بسمه تعالي
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»
ملت عزيز و شريف ايران اسلامي
در
روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و
جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم
تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش
از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در
رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به
علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي
هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها،
ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و
قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از
رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي
قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.
در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88
اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟!
سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات
ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در
سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در
یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به
طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک
آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم.
همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات
آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم
محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این
را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.
نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با
دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای
تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از
بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی
است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای
تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟
تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و
احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام
داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود.
تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و
بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء
مردم است.
در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟
بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این
برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در
صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.
اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ
تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن
اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است.
پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف
برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه
اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در
میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.
فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور
گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است
فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.
متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران
ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید
مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید.
کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند.
خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی
طرف نیست اکتفا نکنید.
تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی
در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک
سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن
حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم
نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که
سرنوشت رأی ما چه شد؟
و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام.
واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان
و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک
طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای
تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم
در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته
است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟
امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی
کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند
رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن
برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را
به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع
دیگر رجوع کرده اند!
میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به
نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به
صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار
گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که
در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و
پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند.
من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می
گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما
تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب
کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای
بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها،
اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف
به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این
موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی
این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام
زده شده، توهین هایی که به مردم شده.
من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی
شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود.
مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را
بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به
آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی
صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح
جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟!
اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است.
اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام
حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از
وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به
عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به
جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به
نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد
دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما
اظهار بی اطلاعی کند؟
دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا
گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که
بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به
کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد
گذاشت و نگذاشت.
حالا همه از فضای آرام سخن می گویند.
فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟!
واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است.
اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای
غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای
زشت امنیتی برداشته شود.
بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند.
در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند.
آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین
برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه
کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در
فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.
کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار
بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و
بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند
روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای
تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند.
در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و
آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره
هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی
دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و
نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها
پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و
فضای آرام می زنیم؟!
این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟
اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه
انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و
جمهوریت نظام صورت گرفته.
با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر
دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط
ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر
نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است.
فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر
آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و
خسارت های مادی و معنوی جبران شود.
همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم.
هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با
تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید.
مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ
کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و
دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله
شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و
قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم
آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند.
نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که
سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر
و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.
در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه
نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز
نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی
و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند
خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و
تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ
آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار
گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ
مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا
جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است.
خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ
دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق
میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه
این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود
خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و
جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی
روبرو کند.
منبع : سایت شخصی سید محمد خاتمی
روزنامه اعتماد ملی امروز ۴شنبه ۱۰ تیر به دلیل اینکه نامه مهدی کروبی به مردم ایران را در خود داشت مجوز چاپ نگرفت . لذا نسخه اصلی روزنامه را با فرمت PDF برای دانلود قرار می دهم . یادآور می شوم برای اجرای آن به برنامه Acrobat Reader نیاز دارید . گفتنیست این صفحات فقط شامل صفحه های سیاسی روزنامه می باشد .
دانلود روزنامه اعتماد ملی ۱۰/۴/۸۸ - صفحه ۱ تا ۷ - قسمت اول
دانلود روزنامه اعتماد ملی ۱۰/۴/۸۸ - صفحه ۸ تا ۲۴ - قسمت دوم

بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم ایران!
لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.
پیش
از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه
خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای
ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب
در هاون می کوبید.»
با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان
نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در
جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک
دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات
به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان
برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات
مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.
ما برای
تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه
شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و
آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این
تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به یاد
و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در
مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.
آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛
آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛
آمدن
برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و
تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده
و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ،
مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع
سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به
اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ،
گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی
نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها
، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور
کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و
شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه
می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه
شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و
آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و
شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی
ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه
باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر
شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک
آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت
در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...
با چکمه و باتوم به
جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان
حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با
یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر
کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا
داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا
که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و
سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب
مخملی اعتراف کنند!
این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از
زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و
رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود
طرف) به آنها رای داده اند ؟
رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا
آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که
آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و
زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و
اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض
ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن
حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده
ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن
در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستی که این انتخابات
در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی
سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت
های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و
رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای
مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این
سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و
با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و
هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟
چگونه می
توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا
میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما
و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و
زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها
تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه
پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای
دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از
انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می
دهند.»
لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :
1.
کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را
پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه
تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی
خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و
عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و
ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو
آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به
اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی
شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم
ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور
بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق
اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت
وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و
برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و
به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری
می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.
2.
برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم
و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت
می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی
هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می
کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می
کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می
دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام
ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب
و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.
3. فضای امنیتی که پس از انتخابات
در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است
که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن
را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت
های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در
راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه
رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه
انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است.
اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص
خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی
سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون
آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند،
معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله
چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده
هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح
نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت
شود.
4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان
و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های
دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن
را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده
از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله
تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ،
انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در
انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح
آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها
سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و
مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها
توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام
و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و
شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت»
همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت
گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل
دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و
حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن
باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.
6.
بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح
کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند
:به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های
سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به
مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به
حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به
فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون
اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل
مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.
7. در جریان
انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی
ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه
هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت
مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون
تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و
حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در
توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده
است.
8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی
در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات
خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان
عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به
تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب
و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه
همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر
می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و
تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت
ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر
عظیم اقدام کنند.
مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب
اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه
های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی
به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که
راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و
اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز
دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط
باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.
مهدی کروبی
09/04/1388
منبع : سایت اعتماد ملی
دیشب شورای نگهبان صحت انتخابات را تائید کرد . به هرحال در قانون اساسی ما ، شورای نگهبان همه کاره است . اما در همین قانون اساسی راهکاری ذکر نشده که چنانچه شورای نگهبان ، خود طرفدار یک طرف ماجرا باشد ، آنوقت چه باید کرد . بی عدالتی در مدعیان عدالت موج می زند . وقتی خبر تائید (سلامت)؟ انتخابات را دیشب از شبکه بی بی سی فارسی گوش می کردم ، چند فکر رو دائما در ذهنم با خودم مرور می کردم . اولا اینکه طبعا با این حرکت ، تمام اعتراضات بی نتیجه تلقی می شود و همچنین ادعای صداوسیما و (خبرگزاری)؟ های دولتی که معترضین را اغتشاشگر معرفی می کردند هم تائید شد . و کلی با خودم فکر کردم که نکنه واقعا من اغتشاشگر هستم و خودم خبر ندارم ؟! اصلا این اغتشاش که میگن کیه ؟ چیه ؟ غذاس ؟ خوردنیه ؟ مالیدنیه ؟ به هر حال توی ذهنم بلبشویی بود از خرافات و چرندیات . ناگهان یه علامت سوال دیگه هم توی ذهنم سبز شد . اینکه دائما می گفتند ما دنبال " انقلاب مخملی " هستیم . لابد با تائید انتخابات توسط شورای نگهبان این انگ رو هم زورکی به ما چِسبوندن . اصلا من که نفهمیدم این "انقلاب مخملی" خوبه یا بد ؟ "انقلاب" رو که همگی میدونیم خوبه . اگه بد بود که چند سال پیش انقلاب نمی کردن . اگر هم خوبه که توی این چند روز دائما توی تلویزیون ازش بد نمی گفتن و توی سر ما نمیزدن . "مخمل" هم که چیز بدی نیس . نرم و لطیفه . اگه هم بهش دست بزنی کلی حال میده . بنده ، شخصا هروقت کلمه "مخمل" رو می شنوم یادم به این گربه های خوشکل مخملی می افته . اصلا اینکه بگین با شنیدن "مخمل" و "انقلاب مخملی" به تغییر سیاست و تغییر رژیم فکر می کنم ، توی مغزم نمی گنجه . حالا بگذریم که بعضی ها الکی میخوان ماجرا رو گنده کنن . تنها چیزی که میدونم اینکه تمام بچه هایی که این چندوقت بخاطر شعبده بازی وزارت کشور در خیابونا بودن ، فقط و فقط دنبال رای شون بودن و هستن و اینکه فکر کنن بعد از تائید شورای نگهبان این اعتراضا تموم میشه ، کاملا باید کور بخونن . تازه معلوم شده که دست کیا توی یه کاسه هست . ضمنا مگه من و شما غیر از این انتظار داشتیم که یهو همه چیز عوض بشه و یهو بیان بگن آقای موسوی ، داشتیم باهات شوخی می کردیم ؟ همگی می دونستیم که بعد از صحبت های رهبری در روزجمعه قبل که علنا از ا.ن دفاع کرد و جالب تر اینکه قبل از تائید شورای نگهبان ، صحت انتخابات را تائید کرد و از همه جالب تر اینکه صحبت های ایشون رو فصل الخطاب می دونن . آخه من چقدر باید احمق باشم که به چیز دیگه ای غیر از این فکر بکنم . مگه چندتا پیرمرد در شورای نگهبان چقدر قدرت دارن که بتونن روی حرف رهبری حرف بزنن ؟ اصلا کی گفته باید حرف بزنن ؟ خیلی بیخود می کنن که بخوان حرف بزنن . اصلا چرا این همه هزینه برگزاری انتخابات ؟ راه درستش این بود که یهو همون ۵شنبه شب قبل از انتخابات که همه خوابیدن تا صبح برن رای بِدن ، صبح که تلویزیون رو روشن می کردیم ، تلویزیون (راست گو)؟ اعلام میکرد : ملت بزرگوار ، امروز جمعه نیست ، شنبه هست و در این دور انتخابات فقط آقای کروبی نبود که خواب بود ، بلکه تمام هوادارای اصلاحات و تمام اون کسایی قبلا رای خاموش بودن و بلانسبت خبرمرگشون این دور اومدن رای بِدن ، خواب موندن و فقط هوادارای غیور ا.ن بیدار بودن و حضورشون پای صندوقای رای همه رو شگفت زده کرد . فیلماشم هست . اونایی که شک دارن میتونن برن ببینن . خداییش این روش بهتر نبود ؟ حداقلش اینکه درکش راحتتر بود و یه جورایی باورمون میشد که احتمال داره واقعا خواب مونده باشیم . نه اینکه بخونن ۲۴ میلیون احمدی نژاد و به شعور اجتماعی ملت فهیم ایران توهین کنند . بخدا اگر می گفتن جمعه رو همگی خواب موندیم باورمون میشد . اینا ۴ سال اینقدر نقاشی و نمودارهای قلابی نشونمون دادن که اگر می گفتن روز جمعه رو خواب موندیم ، حتما با خودمون می گفتیم اینم از پیشرفت های دولت نهم هست که رشد چشمگیر خواب ملت در روزهای تعطیل رو نسبت به سالهای پیش نشون میده ...!
بیشتر وقت گرانقدرتون رو نمیگیرم . میرم کمی بخوابم !
پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران: به دنبال تأييد صحت انتخابات رياست جمهوري دهم توسط شوراي نگهبان، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با صدور بيانيه اي، موضع خود را در اين خصوص اعلام كرد.
متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
همان گونه که انتظار می رفت شورای نگهبان قانون اساسی روز گذشته صحت انتخابات ریاست جمهوری دهم را تأیید کرد. در نامه دبیر این شورا به وزیر کشور آمده است که شورا موارد اعلامي از سوی کاندیداهای معترض را از «مصاديق تخلف يا تقلب انتخاباتي خارج» دانسته و تخلفات موجود را «بعضاً تخلفات مختصري» می داند «که وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غيرقابل اعتناست»، مستند شورای نگهبان در اعلام این نظر باز شماری صوری ده درصد از صندوق های رآی در سراسر کشور توسط همان کسانی است که انتخابات شبهه برانگیز و سراسرتخلف اخیر زیر نظارت آنها انجام شده است. این درحالی است که بازشماری صوری آراء خواسته هیچ یک از کاندیداهای معترض نبوده است. به این ترتیب براساس آنچه که در نامه دبیر شورای نگهبان آمده است، مواردی نظیر موضوع چاپ میلیونها تعرفه اضافی با کد و بدون کد، و درعین حال اتمام برگه های رأی در ساعات اولیه انتخابات در بسیاری از استان ها، پلمب صندوق ها در غیاب نمایندگان نامزدها، عدم تمديد زمان رأي گيري درحالي تعداد فراواني رأي دهنده در انتظار رسيدن نوبت بودند و توقف رأی گیری قبل از پایان زمان رأی گیری، کارشکنی در نظارت نمایندگان نامزدها بر صندوق های رأی، قطع سیستم پیام کوتاه در کشور و خطوط تلفن کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی از روز قبل از انتخابات که امکان نظارت و اطلاع به موقع از تخلقات در سراسر کشور را منتفی کرد، مشارکت بیش از صد در صد واجدان شرایط در 70 و مشارکت بین 95 تا 140 در صد واجدان شرایط در 170 شهرستان کشور، انتقال صندوق های رأی به سایت های تجمیع آراء بدون حضور و نظارت نمایندگان کاندیداها، اخراج نمایندگان کاندیداها از سایت های تجمیع آراء و شمارش آراء در غیاب ایشان، و ... ظاهراً از نظر این شوری تخلفاتی «غیر قابل اعتناست» که «وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود» است
آنها به رغم تمدید 5 روزه در رسیدگی به شکایات حتی ضرورتی ندیدند راهکار مشخص مهندس موسوی را مبنی بر مقایسه کدهای ملی نوشته شده در ته سوش برگه های رأی با کدهای ملی شهروندان در سیستم رایانه سازمان ثبت احوال اجرا کنند تا میزان و وسعت تنها یکی از موارد تخلف و تقلب آشکار شود.
