیوست . توی هیچ ژانر دیگه ای از فرهنگ و هنر و موسیقی و سینما گرفته تا سیاست و ... نمی تونیم این رکورد رو ثبت کنیم . نود امشب جواب دهن شکنی به اون کسانی که داشتن براش پاپوش درست می کردند داد .

عادل امشب شجاع بود . بی پروا و بدون ترس صحبت می کرد . انگار از حقیقت الفاظش مطمئن بود . الحق که من و شما هم مطمئن بودیم . و اون ۹۷٪ که به سوال برنامه پاسخ مثبت دادند شاهد عینی این ماجرا هستند . رکورد ۱۲۰۰ اس ام اس در هر ثانیه در تاریخ مسابقات و برنامه ها و نظرسنجی های سیمای جمهوری اسلامی سابقه نداشته ... و امشب این واقعیت رخ داد ، برای حمایت از یک منتقد حق طلب ، یک عادل !

اما به نظرتون اون ۳٪ باقیمونده کیا هستن ؟ شاید اونایی که فوتبال دوست ندارند . یا اصلا شاید از سوال برداشت اشتباهی داشتند . شاید هم عده ای برای اینکار بسیج شده بودند اما قدرت اکثریت رو نداشتند .حتی مخابرات هم دیگه جرات دخالت نداشت و نمی خواست به بلای مجددی دچار بشه و حمله رسانه ها رو دیگه نمی تونست تحمل کنه !

عادل خان امشب عالی بودی . مثل هرشب . مثل همه این ۱۰ سال . حتی در این شرایط و فشار هم خودت رو نباختی و حاشیه ای نشدی و محافظه کارانه رفتار نکردی . همه اینا علاقه مارو نسبت به خودت و برنامه نود بیشتر می کنه . البته نود تو نه ! نود همه مردم ایران !

عادل فردوسی پور عزیز ، امشب رو به افتخار تو و همه این مردمی که به خاطر روشن شدن حقیقت پشتت وایسادن ، از سر تا پا خوشحالم . اونقدر خوشحال که مطمئنم تا چند وقت دیگه نمی تونم اینقدر خالصانه کسی دیگه یا چیزی دیگه رو دوست داشته باشم . فقط همیشه به این فکر باش که مردم حقیقت دوست ایران همیشه ازت حمایت می کنن . عادل دوستت داریم !

عادل فردوسی پور و نود

+ نوشته شده در سه شنبه 8 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

داشتم توی اینترنت گشت و گذار می کردم که به یه کلیپ جالب برخورد کردم که توسط شخصی در بین جمعیت فیلم برداری شده . در تمرین پیش از بازی تیم استقلال وحید طالب لو حرکتی رو انجام میده که مارو یاد چیلاورت دروازبان معروف پاراگوئه میندازه . دیدن این کلیپ خالی از لطف نیست .

 [ دانلود کلیپ هنرنمایی وحید طالب لو ]
فرمت 3GP - حجم ۴۳۰ کیلوبایت

+ نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

چه روزای شلوغی . هم کاری و هم مناسبتی . هم ایرانی و هم غیر ایرانی . توی هفته ای که گذشت مراسم تحلیف اوباما روی بورس اخبار بود . انصافا هم مراسم جذاب و جالبی بود . اجرای مراسم پر بود از جلوه های ویژه و صحنه های بیادماندنی . از دیدن مراسم لذت بردم و افسوس خوردم که چرا ما نداریم ؟

امتحانات ترم دانشگاه هم در حال شروع شدنه . به دلایل مشخصی امتحانات ما یک ماه دیرتر از زمان معمول شروع میشه . و زمان امتحانات دقیقا افتاده وسط دهه فجر . از اینطرف هم که جشنواره فیلم فجر شروع میشه . از اون یکی طرف هم که باید توی هفته نامه حاضر باشم . حسابی گیج شدم . شاید باید برم بمیرم و یه نفس راحتی بکشم !

نمیخوام مراسم افتتاحیه جشنواره رو از دست بدم . گویا بالای برج میلاد برگزار میشه و طبعا برای منی که تاحالا از ۲۰۰ متری برج میلاد هم نزدیکتر نرفتم (به جز رفت و آمد در اتوبان همت) خیلی باید جالب باشه . امسال میگن جشنواره خیلی قشنگی در پیش داریم . هم فیلم های بزرگی حضور دارن و هم عوامل فیلمها اسم و رسم دار هستند . پس آدمای قشنگ تری هم می تونیم ببینیم . پس حتما خواهم رفت !