ملت شریف ایران
با توجه به ترکیب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، به ویژه پس از تأیید صریح انتخابات از سوی رهبری و حمایت ایشان از احمدی نژاد، آن هم در مهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأیید صحت انتخابات از سوی این شورا نمی رفت. اگرچه این حمایت و تأیید هرگز نمی تواند عدم عمل شورای نگهبان به مسئولیت های قانونی خود در امانت داری و حراست از رأی مردم را توجیه کند.
همچنین روشن بود مواردی نظیر تمدید 5 روزه برای رسیدگی همه جانبه به شکایات و اعتراضات نیست، چنان که چنین رسیدگی ای عملاً صورت نگرفت. مهلت 5 روزه می توانست نشانه ای باشد تا افکار عمومی استقلال شورای نگهبان را باور کنند و نیز فرصتی باشد تا با تبلیغات یک سویه صدا و سیما و دهها ساعت مصاحبه و میزگرد با مسئولان انتخابات و وزرای کشور و اطلاعات و ... افکار عمومی برای شنیدن تأیید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان آماده شود.
ملت شریف ایران
به هر تقدیر اعلام صحت انتخاباتی که اکثریت شما مردم به رغم سرکوب گسترده اعتراضات مدنی و قانونی به نتایج مهندسی شده آن و دهها شهید و صدها مجروج و دستگیری هزاران تن و به رغم بمباران تبلیغاتی بی سابقه و تحریف ها و خلاف نمایی های گسترده، به صحت آن باور نداشته مشروع نمی دانید، به معنای بلاموضوع شدن انتخابات در کشور، نفی حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اداره امور خویش و تلاشی آشکار برای پایان دادن به جمهوریت نظام و درعین حال نشانه آغاز دوره ای جدید از تلاش و مبارزه برای بازگرداندن جمهوریت و دفاع از مردمسالاری است.
با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده ای نامشخص بسته شد و به این ترتیب انتخاباتی که می رفت تا به یکی دیگر از افتخارات ملت شگفتی ساز ایران در طول تاریخ معاصر تبدیل شود، به دست حاکمیت کنونی به نقطه سیاهی در تاریخ این ملت تبدیل شد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن ابراز تأسف عمیق خود از این همه بی تدبیری و این همه استعداد و مهارت در فرصت سوزی و تبدیل فرصت ها به تهدیدها اعلام می دارد دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است. سازمان به عنوان تشکلی معتقد و ملتزم به آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ایران و ملتزم به اصول اسلامیت و جمهوریت نظام، ضمن تأیید و حمایت کامل از اعتراضات مدنی، قانونی و مسالمت آمیز ملت آگاه ایران به نتایج انتخابات و نیز حمایت کامل و تقدیر و تشکر از مواضع قاطع جناب آقای میر حسین موسوی وظیفه خود می داند با استفاده از تمامی ظرفیت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آمیز علیه دولت غیر قانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوریت که ضامن اسلامیت نظام نیز هست به کار بندد.
و ما توفیقنا الا بالله العزیز الحمید و مانرید الا الاصلاح علیه توکلنا و الیه انیب
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
88/4/9
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران!
متأسفانه پس از سپری شدن فرصتهای طلایی جهت دستیابی به راهحلی معقول و مشروع برای رفع ابهامات اساسی و مشکلات مربوط به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، شورای نگهبان گام دیگری در اثبات نقض بیطرفی خود و نیز عدم تمایل به بازگرداندن فضای اعتماد و آرامش، برداشت. اقدام اخیر شورای نگهبان در معرفی شش تن برای بازشماری ده درصد از صندوقها، در همان وهله اول چند اشکال جدی را به ترتیب زیر نشان میدهد:
الف – از تخلفات اساسی در ا ین انتخابات که موجب ابطال آن میباشد نقض اصل بیطرفی مجریان و ناظران (وزیر کشور و اکثریت اعضای شورای نگهبان) است. بنابراین طبیعی است که کمیته 6 نفره منصوب این دستگاه نظارتی وجاهت قانونی و عرفی نداشته باشد ولو اشخاصی که نام آنها به عنوان این کمیته در رسانهها توسط شورای نگهبان اعلام گردیده از افرادی محترم و دارای وجاهت در میان مردم باشند. و این همه در حالی است که هر روز یکی از اعضای شورای نگهبان در سخنرانیهای عمومی و یا مصاحبههای رسانهای درخصوص صحت انتخابات تأکیدات اعجابآوری دارند.
ب – اکثریت اعضای کمیته 6 نفره مذکور، پیش از این، بر صحیح بودن روند برگزاری انتخابات و جانبداری از دستاندرکاران امر نظارت و اجرا تأکید کردهاند و حتی به سرزنش طرف مظلوم این بیقانونی و طعنه به مردم پرداختهاند. سپردن هر گونه رفع ابهام به کسانی که قبلاً حکم صادر کردهاند و نظرشان را اعلام نمودهاند، طبعاً کاری لغو و بیهوده است.
ج – مأموریت واگذار شده به این کمیته، تنها بخش جزئی و ناچیزی از مطالبات به حق و مشروع قبلاً اعلام شده به وسیله نامزدهای سهگانه و به خصوص کمیته صیانت از آراء میباشد. مشخص نیست به چه دلیل به انبوه موارد ذکر شده از تخلفات در مراحل سهگانه این انتخابات (قبل، حین و بعد) که در نامههای متعدد به مقامات عالیه کشور و نیز در بیانیههای 14گانه قبلی این کمیته، آمده، بیاعتنایی شده است؟
در این حال شاهد انتشار نامهی ستاد انتخابات وزارت کشور و اشاعه مکرر مغلطههای قبلی به عنوان پاسخ نامهی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خطاب به مردم شریف و هوشمند ایران هستیم که، تکرار ادعاهای باطل مجریان انتخابات است گویی انتخابات را با سلامت کامل برگزار کردهاند و هیچ خلافی هم قبل و بعد از آن، از ایشان مشاهده نگردیده است!
در این خصوص، مسئولین ستاد انتخابات وزارت کشور را به منظور درک بیشتر از تخلفات خود و زیرمجموعههایشان و نیز جهت جلوگیری از اطالهی کلام، به بیانیههای قبلی این کمیته ارجاع میدهیم. در اینجا فقط یادآوری میکنیم که هم وزارت کشور و هم شورای نگهبان، به جای پاسخگویی واقعی به ابهامات اصلی، در پی فضاسازی برای گم کردن جنبهی اصلی اعتراضات هستند. مثلاً ادعا میکنند نمایندگان مهندس میرحسین موسوی فلان تعداد بودهاند یا اینکه گویا این نمایندگان، به میل خود و با اختیار، به موقع سر صندوقها حاضر نشدهاند و مجریان انتخابات نمیتوانستهاند بخاطر غیبت آنان، پلمپ کردن صندوق و شروع اخذ رأی را به تعویق بیندازند. باید گفت چنانچه مسئولان اجرا و نظارت انتخابات، حق قانونی مردم و نامزدهای غیردولتی را پاس میداشتند؛ به جای تعبیه هفت خوان موانع، اجازه میدادند نمایندگان قانونی نامزدهای مزبور، زمان، مکان و امکان ارتباطی مناسب را جهت انجام وظایف قانونی خود در اختیار داشته باشند و به دور از فضای رعب در جلسات هیأتهای اجرایی و برنامهریزی انتخابات و نیز در طول ساعات اخذ رأی و شمارش آراء، تا پایان مرحله تجمیع و اعلام نتایج حضور داشته باشند - آنگونه که در قانون انتخابات به صراحت آورده شده است؛ - در چنین صورتی مجریان و ناظران انتخابات میتوانستند ادعاهایی اینچنینی داشته باشند. علاوه بر تعبیه هفت خوان موانع، که قبل از انتخابات تاکنون بارها ذکر کردهایم، آیا ایجاد فضای دستگیری و رعب بعد از انتخابات را انکار میکنید؟ امروز حتی فراخوان کمیته صیانت از نمایندگان آقای مهندس میرحسین موسوی نیز غیرممکن گشته است؛ زیرا جوانی که برای انجام وظیفهای قانونی و ساده آماده شده بود، امروز خود و آینده خود را در معرض تهدیدی جدی میبیند. بعضاً بسیاری از این عزیزان به مراجع قضایی و انتظامی احضار شدهاند. آقایان هر گونه پیگیری حق پایمال شده ملت را انقلاب محملی، وابستگی به بیگانگان، اغتشاش و . . . میشمارند و تهدید میکنند و وعدهی شدت عمل بیشتر میدهند و در همان حال ادعاهای قانونمداری وزارت کشور و شورای نگهبان مرتباً تکرار میشود. آقایان به روی خود نمیآورند که از روزهای قبل از اخذ رأی پروسهی ایجاد رعب، با دستگیریهای پیاپی و تهدیدات تلفنی و حضوری افراد مطلع شروع و اساس نظم حرکتی کمیته صیانت را با قطع ارتباطات و نیز دستگیریها از بین بردهاند. با همه آنچه ذکر شد، تقلبات و تخلفات به قدری وسیع و به اندازهای با احساس حاشیه امنیت صورت گرفته که حتی با نابود کردن ساختار کمیته صیانت نیز نتوانستهاند این تقلب و عددسازی تاریخی را لاپوشانی کنند و افکار عمومی اعداد و ارقام اعلام شده را حتی به شکل معکوس غیرواقعی میداند. وزارت کشور در تاریخ 25/3/88 آمار آرای مأخوذه به تفکیک شهرستانها را روی سایت رسمی این وزارتخانه اعلام کرد. یک بار نیز در تاریخ 2/4/88 همین آمار، به تفکیک صندوقها، روی همین سایت اعلام گردید. بررسی اجمالی این آمارهای رسمی، خود نشاندهندهي مهندسی شدن آرای مردم و نه اخذ و شمارش طبیعی آن است. کمیته صیانت توجه ملت آگاه ایران را به چند مورد زیر بعنوان مشتی از خروار جلب میکند:
1. مغایرت در آمار ارائه شده استانهای مختلف به تفکیک شهرستان و صندوق:
در اثبات مهندسی انتخابات و عدم روایی اطلاعات و آمار ارائه شده توسط وزارت کشور میتوان از روشهای مختلف آماری استفاده کرد؛ یکی از این روشها، بررسی تطبیقی و توازن آمار ارائه شده از طرق مختلف است. از این روش معمولا در موسسات مالی و حتی آمارگیریهای اجتماعی برای کنترل پرسشنامهها بهرهگیری میشود. بطور مثال در موسسات مالی در امر گرفتن تراز مالی و تطبیق فیمابین حسابهای مختلف، در صورت وجود حتی یک ریال اختلاف فیمابین حسابها، کلیه عملیات مالی مجموعه مخدوش شمرده میشود و بررسی اساسی مجدد لازم میآید تا مشخص گردد چه اشکالاتی باعث ایجاد اختلاف ظاهراً جزئی مزبور شده است. این موضوع به این دلیل اهمیت دارد که میبایست آمار و اطلاعات ارائه شده از طرق مختلف با هم تطبیق نماید. در بحث انتخابات نیز آمار و اطلاعات آرای هر یک از نامزدها و آمار کل آرای مأخوذه استانهای مختلف که از سوی وزارت کشور در دو طبقهبندی متفاوت شهرستانها و صندوقها ارائه شده است باید با یکدیگر تطبیق داشته باشد زیرا هر دو از واقعیت واحدی منشاء گرفتهاند؛ اما در عمل آمار تفکیکی شهرستانها (ارائه شده در تاریخ 25/3/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) با آمار تفکیکی صندوقها (ارائه شده در تاریخ 2/4/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) متأسفانه در 24 استان و تا 29 هزار رأی دارای مغایرت میباشد. این پدیده نشان میدهد آرای تفکیکی شهرستانها، از مجموع آرای صندوقهای آن شهرستان حاصل نشده است. این نظر وقتی قابلیت توجه بیشتری مییابد که پدیده فوق نه در چند شهرستان از یک استان بلکه در 78 شهرستان از 24 استان کشور مشاهده و مجموعاً 853/175/11 رأی را شامل میشود. جدول شماره (1) وضعیت مغایرت آماری فوق در 78 شهرستان موردنظر را نشان میدهد. علاوه بر کل آرای مأخوذه این مغایرت، در مورد آرای هر یک از 4 کاندیدا و نیز در مورد آرای باطله وجود دارد.
2. مشارکت بالای صددرصد واجدین شرایط، در استانها، شهرستانها و بخشهای مختلف:
یکی دیگر از ابهامهای موجود در میزان آرای ارائه شده توسط وزارت کشور اخذ آراء بیشتر از واجدین شرایط اخذ رأی در برخی استانها، شهرستانها و بخشهای کشور است. به نحوی که در سطح استانی، استانهای یزد و مازندران بیش از صددرصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات آرای مأخوذه به صندوقهای آن استان واریز شده است. این موضوع وقتی بیشتر اهمیت مییابد که بدانیم 60 شهرستان و 192 بخش از بخشهای مختلف کشور با بیش از صددرصد مشارکت مواجه بودهاند. این افزایش در برخی موارد تا 211 درصد رسیده است؛ همچنین مشارکت بالای 95 درصد نیز در 125 شهرستان دیده میشود. وزیر کشور در استدلال افزایش مشارکت استان مازندران، مسافرپذیری و استان یزد، جمعیت دانشجویی را به عنوان علت ذکر نموده است که این استدلال دارای پایه و اساس منطقی نميباشد بطوریکه ملاک قرار دادن جمعیت دانشجویی، اصولا در شهرهای مرکز استان و استانهای پُردانشگاه نظیر تهران، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و . . . بیشتر قابلیت تحقق دارد نه در استان یزد؛ ضمن اینکه در بخشهایی از استان یزد نظیر شهرستانهای یزد و میبد که بیشترین تراکم جمعیت دانشجو را دارا میباشند؛ میزان مشارکت به ترتیب 84 و 90 درصد میباشد و افزایش مشارکت فوق - خلاف تصور وزیر کشور - در بخشهایی است که دارای مراکز دانشگاهی پرجمعیت و قابل توجه نیستند. در خصوص استان مازندران نیز علت فوقالذکر از استحکام لازم برخوردار نیست به نحوی که با توجه به بررسی وضعیت استانهایی نظیر گیلان که میزان سفر طبق آمار رسمی بیشتر از مازندران است، این رویداد اتفاق نیافتاده و بخشهایی که افزایش مشارکت در آنها مشهود است معمولاً جمعه آخر هفته مسافر چندانی ندارند. ضمن اینکه با توجه به اعطاء سهمیه بنزین تابستان در اوایل تیر ماه و برگزاری امتحانات دانشگاهها بویژع کنکور سراسری احتمال انجام این میزان سفر آن هم در روز انتخابات کمتر قابل تصور است. با توجه به موارد فوق، صحت آمارهای اعلام شده انتخابات مربوط به بخشهای 192 گانه ذکر شده با ابهام جدی روبرو است که عملا 277/898/3 رأی از مجموعه آرای مأخوذه در این چارچوب قرار میگیرد. لازم به ذکر است که در 113 حوزه از حوزههای مذکور معدل سهم آقای احمدینژاد حدود 80 درصد از مجموع 361/852/6 آراء، مأخوذه میباشد. (جدول شماره 3)
3. وجود صندوقهای حاوی آرای کل مضرب صد (ضریبی از بستههای تعرفه):
از آنجا که تعرفهها به شکل بستههایی صدتایی در اختیار شعب اخذ رأی قرار میگرفته است؛ اگر درصد صندوقهای با آرای کل مضرب صد، در هر بخش یا شهرستان قابل ملاحظه باشد؛ شائبه ریختن تعرفههای باقیمانده در پایان اخذ رأی به نام نامزد خاص، جدی و قابل بررسی است.
از جمله نمونههایی که در جدول شماره 4 پیوست آمده است؛ نشان میدهد: در استان لرستان، شهرستانهای سلسله 18 صندوق، شهرستان کوهدشت 51 صندوق و شهرستان دلفان 21 صندوق دارای آرای کل مضرب 100 یعنی ضریبی از بستههای تعرفه بوده است! همچنین در استان اصفهان، شهرستان فلاورجان 24 صندوق و در استان کرمان، در شهرستان بم و عنبرآباد 20 صندوق چنین وضعی داشتهاند.
4. وجود صندوقهای حاوی آرای بالاتر از 99 درصد برای یک کاندیدا:
اصولاً در پدیدههای اجتماعی و آمارهای منطقی، اعداد و ارقام میبایست از یک منطق استوار تبعیت نمایند. در تحلیلهای آماری حتی مشاهدات عینی دور از منطق به دلیل استدلال فوق بعنوان مشاهدات عینی پرت از مجموعه آمارها خارجی میشود. طبیعی است چنانچه این موارد غیرطبیعی مقدار قابل توجهی باشد، اساس آمارگیری دارای مشکل تلقی میگردد. بر این اساس علاوه بر مورد غیرطبیعی و غیرمنطقی قبلی، وجود صندوقهای زیادی که رأی یک کاندیدا بالای 99 درصد باشد نیز علامت غیرطبیعی است اساس شمارش آراء را زیر سؤال میبرد. جدول شماره 5 نشان میدهد در 307 صندوق (که بیشتر آن در یک استان خاص تمرکز یافته) رأی آقای احمدینژاد بالای 99 درصد است که این موضوع مبین ریختن آرای یکنواخت به صورت تقلبی ناشیانه به صندوقهاست. این موضوع وقتی بیشتر نمایان میشود که در برخی از این شهرستان، بخشها و صندوقها حتی آرای افراد شاغل در ستادهای تبلیغاتی 3 نامزد دیگر نیز شمارش نشده است.
5. به فرض قبول اعداد اعلام شده وزارت کشور در مورد تعداد شرکتکنندگان در انتخابات، هماکنون میبایست حدود 23 میلیون تعرفه بدون استفاده و سفید موجود باشد که شماره سریال آنها با شماره سریال مندرج در فرمهای شماره 22 شعبات اخذ رأی کشور همخوانی داشته باشد.
در این راستا کمیته صیانت اصرار دارد که پیشنهاد وزرای اسبق کشور در نامه به شورای نگهبان و وزارت کشور به عنوان مقدمهای برای بررسی تخلفات، عملی شود تا ابهامات این بخش روشن گردد. در آن نامه، وزرای مذکور خواستار شمارش ته برگهای تعرفههای مصرف شده و بررسی و انطباق مشخصات افراد مندرج در آن با اطلاعات مرکز آمار جمعیتی ثبت احوال کل کشور شده بودند.
همچنین دست برداشتن از اتلاف وقت و موافقت با تشکیل «کمیته حقیقتیاب» پیشنهادی این کمیته، تأکید میگردد. زیرا عدم توجه به این مسأله میتواند ابهامات و ایرادهای وارده را کماکان پابرجا بدارد و نظریه بطلان انتخابات را در افکار عمومی، هر چه بیشتر استحکام بخشد.
ذیلاً یک بار دیگر ویژگیهای کمیته پیشنهادی یادآوری میگردد:
کمیته حقیقتیاب عبارتست از: هیأتی صاحبنظر و بیغرض برای بررسی تخلفات وسیعی که قبل از انتخابات و در حین انتخابات صورت گرفته است و تأثیر مستقیم در سرنوشت انتخابات و رأی مردم داشته است برای بررسی مسیر انتخابات که برخلاف رأی مردم طراحی گردیده و نتایجی غیرواقعی که اعلام شده است.
بعضی از مواردی که این کمیته بایستی بررسی کند عبارتند از:
1. بررسی شرط قانونی رعایت بیطرفی در ترکیب هیأتهای نظارت و اجرا.
2. بررسی دخالتهای نیروی انسانی دولتی و موسسات عمومی به صورت سازمانیافته در انتخابات و میزان تأثیر آن.
3. بررسی دخالت سازمانیافته نهادهای نظامی بویژه بسیج و میزان تأثیر آن.
4. بررسی استفاده از امکانات مالی و تشکیلاتی دولتی و موقعیتهای شغلی افراد و میزان تأثیر آن.
5. بررسی موضوع تطمیع و خریداری رأی از طرق پرداختهای منتهی به زمان انتخابات و میزان تأثیر آن.
6. بررسی تعداد واقعی شرکتکنندگان واجد شرایط در انتخابات از طریق راهکار ارایه شده در پیشنهاد وزرای اسبق کشور آقایان موسوی لاری و محتشمیپور.
7. بررسی مهندسی آراء و تعیین سهمیه و درصد رأی برای نامزدها توسط وزارت کشور.
8. بررسی گروه سایه مدیریت انتخابات.
9. بررسی چگونگی و علل مانع تراشی برای حضور نمایندگان نامزدها در هیأتهای اجرائی و هنگام پلمپ صندوقها و هنگام شمارش آراء در شعب اخذ رأی و هنگام تجمیع آراء و تأثیر آن.
10. بررسی علت اعلام سریع نتایج قبل از پایان اخذ رأی از طریق سیستم رایانهای و بدون طی مراحل قانونی و برخلاف نامه رسمی شورای نگهبان مبنی بر دستی بودن شمارش.
11. بررسی علت اعلام و برگزاری مانور اقتدار توسط نیروی انتظامی و . . . قبل از انتخابات برخلاف ادوار قبل.
12. بررسی تبلیغات جانبدارانه صدا و سیما به سود آقای احمدینژاد مثل تریبون آزاد و . . . برخلاف ادوار قبل.
13. بررسی تأثیر افتراهای مجرمانه آقای احمدینژاد در صدا و سیما و مراکز تبلیغاتی نسبت به مقامات از جمله خدشهدار کردن رقیب و جلب آراء از طریق فضاسازی ضدانقلابی علیه کل سابقه نظام.
14. بررسی مدیریت تعرفه – تعداد واقعی چاپ شده – علت عدم توزیع مناسب و کم آمدن تعرفه در تعدادی از استانهای مهم.
15. بررسی مدیریت زمان و علت شتاب غیرمعمول و نامتعارف وزارت کشور برای پایان دادن به اخذ رأی.
و موارد دیگری از این دست.
طبیعی است منحصر کردن وظایف فوق به بازشماری 10 درصد از صندوقهای رأی، آن هم بوسیله گروهی غیر بیطرف به کلی فاقد کارآمدی لازم برای حقیقتیابی میباشد و برای دامن زدن و گسترش بیاعتمادی روزافزون، مناسبتر است تا اعتمادسازی و بازگرداندن آرامش به جامعه.
سوال این است که آیا ایجاد آرامش پادگانی در شهرهای بزرگ و مانور شبانهروزی لباس شخصیهای مسلح ناشناس در هر کوی و برزن، شایسته حماسه حضور مردم شریف و بزرگوار در 22 خرداد 88 است که با آرزوی دوباره سبز شدن آرمانهای انقلاب و خط امام در صحنه حاضر شدند و نمایش تولد مجدد ارزشهای اصیل انقلاب را با حضور مهندس میرحسین موسوی آنهم در قلب نسل جدید به تماشا نشستند؟
کمیته صیانت از آراء اعلام میکند محدودیتهای ایجاد شده هر چند به مکانیزم پیشبینی شده صیانت از آراء لطمه زده است، اما نمیتواند طرح مطالبات مربوط به حقوق پایمال شده ملت ایران را مانع شود.
کمیته صیانت از آراء
مهندس میرحسین موسوی
7/4/1388
چند روزی میشه که اعتراضات معترضان به دلیل فضای رعب و وحشتی که در شهر ایجاد کردند حال و هوای دیگه ای پیدا کرده . از تجمعات خیابانی به فریادهای "الله اکبر" شبانه و شعارنویسی روی دیوارها و اسکناسها تبدیل شده که در بعضی مواقع تاثیرگذارتر و البته کم خطر تر هم هستند . مطمئنا حکومت نظامی حاکم در شهرها نمیتواند زیاد دوام داشته باشد و با توجه به شور و هیجان و البته پافشاری که معترضان دارند ، مصمم تر خواهند شد که راهپیمایی های مسلامت آمیز جدیدی را طرح ریزی کنند و نشاط را به فضای شهر بازگردانند . الحق که رهبران جنبش با مردانگی استقامت کردند و در مقابل دروغ و تقلب تسلیم نشدند که سالیان درازی میشد در آرزوی دیدن سایه چنین مردانی بودیم . رهبرانی که به خاطر مردم حتی از خود می گذرند و با مردم می ماندند و البته هوادارنشان که اکثریت هستند ، حمایتشان را حفظ کردند . در طرف مقابل هم ، حکومت ، روش ها و ترفندهای مختلفی را برای سرکوب بکار گرفته . از جمله اعتراف گیری از چهره های سیاسی که البته با شکنجه و تهدید گرفته می شوند و ارزش محتوایی ندارد و با این روش نخ نما شده قصد فریب افکار عمومی را دارند . همچنین سرکوب کلیه مخالفان . درحدی که اگر متوجه بشوند به یکی از نامزدهای اصلاحات رای دادی ، مطمئنا بازداشت خواهی شد و وارد مسیر جدیدی خواهی شد . آنهایی که برای دفاع از رای (احتمالی)؟ از چوب و چماق و باطوم و اسلحه استفاده می کنند . بعضی وقتا آدم یاد ماموران زندان گوانتاناموی سابق می افته که با وحشیانه ترین راه ممکن نیستی و نابودی را به مردم هدیه می دادند. شگفتا ، ایستادگی و مقاومت زیباترین راه ممکن برای رهایی از این فلاکت است . زیرا در غیر این صورت ، حتی درصورت تسلیم شدن ، باز هم گرفتار همین فجایا می شویم که البته این موضوع بیشتر در مرود رهبران جنبش صدق می کند . پس خوشا به حال مردمی که رهبرانی دارند ، شجاع ! رهبرانی دارند هوشیار و تیربین . میرحسین موسوی در حال حاضر فشارهای زیادی را تحمل می کند . در مقابل تهمت های فراوانی ایستادگی می کند . آنهایی که کشته شدن فرزندان ملت را به گردن میرحسین می اندازند. درحالی که تقلب و نیرنگ گسترده شان باعث این افتضاحات شد که ایرانمان را در مجامع بین المللی شکسته است . حتی رسانه ملی با بی پروایی و بی شرمی تمام از اسلحه و چماق بدستان حمایت می کنند و هموطنانمان را اغتشاشگر معرفی می کنند . اغتشاشگرانی که تا پیش از این به عنوان حماسه ساز به آنان می بالیدند . درود بر کروبی و میرحسین که در هیچ شرایطی حاضر نیستند از خواسته ملت بگذرند . ملتی که به آنها قول داده شد تا حمایت شوند . مطمئنا شورای نگهبانی که عدم بی طرفیشان برای همگان اثبات شده نمی توانست و نمی تواند داور خوبی برای هیچ میدانی باشد . بدون شک تقلبات رخ داده گسترده بوده و در مراحل مختلف . از قبل از انتخابات و حمایت های نامنصفانه شروع شد و همچنان هم ادامه دارد تا بعد از رای گیری که همه دنیا شاهد کودتا بودند . مطمئنا تنها راه گشای وضعیت موجود ،ابطال انتخابات است . این افتضاح ، نه با بازشماری حل می شود و نه با رایزنی های حیله گرانه برای گذر از شرایط موجود و تثبیت و ابقای رئیس جمهور سابق .
ابطال و دیگر هیچ ... !
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
"بسماللّه الرّحمن الرّحیم برادر دلسوز و انقلابی جناب آقای مهندس موسوی- ایّده الله تعالی سلام علیکم؛
همانطور
که در نامۀ خود مرقوم داشتهاید ریز وقایع و صحنهآرایی انتخابات دهمین
دورۀ ریاست جمهوری را در حدّ مقدور پیگیری کردهام و با شما هم عقیدهام
که در حقّ آراء ملّت و در حقّ شما به عنوان نمایندۀ فکری بخش عمدهای از
این ملّت جفا شده است. اگر چه به عنوان شخصی که سالهای متمادی به امور
اجرایی و تقنینی اهتمام داشتهام میدانم که گاه تخلّفاتی اندک، از ناحیۀ
مجریان جزئی امور رخ میدهد، اما این بیاعتنایی اخیر و بیحرمتی کلان به
آراء ملّت بیسابقه است.