باید قید بعضی از فیلم ها رو بزنم تا بتونم امتحانات رو با موفقیت پشت سر بگذارم . نمیدونم چی بگم به این آدمای ابله که امتحاناتو میندازن این وسط . حالا جشنواره و سینما به درک . نمیگن ملت میخوان برن پای سخنرانی علما ؟ نمیگن ملت می خوان توی مراسم دهه فجر و پیروزی انقلاب شرکت کنن ؟ نمیگن مردم میخوان برن تظاهرات و همیشه در صحنه باشن ؟ اینجا باید یقه کیو گرفت ؟

سعی می کنم خونسردی خودمو حفظ کنم . بالاخره باید یه کاری کرد . باید دست یاری جست ! به قول پدرم ، این چیزا که نون و آب نمیشه . باید درسو چسبید و بس . شاید بیخیال جشنواره و فیلماش . چند سال داریم میریم و فیلمای مزخرف می بینیم . چرا امسال که پر از امتحان و آزمون های متنوع دارم باید یه جشنواره خوب داشته باشیم . اینجاست که میگن لعنت به این شانس !

حالا به نظرتون کدوم رو باید انتخاب کرد ؟

حالا اینارو بیخیال . امروز چندتا عکس قشنگ از ماشین بنز سری "ای" براتون بگذارم . کار جدید مرسدس بنز هست که تازه رونمایی شده . حالشو ببرید !

 

براي ديدن بقيه تصاوير به ادامه مطلب برويد !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

سلام . اینم پوستر فوق العاده زیبا و پرمعنای بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر .
خیلی قشنگه !

پوستر 27امین جشنواره بین المللی فیلم فجر

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

 

 

براي ديدن بقيه تصاوير به ادامه مطلب برويد !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت توسط پارسا |

دیشب برنامه نود رو در عین ناباوری از دست دادم . میگن با صحبت ها و مواردی که توش مطرح شد ، آخرین برنامه نودی بود که در طول این همه سال پخش شد . (البته امیدوارم اینطور نباشه ) دیشب هرچی منتظر موندم پخش نشد که نشد . تقریبا مطمئن شدم که در طول این هفته شلوغ و پرخطر زیرآب عادل و نودش رو زدن . پس خودمو به کار دیگه ای مشغول کردم . اما یکی از بچه های هفته نامه امروز در مورد برنامه نود دیشب و اتفاقاتش صحبت می کرد . یهو شوکه شدم . سریع اومدم و جست و جو رو شروع کردم . از بالاترین و بالاترینی ها شروع کردم و رسیدم به گوگل و ... . اما هیچ کلیپی از برنامه دیشب پیدا نکردم . توی YouTube سر زدم . در به در از این سایت به اون سایت . اما نه از عادل فردوسی پورخبری بود و نه از نود . فقط خورده اخباری بود که از اینور و اونور جمع شده بود . دیگه از خوندن خبر و مقاله در مورد نود اشباع شدم . توی این چند وقت هیچ خبری رو از دست ندادم . الان دیگه فقط دنبال حرف حساب می گردم و علت این همه سنگ اندازی ها !!! چرا باید بعد از ده سال که نود توی اوج بود ، الان فقط به خاطر اینکه داره واقعیت ها رو میگه و احتمالا این حروف حساب زیر زبون خیلی ها مزه خوبی نداره ، باید سرکوب بشه ؟؟؟ دیگه حتی "چرا" گفتن هم معنی نداره . دلیل خیلی از این مسائل کاملا روشنه . به هر حال در این ۳۰ سال ، بخصوص در سال های اخیر موارد زیادی از این قبیل رو میشد دید . اما خوب نه به این شدت . برنامه ای محبوب ، جذاب و البته انتقادی حقش بیشتر از اینها بود . اگه نود هم از دور خارج بشه ، عملا باید درب تلویزیون و صدا و سیما رو گل گرفت .

بهتر است دیگر منتظر نود نباشیم . از این به بعد حتی اگر نودی هم در کار باشد ، نود واقعی نیست ، نود دلخواه ما و عادل فردوسی پور نیست . عادل زیر تیغ است . الان دیگه بحث نود نیست . امیدواریم زندگی شخصی عادل فردوسی پور دچار اختلال و فروپاشی نشه . در اینجا ، سرزمین چندهزار ساله ، هرکی دم از آزادی و صحبت از واقعیت ها کند ، سرانجامش نامعلوم می شود  سرانجامش را نامعلوم می کنند . امیدواریم عادل فردوسی پور با اون تیزهوشی که ازش سراغ داریم قدرت تحمل این فشارها رو پیدا کنه و بجنگه .

عادل فردوسی پور پیروز همیشگی ماست ! 

عادل فردوسی پور

+ نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت توسط پارسا |