سالهاست
که امام عزیز و همینطور سلوک و منش انقلابی او از میان ما رخت بربسته است
ولی ظاهراً برخی، مدارا، مردمداری و وظیفهشناسی و هدایتهای انقلابیاش
را در پی خودش به خاک سپردهاند. به هیچ وجه مدّعی نیستم که دوران پیش از
سال 68 بری از نقص و خطا بوده است، اما مگر کسی میتوانست در زمان حضور
امام راحل اینچنین قانون را دور بزند و بعد هم شاکیان را به سخره گیرد و
مردم را هم علیه آنان بفریبد. هنوز نسل اول انقلاب زندهاند، در حالی که
ارزشهای انقلاب چنین تحریف میشود. هنوز بسیاری از تدوینکنندگان و
نویسندگان و اعضای بازنگری قانون اساسی زندهاند و برخی به خود جرأت
میدهند که آن را به نحو استصوابی تفسیر کنند. هنوز جملۀ امام که میزان را
رأی ملّت میدانست در میان ما تکرار میشود. اینجانب سالهاست که در سخنان
و مواضع مختلف، فاصله گرفتن نظام از راه و اندیشۀ امام را متذکّر شدهام و
نسبت به استقرار آرام اندیشهای خمینیستیز در کشور هشدار دادهام؛
اندیشهای که نهایتاً ثمری جز تبدیل «جمهوری اسلامی» به «حکومت اسلامی»
نخواهد داشت و نهایتاً دین و دنیای مردم را در خود هضم خواهد کرد.
اکنون ضمن حمایت از جنابعالی و ستایش احساس تکلیف و دغدغۀ انقلابیتان نکاتی را به شرح زیر به محضر عموم یادآور میشوم:
1-کسانی
که به شما رأی دادهاند، در پی آن بودهاند که متقابلاً سوگند شما را در
برابر خود و خدای خود بشنوند که از حقوق قانونی آنان پاسداری خواهید کرد و
قانون کشورشان را حرمت خواهید گذاشت. همین امروز را روزی بدانید که این
سوگند را بالقوه در برابر آنان یاد کردهاید و بر شماست که با توکّل به
پروردگار توانا و درایت و استفادۀ کامل از وسایل قانونی کشور رأی مردم را
به خودتان و همینطور به دیگران پاس بدارید؛ کما اینکه این تکلیف بر دوش دو
نامزد بزرگوار دیگر برادر عزیز و ارزشمند و مظلومم جناب حجت الاسلام و
المسلمین کروبی و برادر ارزشمندجناب آقای دکتر رضائی هم سنگینی میکند.
اگر از ابتدا به صحنه نیامده بودید، تکلیف به گونهای دیگر بود، اما اکنون
زمانی است که باید در برابر قانون ستیزی و خودخواهی ایستاد و نگذاشت که بی
حرمتی به قانون و خواست اکثریّت در این کشور رواج پیدا کند. اطمینان داشته
باشید که شما و کسانی که با نیّت خالص خود، شما را همراهی میکنند، موفق
خواهید بود ولی این اعتراضات و دفاع از حق خود را بگونه ای مطالبه کنید که
راه سوء استفاده را از مخالفین شما بگیرد.
2-در
چنین روزهائی نهی از مظالم و اعلام برائت از اعمال منکر گونه در چارچوبهای
قانونی و عُقلایی بر همگان واجب است. مدیران و زعمای صالح حکومت هم باید
در مخالفت با اینگونه اعمال بکوشند و گرنه در نزد افکار عمومی متّهم به
نادیده گرفتن حقوق مردم خواهند شد. امروز دغدغه اصلی این است که عهد
جمهوری اسلامی با مردم به طور یک جانبه مخدوش شده است و یاران برجستۀ امام
را متهم به قدرتطلبی میکنند.
3-آحاد
مردم به ویژه جوانان عزیزی که در پی احقاق حقّ قانونی خود هستند، این تلاش
قانونی خود را نهی از منکری بدانند که باید شرایط شرعی و قانونی آن مراعات
شود. در این نهی از منکر بزرگ باید تقوای الهی پیشه کنید و بدانید که
عدّهای به دنبال آنند که شما را لاابالی و آشوبگر معرفی کنند و به همین
جهت، مراقب باشید که میان نهی از منکر و آشوب، خلطی بوجود نیاید. این
موضوع قابل تاکید است که رقیب شما یک نامزد انتخاباتی خاص یا طرفدارن و
هوادارن او نیستند؛ آنچه با شما و مصالح جامعۀ اسلامی به مبارزه برخاسته
است، یک طرز فکر غلط و انحرافی است که معتقد است برای رسیدن به اهداف به
ظاهر مقدّس، میتوان به هر وسیلۀ نامقدّسی متوسّل شد. این اندیشه و طرز
فکر را دشمن اصلی خود و دین خدا بدانید، سپس صاحبان این فکر غلط را محکوم
سازید. همان طور که پیشتر هم بارها گفتهام شعار جوانان ما در موقعیت
کنونی باید این باشد که برای رسیدن به اهداف مقدس نباید از وسایل نامشروع
کمک گرفت.
4-مطالبات
گستردۀ نامزدها و طرفداران آنها هشداری است در برابر دستگاه قضایی که باید
جدّی گرفته شود. مسئول دستگاه قضایی کشور، پیش از هر چیز به عنوان یک فقیه
شیعی باید خود را ملجأ مردم بداند. اگر روزی محکمههای قضایی یک کشور
نتوانند عدالت را میان مردم برقرار سازند، طبیعی است که ستمدیدگان راههای
دیگری برای احقاق حقوق خود جستجو خواهند کرد و خدای ناکرده مقصد چنین
جامعهای آشوب، ناامنی و هتک حرمت مقدّسات است. در پایان امیدوارم همۀ دست
اندرکاران نظام جمهوری اسلامی در رعایت مصالح دین خدا و مردم بکوشند و
پاسدار اعتماد مردم باشند.
والسلام علی عبادالله الصالحین قم، اسدالله بیات زنجانی 25 خرداد 1388 مصادف با 21 جمادیالثّانی 1430".
قلم - مهندس
میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای
ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای
ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند
به بهانه تخریبگری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و
وابسته به بیگانه معرفی کنند.
به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:
بسمه تعالی
مردم هوشیار و شریف ایران
طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.
واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.
همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.
من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریبگری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرفنظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.
دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.
برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی
چهارم تیر 1388
بسمه تعالی
هموطنان عزیز
در پی مانع تراشی ها و تهدیدهای مکرر که در عمل،انتشار روزنامه کلمه سبز را پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری متوقف کرده بود، به این حد نیز اکتفا نشد و شبانگاه دوشنبه 1/4/88 دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنیتی قرار گرفت و کارکنان شریف آن، دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.
در حالی که مقامات کشور و رسانه های دولتی مرتبا بر قانون و اجرای آن تأکید می کنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات، به قانون شکنی متهم می شوند، چنین برخوردی با روزنامه ای که با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسوولان، دبیران، خبرنگاران و کادر فنی و اداری آن، غیرقابل درک است، مگر با قبول آنکه برای عده ای حاکمیت قانون تا جایی پذیرفته است که برای محدود کردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.
این قانون شکنی در حالی صورت می گیرد که دیگر رسانه هایی که از طریق آنان ارتباط اینجانب با جامعه برقرار می شد و نیز مطبوعات و رسانه های غیردولتی مورد محدودیت جدی قرار گرفته اند و تنها مجرای باز برای اطلاع رسانی به مردم جریان خبرسازی یک سویه رسانه ملی و رسانه های دولتی است و متأسفانه جامعه را به سمت دریافت اطلاعات از طریق رسانه های خارجی سوق می دهد.
این برخوردهای غیرقانونی، مبتنی بر تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم است که راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند و حرکت در مسیر اصلاح امور جامعه را در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار می سازد.
ضمن اعتراض شدید به تداوم این رویه های غیرقانونی، بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده تأکید می نمایم و آن را جزء لاینفک حقوق آنها بر اساس این سند میثاق ملی میدانم و بر پیگیری آن اصرار میورزم.
برادر و خدمتگزار شما- میرحسین موسوی
چهارم خرداد 1388

فارس نیوز: وزير علوم ابراز امیدواری کرد کنکور 88 هم به مانند انتخابات ریاست جمهوري عادلانه و عاری از هرگونه تقلب برگزار می گردد. وی افزود : برای آسایش حال داوطلبین در روز کنکور از دوستان عزیزمان در سپاه پاسداران استفاده خواهیم کرد و مامورین یگان ویژه را برای حفظ امنیت به حوزه های امتحانی می فرستیم . وی در پاسخ سوال خبرنگاران در خصوص زمان اعلام نتایج کنکور اعلام کرد ، اسامی پذیرفته شدگان از یک هفته قبل در پایگاه بسیج موجود بوده و 1 ساعت قبل از پایان کنکور در وب سايت basij.ir قابل دسترس خواهد بود . وی همچنین اعلام کرد امسال براي اولین بار فردی به نام علی کردان توانسته به 120% سوالات پاسخ دهد که با چنین نتیجه درخشانی دکترای دانشگاه آکسفورد به ایشان اعطا خواهدشد . وی اضافه کرد با معترضین به نتایج کنکور همچون معترضین نتایج انتخابات ریاست جمهوري با نرمش و ملایمت رفتار خواهد شد . لذا ما پیش بینی هرگونه تجمعی را از سوی اغتشاش گران و ارازل و اوباش کرده ایم و از هم اکنون نیروهای لباس شخصی و بسیج را در سراسر کشور برای برخورد و مقابله با آشوبگران آماده کرده ایم . وی افزود : اگر تقلب و یا تخلفی را در نحوه سوالات و یا در برگه پاسخ نامه مشاهده کردید ، فقط از راه قانونی اقدام کنید و در زمان های مشخص شده به شورای نگهبان مراجعه فرمائید و اعتراضات خود را بیان کنید . وی اضافه کرد ، چنانچه پاسخ قانع کننده ای از شورای نگهبان دریافت نکردید ، تا جمعه صبر کنید و در نماز جمعه به امامت دکتر زاهدی وزیر علوم و تحقیقات شرکت کنید و به سخنان فصل الخطاب ایشان گوش فرا دهید. اگر قانع شدید که به شکایاتتان با زبان خوش پایان می دهید و می فهمید چه خاکی باید بر سرتان بریزید ، وگرنه با گلوله و باطوم چنان قانعتان می کنند که دیگر به کنکور و این قبیل آزمون ها فکر نکنید .
وزیر علوم در پایان در توصیه ای به داوطلبان و اغتشاشگران گفت : سعی کنید در روز کنکور حتما صبحانه تمیز بخورید و همچنین با چکمه و پاپوش های ضخیم به حوزه امتحانی وارد شوید . طبق شنیده ها در کف حوزه های امتحانی خس و خاشاک ریخته شده و ممکن است در پایتان فرو برود و تمرکزتان را به هم بریزد .
جناب آقاي مهندس ضرغامي
رئيس محترم سازمان صداوسيما
با سلام
عملكرد صداوسيما در چگونگي انعكاس موج عظيم اعتراضات آرام مردم در سطح كشور بهخصوص مردم شريف و قهرمان تهران پس از انتخابات بينظير 22 خردادماه هر بيننده و شنونده منصف و علاقهمند به امام و نظام جمهوري اسلامي را به تحير واداشت آيا آنچه كه مردم شريف ايران در اين چند روز خواستار آن بوده و هستند جزو احقاق حق و صيانت از آراي خود بوده است.
عدم اطلاعرساني مناسب از خواست واقعي ملت و انتشار اخبار تجمعات آرام ميليوني بهخصوص در روز دوشنبه 25 خردادماه كه همگان آن را با راهپيمايي ايام انقلاب مقايسه نموده و حتي قابل قياس با راهپيماييهاي مرسوم 22 بهمن نبوده با رسالت رسانه ملي سازگار است؟
آيا ضرب و شتم و كشتار مردم بيگناه كه غالبا توسط نيروهاي لباس شخصي انجام ميشود و انعكاس وارونه آن در صداوسيما جزو رسالت رسانه ملي است؟
آيا حمله به كوي دانشگاه توسط لباس شخصيها كه نمايندگان مجلس و مراجع رسمي و حتي مقام معظم رهبري نيز بر آن تعريض داشتهاند و نسبت دادن اين خشونتها به انبوه جمعيت معترض به نتيجه انتخابات و تشبيه آنها به منافقين سالهاي 60 جزو رسالت رسانه ملي است؟ آيا نسبت دادن آتشسوزيها و آتشزدن مساجد و تخريب اموال ملت كه حسب اطلاعات واصله غالبا از سوي لباس شخصيهاست و البته ممكن است بعضا تعدادي عناصر نفوذي هم سوءاستفاده كنند جزو رسالت رسانه ملي است؟ آيا مردمي كه اللهاكبرهاي شبانه سر ميدهند مسجد آتش ميزنند؟
آيا اين صداوسيما همان صداوسيمايي است كه حسب فرمايش امام بايد كارخانه آدمسازي باشد؟
آيا نمايش اينگونهاي اعتراضات مردمي به نوعي تطهير منافقين سالهاي 60 نخواهد شد.
شماهيچگاه فراموش نكنيد اكثريت قاطع كساني كه اكنون نسبت به روند برگزاري انتخابات معترض هستند و خواستار ابطال ان مي باشند همان كساني هستند كه سالها براي استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران مبارزه كرده و در كنار ديگر نيروهاي انقلابي در راستاي پيشبرداهداف بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حركت كرده اند . شما در حالي به مقايسه معترضان به روند فعلي با بني صدر و منافقين مي پردازيد كه اين افراد خوداز مخالفان بني صدر و منافقين بوده اند . امروز كساني كه نسبت به روند فعلي معترضند ، معتقد و پايبند به نظام جمهوري اسلامي هستند درحالي كه بني صدر و منافقين از محالفان نظام و به دنبال براندازي ان بودند . معترضان امروز همان كساني هستند كه پدران و يا فرزندانشان در مبارزه با منافقين و رژيم بعثي عراق به درجه شهادت و جانبازي نائل شده اند . بنابراين جاي بسي تاسف است كه رسانه ملي به چنين مقايسه اي مي پردازد و وفاداران به نظام جمهوري اسلامي را به عنوان مخالفان ان معرفي مي كند .
آيا عملكرد صداوسيما، بياعتمادي مردم را به نظام جمهوري اسلامي افزايش نخواهد داد. نشان دادن صحنههاي ضرب و شتم وحتي كشتار رقتانگيز جمعي از مردم دل اينجانب را به شدت آزرده كرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نيروهاي لباس شخصي و انتظامي و فرضا نيروهاي نفوذي و اغتشاشگر اين صحنههاي دلخراش بهوجود نميآمد اما آيا انعكاس آن در صداوسيما و نسبت دادن آن به جمعيت ميليوني جزو رسالت رسانه ملي است.
جناب آقاي ضرغامي، به خوبي ميدانيد كه آناني كه امروز از دولت آقاي احمدينژاد حمايت ميكنند كساني هستند كه مروج اسلام تحجر و اسلام طالباني هستند كه نقطه مقابل تفكر حضرت امام قرار دارند و مردمي كه معترض به نتايج انتخابات هستند به نتيجه انتخاباتي معترضند كه در يك فرايند مهندسي شده و تقلبهاي فراوان، فردي را به عنوان رئيسجمهور آينده اعلام كرده است كه بتواند مجري تفكر متحجرانه و تفكر نشات گرفته از مكتب آقاي مصباحيزدي است.
جناب آقاي ضرغامي عملكرد رسانه ملي قبل از انتخابات كه ترويج دروغگويي، هتك حرمت،اتهامزني، استفاده نادرست از رسانه ملي براي يك كانديداست جاي بحث طولاني دارد كه در يك فرصت مقتضي بايد به آن پرداخت. از شما به عنوان رئيس اين رسانه ملي اكيدا ميخواهم پيام اين مردم عزيز و شريف را دريابيد و رويكرد رسانه ملي را در چگونگي انعكاس اعتراضات آرام مردمي اصلاح نماييد و بيش از اين مردم را براي كسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانههاي خارجي سوق ندهيد.
مهدی کروبی
بسمه تعالی
جناب آقای دکتر رضایی
حضور صادقانه و توام با جدیت شما،
بعلاوه ارائه برنامه های جدید اقتصادی و فرهنگی در انتخابات دهم ریاست
جمهوری، شور و شوق فراوانی در دل بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی و کشور
عزیز ما ایجاد نموده بود، و بویژه با برگزاری مناظرات علمی، اخلاقی و
نمایش اقتدار شما در برنامه هایتان ، چنان موج امیدی در هواداران و
دوستدارانتان پدید آورد که موفقیت شما در انتخابات محرز، و امید به
راهیابی به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری بدیهی می نمود و صحت این موضوع
بعدازظهر روز رای گیری از نقاط مختلف کشور به ستادهای خودجوش تحت پوشش
گزارش می گردید.
با اعلام نتایج عجیب و باور نکردنی آرا، مشاهده
اینکه با صبوری و عظمت روحی و نهایت مظلومیت، همه را به آرامش و پناه
آوردن به نهادهای قانونی دعوت می کردید، نمود دیگری از دلسوزی و درایت شما
و البته گذشت بزرگوارانه از تضییع حقوقتان بخاطر مصالح کشور بود.
خبر
انصراف شما از پیگیری شکایت به شورای نگهبان که بدون توضیح قانع کننده ای
اعلام گردید را هیچیک از هواداران شما و اعضای ستادهای مردمی نمی توانند
باور کنند، کسانی که بی هیچ پاداش و مزدی روزها و هفته ها و ماهها از
وقتشان را صرف ترویج ایده های بزرگ و شجاعانه شما نموده بودند. پیگیری و
اصرار شما بر دریافت اطلاعات دقیق صندوق های آراء، و جدی و مصمم بودن شما
بر اعاده آراء طرفدارانتان موجی از امید نه تنها در دل طرفدارانتان بلکه
در ضمیر همه هموطنانی که باور داشتند با وجود مردان پایدار و یادگاران
امام و شهدا در این کشور هیچ تخلف عمده ای نمی تواند در انتخابات رخ دهد،
را شکل داده بود، امیدی که با نامه شب گذشته شما به یاس تبدیل شد.
ناگزیرم
که انصراف شما از پیگیری شکایت به شورای نگهبان را با انصراف قبلی از
کاندیداتوری که در اوج رقابت ها و نهایتا به سود 4 سال مدیریت ناکارامدی و
دروغ انجامید، مقایسه نموده و صادقانه عرض نمایم، توضیح و توجیه انصراف
جدید شما، برای اینجانب و اعصای اصلی ستادهای شما، ممکن نیست و باعث
سرخوردگی شدید بویژه عمده جوانان هوادارتان خواهد بود. این انصراف از
شکایت، بطور قطع گذشت شخصی تلقی نگردیده و به واقع گذشت از حق مردم و رای
دهندگان به جنابعالی، بلکه گذشت از حق همه دوستداران تداوم
پیشرفت،آبادانی، آزادی و صداقت در کشور تلقی خواهد شد.
انتظار دارم
در صورتیکه همچنان مصمم به حضور در صحنه های سیاسی و مدیریتی کشور می
باشید، که البته توجیه آن با حوادث و عملکرد کنونی کار دشواری به نظر می
رسد، ضروریست در جلسه ای فوری برای اعضای ستادهای مردمی همه استانها و
شهرستانها دلایل این اقدام با صراحت و صداقت در میان گذاشته شود تا آثار
تخریبی این اقدام به حداقل برسد. در همین جا یادآوری می کنم چنانچه جلسه
پیشنهادی تشکیل نگردد و یا جلسه احتمالی موفق به جلب نظر و رفع انتقادات
بحق اعضای ستادهای مردمی نگردد، تداوم کار دفتر ستاد مردمی جنابعالی را به
صلاح ندانسته و از دست دادن پتانسیل های بوجود آمده خصوصا در قشر جوان را
از حداقل عواقب این تصمیم ناگهانی می دانم.
و من الله التوفیق و علیه التکلان
ئیس دفتر ارتباطات مردمی غلامرضا قمیشی
3 تیر ماه
بسم رب الشهدا و الصدیقین
ملت بزرگ ایران
متاسفم که اعتراض مسالمت آمیز هموطنان عزیزمان در قبال تقلب و تخلف گسترده و نادیده گرفتن حق آنان در انتخابات بالاترین مقام اجرایی کشور ، با سرکوب و خشونت غیر قابل وصف مواجه شد. صحنه های دلخراش و تکان دهنده شهادت تعدادی از زنان و مردان این سرزمین که مطابق نص صریح قانون اساسی و در جهت نشان دادن اعتراض خود به خیابان ها رفته بودند، دل هر انسان آزاده ای را به درد آورد. آیا به راستی با مردمی که در جمعه 22 خرداد با حضور خود حماسه افتخار آمیزی برای نظام خلق کردند، باید چنین بی رحمانه برخورد کرد؟ تمامی ارکان نظام جمهوری اسلامی مطابق قانون اساسی بعنوان میثاق ملت و آموزه های امام،مشروعیت خود را از رای ملت به طور مستقیم و یا غیر مستقیم اخذ می کند. مطابق اصل 27 قانون اساسی تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است. پر واضح است که خیانت در امانت ملت مغایر تعهد دولت در قبال ملت بوده است (اوفو به العهود) و اتفاقا انانكه حرمت راي مردم را پاس نداشتند به ملت باید مورد مواخذه و بازخواست قرار گیرند و اعتراض مسالمت آمیز ملت نسبت به خیانت صورت گرفته نه تنها مخل مبانی اسلام نیست بلکه در جهت اعمال آموزه های اسلامی است .
متاسفانه کسانی که عظمت رفتار مدنی و بدور از خشونت مردم را بر نمی تابند بدنبال حاکم کردن فضای رعب و وحشت و ایجاد فضای امنیتی آزار دهنده به هدف تحمیل اراده اقلیت بر اکثریت هستند. ملت ما در جریان انقلاب اسلامی زنگار های طاغوتی را زدود و با تاسی از موازین اسلامی بدنبال عینیت بخشیدن به ارزش های والای اسلامی و ایرانی است و هر کس که بخواهد این حقیقت را کتمان کند در مقابل سیل خروشان ملت قرار خواهد گرفت . قانون اساسی این میراث گرانبهای ملت ، تضمین کننده نفی هر گونه استبداد فکری و اجتماعی است. گسستن از نظام استبدادی و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان دستاورد سال ها مبارزه مردم و رهبران ملی و مذهبی خاصه امام راحل است که به سادگی و به بهانه های واهی نمی توان مردم را از آن محروم کرد.
اینجانب ضمن همدردی با خانواده های شهدا و مجروحین حوادث اخیر و در جهت برگزاری مراسم سوگواری در شان و منزلت شهدا بدین وسیله از هموطنان عزیز دعوت می کنم در مراسم بزرگداشت شهدای چند روز گذشته كه متعاقبا زمان و مكان ان اعلام خواهد شد حضور یابند . شايان ذكر است كه علي رغم تلاش هاي مكرر تا كنون موفق به گرفتن مكان خاص براي برگزاري اين مراسم نشده ايم و تاخير در ارسال اين بيانيه نيز به علت پيگيري و هماهنگي هاي لازم مرتبط با اخذ مكان مناسب جهت برگزاري اين مراسم بوده است . انشاءالله با پيگيري هاي مستمر موفق به اخذ مكان مناسب براي برگزاري مراسم گراميداشت شهداي حوادث اخير شويم كه به محض به نتيجه رسيدن پيگري ها مكان و زمان برگزاري اين مراسم به هموطنان اعلام خواهد شد .
اما نکاتی به اجمال و بر حسب ضررورت مطرح و از مسئولین می خواهم نسبت به آن اقدام عاجل نمایند:
1.بازداشت فله ای فعالان سیاسی و تعداد زیادی از هموطنان در راهپیمایی ها مطابق قوانین و مقررات کشور چه به لحاظ شکلی و چه به لحاظ ماهوی غیر قانونی است، لذا آزادی فوری بازداشت شدگان را که می تواند در آرامش به جامعه کمک کند خواستارم.
2.فراهم آوردن امکانات و شرایطی در جهت درمان مجروحان اخیر.
3.تحویل پیکر شهدا به خانواده آنان و اجازه برگزاری مراسم سوگواری مطابق شان و منزلت آنان.
4.لغو فضای سانسور و فشار بر مطبوعات و سایر رسانه ها.
بیانیه جدید سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
امروز کلیه رسانه های تبلیغاتی در اختیار جریان حاکم از تریبون های مجلس شورای اسلامی گرفته تا منبرهای جمعه و جماعات و تا صدا و سیما با تمام ظرفیت علیه اعتراضات مشروع و قانونی شما علیه تخلفات و تقلبات گسترده در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیج شده اند. اقتدارگرایان می کوشند ضمن وارونه نمایی حقایق و تحریف واقعیات ضمن وجاهت و مشروعیت بخشیدن به انتخاباتی که به عنوان تجسم کامل قانون شکنی و بدعهدی و بی رسمی در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد، اعتراضات شما را غیر قانونی جلوه دهند. در نتیجه ما یکبار دیگر شاهد عوض شدن جای ظالم و مظلوم، قانون گرا و قانون شکن، آزادی خواه و خودکامه هستیم. این تلاش مانند همیشه با برنامه ها و سخنرانی های یک سویه و درحالی صورت می گیرد که نمایندگان و به خصوص کاندیداهای مورد اعتماد شما از حق پاسخگویی محرومند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برخلاف قانون اساسی و شرع و اخلاق در برابر تمامی تهمت ها و توهین ها و تحریف ها و دروغ هایی که در باره نامزدهای اصلاح طلب ریاست جمهوری و حرکت اعتراضی شما پخش می کند، اجازه کمترین دفاع و توضیحی به آنان نمی دهد. از این رو برآن شدیم تا یکبار دیگر آنچه را که در این انتخابات رخ داده است، به اجما ل مرور کنیم تا موارد مغالطه و تحریف وسفسطه بر همگان آشکار شود.
اصلاح طلبان از حدود یکسال پیش تلاش های خود را برای قانع کردن مردم به شرکت در انتخابات در حالی آغاز کردند که تجربه دوره های انتخاباتی اخیر جامعه را نسبت به نتیجه بخش بودن حضور در انتخابات ناامید و بی اعتماد ساخته بود. برای مردمی که تجربه انتخابات مجالس هفتم و هشتم را که طی آن سرنوشت بیش از یکصد و نود کرسی مجلس از پیش مشخص شده بود، در خاطر داشتند، بسیار دشوار بود که بتوانند خود را به شرکت د ر این انتخابات قانع کنند.
ما نیز با توجه به این تجربه و نیز شناختی که نسبت به عدم التزام جریان حاکم به اصل مردمسالاری و رعایت اخلاق و عهد و پیمان داشتیم، از پیش می دانستیم که انتخابات ریاست جمهوری دهم عرصه رقابتی عادلانه و سالم نخواهد بود، اما معتقد بودیم مشارکت گسترده مردم می تواند آثار ناشی از تقلب و تخلفات را بر نتایج انتخابات بی اثر ساخته و موجب حاکمیت اراده ملت شود. از این رو تمام توان و ظرفیت خود را برای قانع کردن و دعوت همگان برای مشارکت حداکثری در انتخابات به کار گرفتیم. خوشبختانه عملکرد منفی و زیانبار جریان حاکم در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاست خارجی طی چهار سال گذشته و نگرانی عمیق و گسترده اقشار آگاه و فرهیخته جامعه از ادامه این روند خطرناک، زمینه مثبتی برای اثر بخشی تلاش اصلاح طلبان ایجاد کرد. نهایتاً شاهد عزم و اراده ملی برای شرکت در انتخابات بودیم.
ما در وجود تقلب و تخلف تردید نداشتیم، عملکرد جریان حاکم در توزیع پول در روستاها و شهرهای کوچک در ماه های منتهی به انتخابات برای جلب آراء مردم، ترمیم حقوق ها در ماه های منتهی به انتخابات، استفاده از امکانات دولتی و سفرهای انتخاباتی تحت عنوان سفرهای استانی، عملکرد یکسویه صدا و سیما که در جریان انتخابات به ارگان جریان حاکم تبدیل شده و مانند هفته دولت با تمام ظرفیت به تبلیغ دولت می پرداخت و ... برای ما روشن بود، اما مشی اصلاح طلبانه و درک واقعیات موجود در ساختار قدرت از یک سو و وجود فرصت رقابتی اگرچه نابرابر و بسیار محدود اما به هرحال تاحدودی واقعی به نام انتخابات از سویی دیگر ما از بی تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور برحذر داشته قانع می ساخت تا از این فرصت محدود اما مغتنم برای توقف روند نامبارک موجود و نجات کشور استفاده کنیم، بدان امید که مشارکت گسترده مردم، جریان حاکم را ناگزیر از تمکین و تسلیم در برابر اراده ملت خواهد ساخت. ما هرگز گمان نمی کردیم که درد خودکامگی و قدرت طلبی به حدی تشدید و مزمن شده باشد که نوشداروی مشارکت 85 درصدی مردم نیز نتواند آن را درمان کند. اما متأسفانه این امر باورنکردنی رخ داد.
- طی روزهای 21و 22 خرداد سیستم ارتباطی پیام کوتاه در سراسر کشور قطع شد تا ناظران در روز رأی گیری قادر به مخابره تخلفات و تقلبات به ستاد نباشند و به این ترتیب برنامه رایانه ستاد که برای اطلاع همزمان از تخلفات و تقلبات در صندوق های رأی در سراسر کشور طراحی شده بود از کار افتاد؛ این در حالی بود که رئیس کمیته صیانت از آراء از یک هفته قبل نسبت به چنین احتمالی هشدار داده و وزیر ارتباطات و مسئولان شرکت مخابرات را مسئول دانسته بود، اما مسئولان مذکور این خبر را تکذیب کرده بودند.
- همچنین چهار صد خط تلفن ثابت کمیته صیانت از آراء که برای اطلاع به موقع از تخلفات و تقلبات احتمالی تدارک دیده شده بود در روز رأی گیری قطع شد تا ناظران ستاد موسوی در سراسر کشور حتی از طریق تلفن ثابت هم نتوانند تخلفات را به مرکز مخابره کنند.
- فرمانداری تهران ازپذیرش و صدور کارت برای دویست و پنجاه ناظر ستاد مهندس موسوی برای حضور در صندوق های رأی به بهانه نقص پرونده خودداری و برخلاف گفته رئیس ستاد انتخابات به اقدام سریع ستاد در ارسال مدارک جدید پاسخ منفی داد..
- علاوه براین فرمانداری تهران برخلاف توافقات اولیه از توزیع ناظران در صندوق های رأی مناطق نزدیک به محل مسکونی ایشان خودداری و در نتیجه ستاد مهندس موسوی از نظارت بر حدود نیمی از صندوق های رأی تهران محروم ساخت
- مسئولان صندوق های رأی در صبح روز رأی گیری بر خلاف قانون با اخراج ناظران ستاد مهندس موسوی از شعب اخذ رأی اقدام به مهر و موم صندوق های رأی کردند تا این ابهام همچنان باقی بماند که صندوق های رأی در آعاز رأی گیری خالی بوده است با خیر.
- در ساعات اولیه رأی گیری بسیاری از استان ها با کمبود تعرفه های مواجه شدند و مردم ساعت ها منتظر رسیدن برگه های رأی بودند و نهایتاً بسیاری از آنها قادر به دادن رأی نشدند.
- این درحالی است که بنا به اظهار مسئولان رسمی حدود سیزده میلیون برگه رأی اضافه چاپ شده بود و این غیر ازخبر چاپ دوازده میلیون برگه رأیی است که کمیته صیانت از آرا خواهان رسیدگی به آن شده است.
- در بسیار از شهرستان ها شعب اخذ رأی پیش از پایان ساعت رأی گیری تعطیل و از ورود مردم و دریافت رأی ایشان خودداری شد.
- مطابق آمار اعلام شده دستکم در 170 شهر تعداد آراء به صندوق ریخته شده بین 95 تا 140 درصد واجدان حق رأی بوده که آشکارا از تقلب گسترده به نفع نامزد حاکم حکایت دارد.
- پس از پایان رأی گیری و به هنگام شمارش و ثبت آراء در سایت های تجمیع آراء برخلاف قانون ناظران نامزدها را از محل اخراج کرده و تجمیع آراء در غیاب ناظران انجام شد.
- برخلاف رویه معمول که اعلام نتایج انتخابات از صبح روز بعد صورت می گرفت، ستاد انتخابات وزارت کشور بلافاصله پس از پایان رأی گیری با شتاب و عجله تعجب برانگیزی اقدام به اعلام نتایج آراء کرد. این درحالی بود که در برخی کشورها که حدود هشت ساعت با ایران اختلاف ساعت دارند هموطنان ما در صفوف طولانی در انتظار دادن رأی بودند و بسیاری از ایشان باشنیدن خبر نتایج آراء از دادن رأی منصرف شدند. گمان نمی کنیم چنین صحنه مضحکی را بتوان در انتخابات هیچ کشوری سراغ گرفت.
- اتفاقاتی نظیر کاهش یکصدهزار رأی یک کاندیدا در اعلام بعدی آراء حاکی از آن بود که مسئولان ستاد انتخابات کشور از فرط شتابزدگی قادر به پنهان کردن آثار و نشانه های مهندسی آراء نیستند.
- آنان در مهندسی آراء چنان عجولانه وشتابزده عمل کردند که تا اعلام نتایج شمارش سی میلیون رأی به صرافت نیفتادند که این انتخابات باید آراء باطله و سفید نیز داشته باشد.
- آنان همچنین روز دوم بود و پس از اعلام نتایج 30 میلیون رأی بود که متوجه شدند نسبت ثابت آراء اعلام شده کاندیداها می تواند دلیل روشنی بر مهندسی آراء باشد بنابراین در اواخر روز دوم که در اعلام نتایج هم درصدی برای آراء باطله و سفید در نظر گرفته شد و هم نسبت آراء اندکی تغییر کرد
- بدعت های انجام شده در این انتخابات محدود به موارد پیش گفته نیست. بلافاصله پس از پایان رأی گیری مردم تهران در بهت و حیرت شاهد مانور اقتدار نیروی انتظامی در سطح شهر بودند. وقتی مردم حیرت زده از اعلام نتایج اولیه در برابر ستاد موسوی با آرامش تمام تجمع کرده و با نگرانی از اتفاقات عجیبی که در حال وقوع است خواهان توضیح یا دریافت خبری اطمینان بخش از مسئولان ستاد بودند، مورد تهاجم نیروی انتظامی و پرتاب گاز اشک آور قرار گرفتند، هدف و موضوع مانور اقتدار برهمگان روشن شد.
- بلافاصله نیمه شب روزنامه کلمه سبز توقیف و روزنامه های وابسته با اصلاح طلبان با حضور مأموران در چاپخانه مورد سانسور شدید قرار گرفتند و موظف شدند از تخلفات انتخاباتی و اظهار نظر در باره نتایج آراء خودداری کنند به طوری که برخی از روزنامه ها روز بعد با ستون های سفید در صفحات مختلف خود منتشر شدند
آنچه گفته شد تنها بخشی از تخلفات و تقلبات و قانون شکنی هایی بود که در این انتخابات رخ داد. بر این فهرست می توان موارد متعدد سوء استفاده از اموال و امکانات دولتی و عمومی در امر انتخابات، دخالت نهادهای اجماعی در انتخابات برخلاف منع صریح قانون، اعلام حمایت تعدادی از اعضای شوای نگهبان از احمدی نژاد و فعالیت تبلیغاتی تعدادی از اعضای این شورا به نفع وی و ... را افزود.
ملت شریف ایران
ستاد آقایان موسوی و کروبی کلیه تخلفات و تقلبات مذکور را به مراجع قانونی مربوطه از شورای نگهبان گرفته تا قوه قضائیه گزارش و شکایت کرده اند اما به این شکایات رسیدگی نشده است.
امروز که شما با حضور آرام و مسالمت آمیز خود خواهان رسیدگی به این همه تخلف و قانون شکنی آشکار هستید به قانون شکنی متهم می شوید.
می گویند قانون داریم و هرگونه اعتراضی باید از مسیر قانونی و از طریق مراجع قانونی دنبال شود. ما هم معتقدیم که قانون داریم مشکل ما قانون نیست. قوانین موجود به رغم نقص و کاستی های فراوان اگر به درستی اجرا شود می تواند تضمین کننده انتخاباتی با حد اقل شرایط قابل قبول باشد. مشکل ما مجریان قانون هستند نه قانون. وقتی مجریان قانون حتی گرایش و حمایت خود را از یک کاندیدا کتمان نمی کنند، وقتی مجریان قانون به شکایات هیچ وقعی نمی نهند، وقتی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه و خطوط تلفن ستادها به موقع رسیدگی نمی شود و مسببان آن از مؤاخذه و پیگرد قانونی هیچ نگرانی ندارند، وقتی قبل از تأیید صحت انتخابات توسط شورای نگهبان با برپایی جشن پیروزی و تبریک به نامزد باصطلاح پیروز عملاً به مردم گفته می شود که انتظار رسیدگی به شکایات و تخلفات و اعتراضات نداشته باشید، وقتی... چگونه انتظار دارید مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند؟ بیست سال است که هربار مردم حرفی زده اند و انتقادی داشته اند از طریق لباس شخصی ها به آنها پاسخ داده شده است.. در برابر چشم همگان و با حضور نیروی انتظامی، لباس شخصی های بی سیم به دست و مسلح به خوابگاه دانشجویان حمله می کنند و جنایت می کنند، و وزارت اطلاعاتی که مخوف ترین سازمان های تروریستی را متلاشی می کند و افتخارش این است که جاسوسان و توطئه گران را از کشورهای مختلف شناسایی و به ایران منتقل و تحویل قانون می دهد، حتی یک تن از ایشان را شناسایی نمی کند، آیا با این همه باز انتظار دارید که مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند و برای مطالبه حق مشروع و به حق خود از حق قانونی اعتراض و راهپیمایی استفاده نکنند؟
می گویند نظرسنجی فلان مرکز آمریکایی پیروزی احمدی نژاد را پیش بینی کرده بود بنابراین پیروزی وی دور از انتظار نبود. و ما می گوییم چرا اگر یک مرکز آمریکایی و اروپایی به نفع اصلاح طلبان موضعی گرفت نشانه وابستگی اصلاح طلبان به بیگانه است، اما اگر یک مرکز آمریکایی به نفع کاندیدای محبوب اقتدارگرایان سخنی بگوید و روزنامه واشنگتن پست آن را منعکس کند، مرکز آمریکایی می شود غیب گوی صادق و سخنش می شود مستند برنامه های مختلف صدا و سیما؟ ما می گوییم نتیجه کدام نظر سنجی معتبر داخلی از اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب پیروزی احمدی نژاد را با این فاصله رأی پیش بینی کرده بود؟ کدام شاهد و قرینه از تجمعات و استقبالهای انتخاباتی گرفته تا حمایت گروههای مرجع و مورد قبول مردم از پیروزی آقای احمدی نژاد با این اختلاف رأی حکایت داشت؟ اختلاف ده میلیونی رأی نه تنها شاهدی بر صحت انتخابات نیست بلکه اتفاقاً این میزان از اختلاف رأی خود بهترین دلیل بر وجود تقلب وسیع در انتخابات است. اگر تفاوت آراء اندک بود ادعای تقلب نمی توانست مسموع باشد و یا دستکم مردم به چنین ادعایی پاسخ مثبت نمی داند. گفتن دروغ بزرگ آنچنان که از شدت بزرگی کسی احتمال دروغ بودن آن را ندهد شیوه خودکامگان است. اعتراض و مخالفت میلیونی مردم با نتایج اعلام شده بدین معناست که افکار عمومی جامعه اتفاقاً این میزان از اختلاف را نشانه آشکار تقلب تلقی کرده است.
به راستی اگر چنین اختلاف رأیی میان کاندیدای برکشیده شده و دیگران وجود داشت چه نیازی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه وقطع خطوط تلفن ستادهای رقیب و سانسور روزنامه ها در شب رأی گیری و مانور اقتدار و ... بود. این اقدامات در شرایط کودتا صورت می گیرد و نه در انتخاباتی که کاندیدای مورد نظر اختلافی ده میلیونی با رقبای خود دارد.
ملت آگاه و هوشیار ایران
موضع کشورهای اروپایی طی روزهای اخیر در باره حوادث ایران سوژه دیگری است که علیه تظاهرات شما مردم مطرح و تبلیغ می شود. به راستی چه کسانی مسئول سوء استفاده دیگران از تحولات داخلی ایران هستند؟ شما که با مشارکت پرشور و حماسی 85 درصدی خود در انتخابات برای کشور و نظام آبرو خریدید و اعتبار و منزلت به همراه آوردید و تحسین جهانیان را برانگیختید و زمینه هرگونه سوء استفاده و بهانه تبلیغ علیه کشور را از بیگانگان گرفتید و یا آنان که با مهندسی آراء و تخلفات و تقلباتی که به برخی از آنها اشاره شد این فرصت عظیم را به یک تهدید تبدیل کردند و در سطح جهان زمینه تبلیغات علیه ایران را فراهم آوردند؟
این انتخابات دو چهره داشت، چهره سفید که مردم با مشارکت پرشور خود آنرا آفریدند و برای کشور آبرو خریدند و چهره سیاه که اقتدارگرایان آفریدند و برای کشور هزینه و خسارت به ارمغان آوردند و شیرینی انتخابات را به کام همگان تلخ کردند.
دقیقاً تضاد میان این دو چهره است که منجر به اعتراض های گسترده مردمی شده است وگرنه در دوره های انتخاباتی دیگر نیز تقلب و یا اعمال نفوذ وجود داشت. حتی دوره های انتخاباتی مجالس هفتم و هشتم به رغم این که تکلیف بیش از 190 کرسی از پیش تعیین شده بود موجب تظاهرات اعتراض آمیز نشد، زیرا مردم با مشارکت حد اکثری و برای تغییر در آن انتخابات وارد نشدند. در نتیجه نسبت به نتیجه انتخابات و اعمال نفوذها و تقلب ها هم بی تفاوت ماندند.
حرکت امروز مردم در واقع اعتراض و مخالفت با کسانی است که با مصادره رأی مردم این عظمت و حماسه را به نقطه ضعف نظام و کشور تبدیل کردند و افسردگی را جایگزین شادابی نمودند. امروز مردم که مدعی منافع و مصالح نظام و دفاع از سربلندی و عزت این کشور در برابر کسانی هستند که می خواهند تمام هویت و سرمایه نظام و انقلاب را به تاراج ببرند. بنابراین اگر کسی باید به عللی نظیر عدم رعایت منافع نظام در برابر بیگانگان و یا تلخ کردن شیرینی مشارکت عظیم ملی به کام همگان و ... مؤاخذه شود، اقتدارگرایان حاکم هستند ونه مردم. عوض کردن جای وفاداران و حامیان واقعی عزت و سربلندی کشور با خودکامگانی که منافع و مصالح کشور را به پای منافع خود قربانی می کنند تحریف و ظلم مضاعفی است که به این ملت آگاه می رود..
سخن آخر این که امروز تنها در صورتی می توان به مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات افتخار کرد و آنرا به مثابه سرمایه و نیرویی برای حل مشکلات خارجی و ایجاد انسجام داخلی و افزایش ضریب وحدت ملی به کار گرفت که به خواست و مطالبه به حق و مشروع همین مردم تن داده شود، آنان برای تحقق مطالبات و خواسته های خود در انتخابات شرکت کردند، بنابراین مشارکت و رأی مردم از خواست و مطالبه آنان قابل تفکیک نیست و کسی که با این انتخابات برکرسی بنشیند غاصب رأی مردم است.
در پایان به مسئولان بلند پایه نظام عرض می کنیم ملت در این ماجرا نه در پی ساختار شکنی و عبور از مرزهای نظام است و نه در پی نفی ارزش ها و آرمانهایی که خود در جریان انقلاب بر آنها پای فشرده است و نه به باورهای دینی خود شک کرده است. در رأس این حرکت نیز یکی از خوشنام ترین و باسابقه ترین شخصیت های مبارز و خدمتگزار این مردم و انقلاب و نظام قرار دارد. مردم ما در این جنبش اجتماعی اعتراضی یک مطالبه روشن، صریح و ساده دارند و آن ابطال انتخاباتی است که دلایل و شواهد روشن بر عدم سلامت آن وجود دارد. این نظام تمام هویت و حیثیت خود را مرهون پشتوانه مردمی خویش است.شایسته این نظام نیست که در برابر ملت خود و مطالبه به حق، قانونی و مشروع آنان ایستادگی کرده هویت و حیثیت خود را برای حفظ گروهی خودکامه و دروغ پرداز هزینه کند. ما به مسئولان عالی نظام صادقانه و دلسوزانه عرض می کنیم همچنان که بهترین و طلایی ترین فرصت رشد و توسعه طی چهارسال گذشته توسط این مدیریت بی کفایت به باد داده شد، بهترین و مغتنم ترین فرصت سیاسی ناشی از مشارکت بی نظیر مردم در انتخابات که می تواند به بسیاری از معضلات داخلی و خارجی پایان داده و افزایش وحدت و انسجام ملی و استحکام و استواری را برای نظام به ارمغان آورد به خاطر این مجموعه خودکامه و استبداد طلب در حال از دست رفتن است. از دست دادن این فرصت و سکوت در برابر هزینه های جبران ناپذیر روند کنونی شرط عقل و تدبیر و مرضی خداوند متعال، بقیة الله الاعظم (ع) نیست.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
تعداد روزهای اعتراض عمومی به نتایج انتخابات ایران در حال افزایش است و روز به روز شاهد افزایش آن هستیم . و این موضوع نشانگر آن است که شرایط فعلی در حال تبدیل شدن به بحرانی جبران ناپذیر می باشد . روندی که با ریسک فراوانی از طرف دولت و حکومت و صدا و سیما در حال پیگیری است . این ریسک بزرگ ، بسیار تعیین کننده است و البته منطقی هم دنبال می شود . منظور این است که مسئولان هدفی را از پیش از انتخابات نشانه گرفته بودند و البته تمامی راه حل ها و دشواری های آن را نیز می شناختند و تن به این خطر بزرگ دادند و هدف های از پیش تعیین شده خود را دنبال کردند . به ناگاه با ایستادگی مردم و معترضان بسیار زیادی مواجه شدند که البته فراوانی آن را در نظر نگرفته بودند . باز هم به آنان ایرادی وارد نیست . زیرا ذهنیت کلی از مردمی داشتند که در این سالها در مقابل تمامی سرکوب ها سرباز می زدند و ساکت می ماندند . این دیدگاه آماتورگونه شان ، آنها را مصمم تر ساخت تا دست به کارهای بزرگ بزنند و جراتشان داد برای فراتقلب های آشکار . اتفاقا بنده معتقدم که تمامی حوادث و اعتراضات اخیر متوجه همین نکته می باشد . همه بر این مهم اعتقاد داریم که چنانچه اختلاف آراء اعلام شده سبُک تر از این می بود ، افکار عمومی قدرت باور آن را داشتند.
اما این تخلف آنقدر سنگین و بااشتهای فراوان انجام گرفت که تعجب همگان را فراگرفت و سوال های فراوانی را در ذهن مردم ایجاد کرد . حال آنکه تمامی تدابیر از همان روز پس از انتخابات نشانگر این موضوع بود که جامعه به سوی مسیری از پیش تعیین شده پیش می رود . از دستگیری فعالان سیاسی گرفته تا نظامی گری نظامیان در میان مردم و برعلیه آنها . آنهایی که تا قبل از انتخابات حماسه ساز بودند و حالا اغتشاش گر و ارازل و اوباش معرفی می شوند و ادعای مسئولین بر این است که رسانه های خارجی و منافقین قصد تحریک مردم را دارند و در پس پرده این حوادث ، بیگانگان دست دارند و البته در تکمیل آن هم صدا و سیمای ملی ما که هیچ تلاشی برای اثبات بی طرفی خود نمی کند ، بر این ادعا پایدار ماند و پشت پرده تمامی اعتراضات را بیگانگان معرفی می کنند و ظاهرا بیماری دروغگویی و بی انصافی به آنها هم سرایت کرده است . حال چه باید کرد و از چه کسانی چه انتظاری می رود ؟
ما همه مردم ایرانیم . ما همه حقی داریم و حقوقی . حقوقی که وجودیت آن در ابهام است . ما می دانیم که بیگانگان چه می خواهند . شکی نیست که بیگانگان ، سال های سال است با توطئه چینی های خود قصد تخریب ما را دارند . که البته این موضع طبیعی به نظر می رسد . زیرا که هر قوم و ملتی منافع خود را نظر دارد و برای احیای آن دست به هر کاری می زنند . حتی بی اخلاقی . اما با قاطعیت اعتقاد دارم این اکثریت معترض از هیچ بیگانه ای درس نمی گیرد . از هیچ نامتمدنی خط نمی گیرند . و هیچ خواسته و خواهش افراطی از هیچ مقامی ندارند . و ما معترضان فقط و فقط در پی حقی که نادیده گرفته شد ، هستیم . اسرار دارند بگویند ما اغتشاش گر و بی قانون هستیم و جو سازی می کنند که رهبر سیاسی ما برخلاف گفته هایش ، بی قانون است و خواسته هایش را از طریق قانونی پیگیری نمی کند . به نظرتان منظورشان کدام قانون است ؟ قانونی که خود بی طرف نیست و حمایت خود را از یک مورد خاص اعلام کرده است ؟ قانونی که خودشان هم قبول ندارند و اصل 27 قانون اساسی را در روند اعتراضات مسالمت آمیز مردم زیر سوال می برند.
پدران ، به ما آموختند که در مقابل بی قانونی اعتراض کن . مردم ما این روزها به وضوح نشان دادند که معنای اعتراض را می فهمند و به خوبی درک می کنند . اکنون افتخار می کنم که ایرانیم . نگاه جسورانه ای به غیر ایرانی هایی دارم که با مدیریت غلط مدیرانمان ، ما را بی عرضه و ترسو می پنداشتند . و حالا که تمام دنیا نگاهش را به ایران دوخته ، اصل و درون مارا دیدند و به قول دوستانمان کفِشان برید !
رهبران ما ، شیخ و سید ، همچنان مردانه و با صداقت می جنگند و از حق و حقوق تک تک ما دفاع می کنند . ما هم پشت سرشان هستیم و تنهایشان نمی گذاریم . ما آماده شهادت در این راه هستیم . ما مقابل دروغگو و متقلب ایستاده ایم . همانطور که امام حسین و یارانش در مقابل استکبار ایستاد و مقاومت کرد . ما فریاد " الله اکبر " را می شناسیم و بر قدرت تاثیر آن اطمینان داریم . ما نمی ترسیم !
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند
ايران این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از
یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می کنند که چه باید کرد و به چه سو باید
رفت . بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما
بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار
مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی
سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي
آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسانها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت
و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه های عظیمی از جان و مال و آبرو
در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی
که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو
رسيدند که به رغم سخت ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند
کرامت و آزادی و طليعه هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را
ديده اند به چيزي كمتر از آن راضي نميشوند.
آیا ما مردم شایستگی هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیكردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسانها پايه هاي نظام را تضعيف نمي كند، بلكه استحكام مي بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می خواهند و بسیاری از گرفتاري هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب ماندگي، فقر، فساد و بي عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم . من در این دعوت بلیغ نبودم ، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنه هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می نشيند میوه هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که می دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون گريزي پيش بيني كرده بوديم به صريح ترين شكل ممكن و در نزديكترين زمان تحقق يافت .
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران هاي مديريتي موجود و نارضايتي هاي گسترده اجتماعي ، كه انباشتشان ميتواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت آميز را تحمل نمي كنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جا به جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات ميرسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود مي خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه انگاريها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته اند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده اند، به صورتی که اين رسيدگي ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته مي شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بيطرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بيطرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس شخصيها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركتهاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه می نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي تواند حقوق مشروع تان را در چهره هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در يافتن اين راه حل هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راست گویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ اصلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گرد هم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.
برادر و همراه شما - میرحسین موسوی
نمازجمعه تهران با سخنرانی مقام رهبری رو می دیدم . خطبه دوم که مربوط به انتخابات بود رو دقیق تر ! به وضوح میشد مشاهده کرد که رهبری هیچ گونه تصمیمی مبنی بر تجدید نظر ندارن . نمی دونم اون بالا بالاها چه خبره . به این موضوع که آقای خامنه ای قصدشون رعایت عدل و انصافه شکی ندارم . اما واقعا کسانی که براشون اطلاعات می برند و ایشون رو از مسائل پیش رو مطلع می کنند هم انسان های سالم و با انصافی هستند ؟ آیا این همه مردمی که توی خیابان ها بدون هیچ شلوغ بازی و خشونت ، فقط و فقط دنبال رای از دست رفتشون هستند ، باید با این موضع رهبری کنار بیایند ؟ باید بنا به مصلحت از حق گذشت ؟ باید صداقت را فدای مصلحت کرد ؟ راستی ، قبول کردن این شرایط به مصلحت کیست ؟
رهبر عزیز انقلاب ، شمایی که آقای هاشمی رفسنجانی را دوست 52 ساله خود معرفی کردین ! شمایی که در هر شرایطی به داد مردم رسیدین ! شمایی که تا قبل از انتخابات همین مردم معترض در خیابان را حماسه ساز معرفی می کردین ! شمایی که حاضرین آبرو و جان مبارکتون رو برای حفظ انقلاب ارزشمندمون مایه بگذارین ! به عنوان فرزندی کوچک ایرانی ، ازتون خواهشی دارم که طیف نگاهتون رو از چند نفری که اطرافتون هستند وسیع تر کنید . خواهش می کنم اکثریت رو فدای اقلیت نکنید و حتی حقوق نه اقلیت و نه اکثریت رو نادیده نگیرید . ما همه و همه ایرانی هستیم . همه و همه نظام و جمهوریت رو دوست داریم . ما فقط رای گمشدمون رو می خواهیم . شما را به خدا قسم ما را آشوب گر ننامید . مارا نادان فرض نکنید . ما مطلعیم و آگاه . آرامیم و بی خطر . اما حاضر نیستیم از خرده حقی که خداوند به ما اهدا کرده ، بگذریم !
بعضی ها می گویند ، دروغگو خائنه و خائن ترسو . ترسو ها هم کسانی هستند که تمامی راه های ارتباطی را می بندند . ترسو ها کسانی هستند که قدرت تحمل انتقاد را ندارند . ترسو ها کسانی هستند که چهره های سرشناس سیاسی و سالم رو بدون هیچ دلیل و مدرکی زندانی می کنند ! به بهانه اینکه این اشخاص نقش خط ده و آشوبگری رو دارند . اما همه می بینند که در نبود آنها مردم مصمم تر هستند . مردم ما با شخصیت و بامنطق هستند . خودشون میان و حقشون رو می گیرند . ما می دانیم که کسی حق و حقوق رو تعارف نمی کنه . حق رو باید گرفت . به هر قیمتی ...
در آخر هم خواهش و هشداری دارم برای کسانی که بهشون رای دادم و برای کسی که در شرایط فعلی رئیس جمهور خودم می دونمش ! آقای کروبی ، آقای موسوی . من امیدم به شماست . شما می دانید که اگر از حق مردم و خودتون بگذرید ، نه خدا و نه مردم شما رو نمی بخشند . همه می دانند که رای مردم ، آن چیزی که خوانده شد ، نبود . همه می دانند که موج سبز مربوط به یک شهر و دو شهر نبود و در کل کشور شما انتخاب اکثریت ملت بودین . پس ازتون می خوام حتی یک رای مردم رو هم نادیده نگیرید . از هیچ تلاشی برای مبارزه با فریب و نیرنگ متقلبان کوتاه نیایید . یادتون باشه که شما قول دادید . شما همه شرایط رو می دونستید و پا به این میدان پرخطر گذاشتین . شما می دونستین که کجا اومدین و باید مقابل چه کسانی بایستید . مردم ما در راه اصلاحات شما شهید و زخمی دادند . مردم ما به امید شما با سلامت می جنگند و دفاع می کنند . مبادا کوتاه بیاید که تا ابد بخشیده نمی شوید !
بسمالله الرحمن الرحيم
اعضاي محترم شوراي نگهبان قانون اساسي
سلام
عليكم
شما فقها و حقوقدانان گرامي در جايگاهي قرار گرفتهايد كه برآمده از مجاهدت ملت
شريف ايران و ابتكار رهبر فقيد انقلاب و اجتهاد علما و روشنفكران منتخب مردم در
مجلس خبرگان قانون اساسي است. نمايندگان ملت در اين مجلس به شرحي كه در مشروح
مذاكرات آن آمده است - و برخي از ايشان در
قيد حيات و از مراجع تقليد هستند –
از اين حيث نظارت بر انتخابات را به شوراي نگهبان واگذار كردند كه نگران تكرار
تجربه دخالت دربار و ساواك در انتخابات در رژيم گذشته بودند و گمان ميكردند با
امكان تكرار تجربه ديكتاتوري در نهاد رياستجمهوري بايد نظارت بر انتخابات را به
جمعي از فقها و حقوقدانان مستقل و بيطرف واگذار شود تا به نام دموكراسي، ديكتاتوري
بهوجود نيايد. در سي سال گذشته هرگز اهميت اين نكته كليدي در تدوين و تفسير قانون
اساسي تا اين حد مورد توجه قرار نگرفته بود كه امروز مورد توجه قرار گرفته است
چراكه اكنون زمان انتخاب شوراي نگهبان است.
متاسفانه به هر دليل انتخاباتي برگزار شده است كه در اثر كمدقتيها و سوءاستفادهها و باوجود فيلترهاي متعدد، اكثريت قاطعي از ملت ايران نسبت به نتيجه اعلام شده براي انتخابات معترض هستند و براي بطلان اين انتخابات دهها دليل دارند كه برخي از اين ادله از حد سند و مدرك (كه توسط نامزدهاي سهگانه به شوراي نگهبان ارائه شده) گذشته و به حد شياع رسيده است. سوءاستفاده برگزاركنندگان انتخابات از موقعيت خود در دولت، دخل و تصرف در راي صندوقها و وعده و وعيدهاي غيرقانوني و شبهقانوني، اتهامپراكني و پردهدري تنها پردههايي از اين اتهامات هستند كه تفصيل آنها در شكايت اينجانب به شوراي نگهبان آمده است. اگر شوراي نگهبان به سياق گذشته خود عمل كند كه به بهانه يك شام و ميهماني و يا دادن چند قلم جنس از سوي يك نامزد راهيابي به مجلس در يك حوزه انتخابيه كوچك يا دخالت يك فرماندار، انتخابات را باطل اعلام ميكرد اكنون با اين وعدههاي بزرگ و سوءاستفادههاي بزرگتر و توزيع پول از سوي مقامات بزرگتر اگر شوراي نگهبان كاري كمتر از ابطال كند در حقيقت مرتكب اشتباه بزرگي شده است.
قصد من تحت فشار قرار دادن شوراي نگهبان نيست. من به قانون عمل ميكنم و باوجود برخي باورها درباره عدم بيطرفي نهادهاي داوريكننده انتخابات هنوز اميدوارم شوراي نگهبان به وظيفه قانوني خود عمل كند و اين انتخابات را باطل اعلام كند.
اعضاي محترم شوراي نگهبان
اين نه خواست يك فرد كه خواست يك ملت است.
كساني كه در روزهاي گذشته در اجتماعات ميليوني در خيابانهاي تهران و برخي
شهرستانها حضور يافتند و با كمال نجابت و صداقت با سكوت فرياد خود را به گوش شما
ميرسانند نه خس و خاشاك كه همان امت هميشه در صحنه هستند. چگونه است كه تا روز قبل
از انتخابات به اين جمعيت افتخار ميشد و از اجتماع ملت به شور انتخاباتي ياد ميشد
و اكنون يا به الفاظ زشت از آنان ياد ميشود يا به عوامل بيگانه نسبت داده ميشوند؟
حتما به ياد داريد كه محمدرضا پهلوي هم قيام مردم تبريز را در آستانه انقلاب اسلامي
به توطئه بيگانگان نسبت ميداد و ميگفت اينان از خارج وارد ايران شدهاند. حتما به
خاطر داريد كه محمدرضا پهلوي مخالفانش يعني ما و شما را ارتجاع سرخ و سياه ميناميد
و BBC را عامل انقلاب اسلامي ايران ميخواند. من به عنوان فردي كه از سال 1341 به
عنوان يكي از ياران امام خميني براي جمهوريت و اسلاميت و آزادي در راه انقلاب
اسلامي زندان رفتهام و شكنجه شدهام هشدار ميدهم كه توهين به ملت آتش خشم آنان را
شعلهور ميكند. آنان كه اين روزها در خيابانهاي تهران تجمع ميكنند اتفاقا عصاره
ملتند و هيچ نيازي به نيروي خارجي ندارند و از اموال عمومي مانند اتوبوسهاي دولتي
و تبليغات تلويزيوني هم براي تجمع بيبهرهاند و هيچ حزب و گروهي هم توان گردآوري
اين همه جمعيت را ندارد. اين مردم نه خواستار تغيير نظام هستند و نه اجازه هر نوع
آشوبي
را ميدهند. من خود در ميان جمعيت شاهد بودم چگونه نظم خودجوش اين ملت
اجازه سر دادن هيچ شعاري را نميداد و با خشونتطلبان مرزبندي داشت.
اينان تنها يك خواسته دارند و آن ابطال انتخابات رياستجمهوري 22 خرداد 88 و
برگزاري يك انتخابات سالم و آزاد بدون سوءاستفاده از امكانات دولتي است. اين
انتخابات زير نظر همين نهادهاي فعلي برگزار خواهد شد و در آن هيچ چيزي جز يك
رئيسجمهور تعيين نخواهد شد و معناي آن نيز هيچ چيزي جز تمكين نظام به راي ملت
نخواهد بود.
اعضاي محترم شوراي نگهبان
شما مهمترين ظرفيت قانوني در اصلاح اين وضع هستيد
كه ميتوانيد با كمترين هزينه، خواست ملت را برآورده سازيد. مبادا با نااميدي ملت
از شوراي نگهبان آن نگراني تاريخي امام خميني محقق شود كه فرموده بود: مبادا روزي
ملت عليه شوراي نگهبان به خيابانها بريزند.
اعضاي محترم شوراي نگهبان
متاسفانه تخلفات اين دولت در برگزاري انتخابات 22
خرداد 88 در اين روز نهتنها تمام نشد بلكه پس از آن با وجود جو التهاب و اعتراض در
جامعه بر روي آتش خشم ملت نفت ريختند. مردم را خس و خاشاك خواندند، با چماق و قمه
به اجتماعات مسالمتآميز و آرام آنان حمله كردند، با مهندسي آشوبها آنها را به نام
ملت نوشتند، به كوي دانشگاه حمله كردند، به شكل لباسشخصيها وارد خانههاي مردم
شدند، اعتراض ملت به دولت را اعتراض به نظام خواندند و در پناه سانسور رسانهها و
محدوديت سايتها و قطع موبايلها و پيامكها و ايجاد جو رعب و وحشت به بازداشت
گسترده نخبگان و روشنفكران پرداختند تا جايي كه فردي كه نيازمند مراقبتهاي مستمر
پزشكي است و جانش در خطر است را بازداشت كردند يا پيرمرد هفتادوچندسالهاي را از
بيمارستان به زندان بردند يا فرزند شهدا و جانبازان را بازداشت كردند و در ميدان
آزادي هم افرادي را كشتند و هم با گرفتن زير تابوت اين شهدا از آن براي خاموشي ملت
استفاده كردند و اين همه در حق ملتي است كه در تجمعات هفته گذشته خود با تكبير و
صلوات و سكوت اعتراض خود را اعلام كردهاند. اگر شما بخواهيد به عدالت رفتار كنيد
همين رفتارهاي هفته گذشته دولت خود در ابطال
انتخابات مهمترين سند است. دولتي
كه برپايه انتخابات مشروع به قدرت برسد به اين جو رعب و وحشت چه نيازي دارد؟
اعضاي محترم شوراي نگهبان
با راي عادلانه درباره انتخابات و ابطال آن و
برگزاري انتخابات مجدد اراده ملت را بپذيريد و بقاي نظام را تضمين كنيد كه اين به
عدالت نزديكتر است.
مهدي كروبي
29 خرداد 88
ستاد انتخابات مهدی کروبی در اطلاعیه ای اعلام کرد:برنامه تجمع اعتراض آمیز روز جمعه به شنبه ساعت ١٦ در میدان انقلاب موکول شد.
متن اطلاعیه به شرح زیر می باشد
به
دنبال در خواست مجوز تجمع در میدان انقلاب به منظور اعتراض به نتایج مخدوش
اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ضمن تقدیر از حساسیت مهم مردم شریف ایران
به اطلاع می رساند برنامه قبلی اعلام شده در خصوص حضور در نماز جمعه با
لباس مشکی لغو گردید.
لذا از هموطنان عزیز می خواهیم روز شنبه با حضور
پر شور خود در راهپیمایی بزرگ میدان انقلاب تا آزادی اعتراض خود را به
نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمایند .
منبع : حزب اعتماد ملی
شیرین عبادی، حقوقدان سرشناس ایرانی خواستار ابطال نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، و برگزاری انتخاباتی تازه تحت نظر سازمان ملل متحد شد.
خانم عبادی که برای دیدار با ناوی پیلی، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد درژنو، خواسته آزادی "حدود 500 نفر که در طی هفته گذشته دستگیر شدند" را مطرح کرد.
شیرین عبادی در یک مصاحبه با خبرگزاری رویترز در شهر ژنو گفت: "به نظر من اگر انتخاباتی جدید، اما بدون حضور ناظران بین المللی سازماندهی شود، حاصل هر چه که باشد مورد اعتراض و رد یکی از احزاب درگیر قرار خواهد گرفت."
خانم عبادی که همزمان با برگزاری تجمع اعتراضی گسترده در تهران جهت یادبود کشته شدگان در تظاهرات گفتگو می کرد، مردم را پشتوانه میرحسین مسوی دانست و گفت: "میزان مقاومت آقای موسوی بسیار به میزان مقاومت مردم بستگی دارد. تا وقتی که مردم مقاومت کنند، موسوی هم می تواند مقاومت کند."
شیرین عبادی در پاسخ به این سوال که آیا ایران به سمت انقلابی دیگر پیش می رود گفت: "فکر می کنم هنوز زود باشد در این باره صحبت کنیم."
در ماه دسامبر سال گذشته مقر کانون مدافعان حقوق بشرکه خانم عبادی ریاست آن را بعهده دارد توسط دولت ایران و به دلیل نداشتن مجوز فعالیت تعطیل شد.
خانم عبادی همچنین در گفتگو با خبرگزاری رویترز از دستگیری عبدالفتاح سلطانی، دیگر عضو کانون مدافعان حقوق بشر و رضا تاجیک مسئول روابط عمومی این تشکل ابراز نگرانی کرد.
منبع : بی بی سی
دانلود - با کیفیت عالی - فرمت PDF

بیانیه شماره 3
بسم رب الشهدا و الصدیقین
ملت بزرگ ایران
حماسه 25 خرداد شما در راهپیمایی آرام از میدان امام حسین تا میدان آزادی تهران دو نشان بر چهره ایران گذاشت: اول اعتراض ملت به خیانت دولت در امانتی که به آنها سپرده شده بود و آرایی که مالک حقیقی آنها مردم ایران بودند و ارباب دولت ربودند، دوم آرامش و متا نت ملت در شیوه اعتراض که در فضایی سرشار از سکوت برگزار شد که سکوت سرشار از ناگفته هاست.
متاسفانه کسانی که عظمت این رفتار مدنی مردم تهران و دیگر شهرهای ایران آنان را می آزارد کوشیدند با اتهام افکنی و مهندسی آشوب – که چون مهندسی انتخابات در آن زبردست هستند – برخی رفتارهای اعتراض آمیز مانند آتش زدنها و تخریب ها را به نام ملت ایران و حامیان اصلاحات و تغییر بنویسند و در این جریان گروهی از هم میهنانمان را در میدان آزادی و کوی دانشگاه به شهادت رساندند. من با تسلیت این شهادت ها اعلام می کنم این ملت از آشوب به دور است و اینان می خواهند با هراساندن مردم کوچه و خیابان از آشوب و بزرگنمایی آنها در صدا و سیما و رسانه های وابسته و سانسور رسانه های آزاد اصل اعتراض ملت را نادیده بگیرند چرا که اگر صداقت داشتند به جای پخش صحنه های خشونت بار بعد از راهپیمایی 25 خرداد شکوه اصلاح طلبانه و صلح طلبانه بودن این راهپیمایی ملی و میلیونی را نشان می دادند.
اینجانب که خود در روز 25 خرداد قطره ای از دریای حضور شما در خیابان آزادی بودم ضمن دعوت به حضور ملت در میادین، اعتراض نسبت به توطئه به آشوب کشیدن اجتماعات از سوی عناصر مشکوک هشدار می دهم که هدف نهایی این اقدامات پایان دادن به حضور شما ملت عزیز است.ذره ای در تداوم حضور خود و ذره ای در مشکوک بودن این آشوب ها تردید نکنید.
اینجانب از آنجایی که انتخابات 22 خرداد را نامشروع می دانم و نتایج برامده از آن را قبول ندارم و این فرد را برای ریاست جمهوری اسلامی ایران به رسمیت نمی شناسم. از همه مردم تهران دعوت می کنم ساعت 11 صبح روز جمعه 29 خرداد 1388 با لباس سیاه به نشانه سوگواری برای شهدای راه جمهوریت نظام اسلامی ایران از میدان 7 تیر تا محل برگزاری نماز جمعه حضور یابند و با حضور آرام و آگاهانه خود اعتراض خویش به انتخابات را اعلام کنند و خواسته ابطال انتخابات نامشروع 22 خرداد 1388 را به گوش عالی ترین مقام کشور برسانند.
حضور شما در نماز جمعه تهران – که به امامت رهبری نظام برگزار می شود – باطل کننده القائات افرادی است که معتقدند اصلاح طلبان خواهان آشوب و حرکت در ورای چارچوب قانون هستند. قانون اساسی به همه شما این حق را داده است که در خیابان ها حضور یابید و بدون هرگونه تخریب اموال عمومی صدای خویش را به گوش حاکمان برسانید و به نشانه جدایی خود از صفوف اخلال گران مشکوک با نشان های سیاه خویش را از ایشان جدا سازید.
مهدی کروبی 27 خرداد ماه 1388
منبع : سایت رسمی حزب اعتماد ملی